دو چیز باعث میشود انسان به حرکت بیاید و تصمیماتی بگیرد و آنها را اجرا کند:
۱. ایمان و عقیده: وقتی انسان با ایمان و عقیدهاش تصمیم میگیرد کاری را انجام بدهد، بدون شک تمام توان و تلاش خویش را برای موفقیت آن کار به کار میگیرد و از سستی، تنبلی و کاهلی دست میشوید؛ در این بزم، بر جنبوجوش هرچه تقاضا شود، انجام میدهد و به عقب برنمیگردد؛ زیرا چنین تصمیماتی برخاسته از ایمان و عقیدهای قوی است که اتفاقات خارقالعاده را رقم میزند و در کمترین مدت، بیشترین نتایج و مفاد را به نمایش میگذارد.
همچنین در گرو تصمیمات ایمانمند و عقیدهمحور، وحدت و انسجام به وجود میآید و در دایرهاش مؤمنان و معتقدان بیشماری جمع میشوند و این شمع فروزان را روشن نگه میدارند. همچنین با گذر زمان، ریشهاش قویتر میگردد و روزبهروز به ثمردهی نزدیکتر میشود.
۲. منافع شخصی: منافع شخصی را میتوان در دو مورد خلاصه کرد:
الف: پست و منصب؛
ب: پول و ثروت.
الف: پست و منصب: این مورد زمانی شکل میگیرد که جریانی روی کار بیاید و افرادی را برحسب نیاز و ضرورت در پست و منصبی بگمارد و از آنان استفادهٔ ابزاری نماید و تا زمانی که کارایی و اطاعتپیشگی دارند، ورقهٔ ماندگاریشان را تمدید کند.
ب: پول و ثروت: این مورد همیشه مهم است و بسیاری از انسانها برای بهدستآوردن و داشتن آن هر کاری میکنند؛ زیرا پول و ثروت تضمینکنندهٔ آسایش و برآوردهکنندهٔ حوایج است.
گاهی پیش میآید که انسان دست از جایگاه و مقام میکشد و خودش را از حصار محدودیتها آزاد میکند؛ اما هرگز خویشتن را بینیاز از داشتن پول و سرمایهٔ فراوان نمیداند و برای تأمین حوایج زندگی و سپریکردن مراحل آن، ناچار به پول و ثروت ضرورت دارد.
اکنون باید معادلهسنجی کرد که مخالفان فراری در دوران گذشته و با تکیهزدن به اریکهٔ قدرت و حکومت، چقدر در گیرودار همین دو مورد بودند و برای بهدستآوردن پول و سرمایه و رسیدن به پست و مقام، چه تلاشهایی کردند و چه چیزهایی را قربانی کردند!
همانطور که پیشتر گفته شد، امکان دارد انسان در پی کسب مقام نباشد، اما هرگز نمیتواند دستش را از گرفتن و جمعکردن پول و ثروت کوتاه کند.
اکنون همین امر سبب شده است که مخالفان فراری، زیر عناوین و آدرسهای مختلف، فعالیتها و تبلیغات رسانهای داشته باشند و هر کدام از هر گوشهوکناری بر طبل تأسیس جریان و حزبی بکوبند تا خویشتن را صاحب فکر و اندیشهای مخالفتورزانه معرفی کنند و به نوایی برسند و کمک مالیای به دست بیاورند.
به همین شکل، بارقههای امیدی که در دوران گذشته از چنین انسانهای مفتخور و مزدور در دلها روشن بود، با فروریختن کاخ کاذبِ تزویرها و مداهنتهایشان برملا گشت و برای همه مردم معلوم شد که این جماعت مزدور، نه برای ملت، که برای شکم خودشان کار میکردند تا از این سفرهٔ پربرکت و پهن ملت شریف، برای خودشان مال جمع کنند و زر بدزدند و ثروت بیندوزند.
باوجوداینکه هوای بامشان سرد و خانهٔ دلشان تاریک شده است و بیجا در کشورهای مختلف نانگدا و جاگدا شدهاند، باز هم از طمع خویش نمیکاهند و برای جلب توجه این و خوشکلامی برای آن، هر کاری میکنند تا بتوانند نان شبشان را به دست بیاورند و لقمهٔ حرام بر سر سفرهٔ خانوادههایشان ببرند.
همین طمع و آزمندی سبب شده است که در جهان ویرانهٔ خویش نیز دست از دسیسه و توطئه و بدنامکردن همدیگر برندارند و کاسهٔ ملامتی را بر سر خودشان بشکنند و در میان خودشان بیپرده حقایق را بیان کنند و بار ملامت را بر شانهٔ دیگری بار کنند.
از این دریای گلآلود و متلاطم، دشمنان این کشور نیز بیشترین استفاده را میکنند و با انداختن لقمههای آلوده به جاسوسی و خیانت در پیش گرسنگانی چون آنان، در پی کسب امتیاز برای خودشان هستند و از هر مخالف فراری بهعنوان مهرهای سوخته استفاده میکنند و وقتی از کار افتاد و خواستهشان از او برآورده شد، بدون اتلاف وقت و تردید، او را به کنار میزنند و دنبال مُدِ جدید میگردند.
تمام این عوامل دست در دست هم داده و فضای مملو از بیاعتمادی و پراکندگی را در میان مخالفان فراری به وجود آورده است؛ بهگونهای که هر کدام برای خودش دنبال دستاویزی برای کسب دستاوردی میگردد و هر روز یکی رسوا، دیگری متهم به خیانت و سومی انگشتنمای رسانهها میگردد.
توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.


