نویسنده: ابو عثمان غزنوی رسانۀ بلومبرگ یکی از رسانههای مشهور اروپایی اخیرا گزارشی را منتشر کرده که تعدادی از کشورهای اروپایی از جمله ایتالیا و هسپانیا در پی بازگشایی سفارتخانههای شان در کابل اند. این رسانه میافزاید، دیپلوماتان اروپایی گفته اند که تعامل با امارت اسلامی افغانستان یک نیاز دیپلوماتیک بوده و آنان در تلاش اند، هر چه زودتر نمایندهگیهای سیاسی شان را در کابل بازگشایی کنند. آنچه از محتوای این گزارش میتوان تحلیل کرد، تلاش گسترده و روزافزون کشورها در پی تامین روابط مستقیم و معنادار با امارت اسلامی افغانستان است. این انکشاف دیپلوماتیک نشان میدهد، کشورهای جهان به این نتیجه رسیده اند که امارت اسلامی افغانستان در حال حاضر از واقعیت های انکارپذیر در سطح منطقه و جهان می باشد، و از اینرو، در چارچوب منافع ملی، رویکردهای سیاسی، امنیتی و اقتصادی شان، داخل مراوده، گفتگو، تفاهم مثبت و معنادار با افغانستان زیر حاکمیت امارت اسلامی میگردند. همزمان با نشر این گزارش بلومبرگ، تحولات اخیر دیگر در عرصۀ دیپلوماتیک پیرامون افغانستان، نشان میدهد که کشورهای منطقه و جهان، اکنون به عمق واقعیتهای عینی و زمینی افغانستان رسیده اند. آنان امارت اسلامی افغانستان را به عنوان نظام حاکم و مقتدر و مسؤول در چارچوب یک واقعیت انکار ناپذیر در سطح معادلات منطقهیی، فرامنطقهیی و جهانی، پذیرفته و آن را غیرقابل نفی میدانند. جهان به خوبی درک کرده است که نظام حاکم کنونی موفق به استقرار ثبات و امنیت کامل در کشوری گردیده که نیم قرن جنگهای وحشتناک و ویرانگر را تجربه کرده است. تحلیلهای اخیر ارایه شده توسط اندیشمندان پالیسیساز اروپایی و منطقه پیرامون افغانستا نشان میدهد که تحکیم ثبات در بستر جیوپولتیک افغانستان، کار آسان و سادهیی نیست. علی رغم آنکه در بیست سال گذشته ناتو، امریکا و سایر متحدان شرقی و غربی آن، پیشرفتهترین تجهیزات و امکانات تسلیحاتی و حمایت های مالی و لوژستیکی گسترده و حضور دهها هزار سرباز آموزش دیده به سطح جهانی و در کنار آن، صدها هزار سرباز مربوط ارتش و نهادهای امنیتی داخلی، نتوانستند موفق به استقرار ثبات نسبی حداقل در یک ولایت این کشور گردند، اما امارت اسلامی افغانستان با کمترین امکانات و با وجود نبود حمایت خارجی، در کمترین زمان موفق به استقرار امنیت سراسری و ثبات واقعی در این کشور گردید. بنابراین، این امر، نیاز تعامل کشورهای جهان را با امارت اسلامی به عنوان یگانه نظام مقتدری که طی چهل سال گذشته توانسته بخوبی از عهدۀ این کار به درآید، برجسته و متبارز میسازد. با توجه به آنچه گفته آمدیم، دولتمردان کشورهای منطقه و فرامنطقه با درک این واقعیت که ثبات این کشور، منبع اصلی تأمین منافع اقتصادی، تجاری و امنیتی کشورهای همسایه، منطقه و فرامنطقه بوده و این کار، بدون حاکمیت امارت اسلامی افغانستان ناممکن می باشد. بنابراین آنها به عنوان یک نیاز مبرم و حیاتی در راستای منافع ملی و کشوری شان، به برقراری روابط معنادار و مثبت با امارت اسلامی افغانستان پیشتاز و پیشقدم بوده و در چارچوب راهکار ترجیحی سیاسی و دیپلوماتیک به آن اقدام نموده و می نمایند که توأم با انکشافات ذکر شدۀ دیگر در فوق، تلاش برخی کشورهای اروپایی در راستای تعامل مستقیم با امارت اسلامی افغانستان مبتنی بر احترام متقابل و روابط دو سویه، از این امر مستثنا نیست. امیدواریم سایر کشورهایی که از درک واقعیتهای عینی افغانستان دور مانده اند، نیز در همسویی با منافع ملی خود شان و نه بر مبنای منافع دیگران، در این راستا تصمیم گرفته و گام بردارند.