هدف قرار دادن بیگناهان ملکی، زنان و کودکان یک بار دیگر در ولایات پکتیا، پکتیکا و کنر افغانستان توسط پاکستان، موجب نگرانی شدید و محکومیت است. اسلامآباد میخواهد با این گونه بمبارانهای کور و تحرکات نظامی، ناکامیهای امنیتی، سیاسی و اقتصادی داخلی خود را پنهان کند. رژیم نظامی پاکستان به جای اینکه به دنبال راهحلهای اساسی برای ناامنیها و بحرانهای داخلی موجود در کشور خود باشد، تقصیر را بر دوش دیگران میاندازد و تلاشی نافرجام برای زورآزمایی میکند.
اگر به واقعیتهای ژئوپلیتیکی منطقه نگاه کنیم، این پرسش به شدت مطرح میشود که آیا اسلامآباد اصلاً به معنای واقعی کلمه خواهان حل صلحآمیز مسائل است؟ شواهد نشان میدهد که پاکستان تحمل دیدن یک افغانستان مستقل و خودکفا در منطقه را ندارد و پیوسته خواهان یک افغانستان بیثبات، ضعیف و وابسته به خود یا دیگران است. در استراتژی آنها، ثبات تنها زمانی معنی دارد که در چارچوب منافع آنها باشد و از همین رو در شرایطی که راهحلها موجود است، به حملات نظامی تکیه میکنند.
دولت افغانستان بارها طرحها و پیشنهادهای سازندهای را برای حل منازعات ارائه کرده و بر حل دیپلماتیک مشکلات موجود تأکید ورزیده است، اما نادیده گرفتن این خواستهها از سوی اسلامآباد ثابت میکند که ادعاهای پاکستان با حقیقت مطابقت ندارد. وقتی یک طرف پیوسته مذاکرات را رد میکند و به جای آن حمله به حریم کشور همسایه را ترجیح میدهد، معنایش این است که اهداف دیگری در پشت پرده وجود دارد. به اوج رساندن بحران در افغانستان ممکن است بخشی از امتیازات پنهان و معاملات ژئوپلیتیکی باشد که از سوی دیگر قدرتهای جهانی برای گسترش نفوذ به پاکستان داده میشود.
چنین اقدامات غیرمسئولانه و ادامه بحران در افغانستان به طور مستقیم امنیت، منافع اقتصادی و ثبات کل منطقه را با خطر جدی مواجه میسازد. حقیقت این است که رژیم نظامی پاکستان در خاک خود از داعش و دیگر گروههای شریر و خرابکار حمایت میکند و به آنها پناهگاههای امن داده است، اما برای اینکه جامعه جهانی از ابعاد پنهان این حقیقت آگاه نشود، تقصیر را به گردن افغانستان میاندازد.
رژیم نظامی آگاهانه کنترل این گروههای نیابتی را در منطقه در دست دارد تا از یک سو مانع از اتصال و ثبات منطقهای شود و از سوی دیگر تحت لوای مبارزه با تروریزم (!) امتیازات مالی و سیاسی از جامعه جهانی کسب کند. این پنهانکاری سیستماتیک حقایق و هدف قرار دادن خاک افغانستان تنها برای این است که مراکز اصلی شبکههای شریر که خود در داخل پاکستان مستقر هستند، از چشم جامعه جهانی پنهان بمانند.
برای رژیم نظامی پاکستان بسیار دشوار است که این اهداف واقعی و پنهان خود را به طور علنی با جهان و مردم کشور خود در میان بگذارد، به همین دلیل آنها همیشه تحت شعار مبارزه با تروریزم (!) خون غیرنظامیان افغان را میریزند. اما زمان آن فرا رسیده است که جامعه جهانی و کشورهای منطقه چشم بر این حقایق نبندند و بر اسلامآباد فشار بیاورند تا به جای مقصر دانستن دیگران، امنیت داخلی خود را در خاک خود تأمین کند و از تجاوز به خاک افغانها دست بردارد.