یادداشت: مقالات، نوشتهها و تحلیلهای منتشرشده در صدای هندوکش تنها بیانگر دیدگاه نویسندگان هستند و توافق صدای هندوکش با آنها شرط نیست.
همانند گذشته، بار دیگر گروهی جدید فعالیت و موجودیت خود را از خارج از کشور اعلام کرد. این مجمع اعلامشده شامل دهها حزب، فعال مدنی، و رهبران منفور گروههای مختلفی است که در چند دهه گذشته در جنگهای داخلی افغانستان دست داشتهاند. این افراد همچنین زمینهساز تجاوز آمریکا به افغانستان و از متحدان آنها بودهاند.
بصورت تکراری تعداد گروههای شر و فساد به دهها رسیده است و با عناوین مختلف ساختار هوایی را به صورت خیالی علیه طالبان تشکیل می دهند؛ در تشکیل این گروهها، اعضایی وجود دارند که در چندین گروه و سازمان استخبارات خارجی نیز عضویت دارند.
اکثر اعضای مجمع جدید، در سه سال گذشته حتی در جلسات آنلاین نتوانستهاند به موضع مشترکی علیه طالبان برسند، در این مدت آنها به دلیل اختلافات گذشته به یکدیگر توهین کرده و یکدیگر را متهم به قتل افغانهای بیگناه برای منافع شخصی کردهاند. در بین آنها کسانی وجود دارند که هنوز هم هیچ موضع روشنی درباره راههای مخالفت با طالبان ندارند.
عبدالرشید دوستم از جنگ نظامی علیه طالبان حمایت میکند، اما عبدالرب رسول سیاف در هنگام اعلام این مجمع جدید، گفتگو و صلح را بهترین راهحل دانست. محمد محقق در یک کنفرانس دیگر از وزرای طالبان تعریف کرده است. عطا محمد نور چندین بار از صلاحالدین ربانی و احمد مسعود به دلیل نوع و روش مبارزهشان علیه طالبان انتقاد کرده است، همچنان عمر داوودزی بارها و در سال گذشته در مصاحبهای با رادیو بیبیسی به صراحت اعلام کرد که از مبارزه نظامی و مخالفت علیه طالبان حمایت نمیکند، کریم خلیلی نیز با نظر داوودزی موافق است.
از طرف دیگر، مواضع افرادی مانند یونس قانونی، سرور دانش، تادین خان، شاهجهان، مدبر، شفق و سایرین در مخالفت با طالبان همچنان نامشخص است، مشخص نیست که آنها با چه هدفی و چگونه میخواهند علیه طالبان مبارزه کنند. با توجه به این وضعیت، به نظر میرسد که مجمع اعلامشده نیز مانند دیگر گروههای فساد و شر در نهایت منزوی شده و در ایجاد یک مکانیزم مشترک برای مبارزه موفق نخواهد بود.
این مجمع جدید همچنین تلاش دارد تا بهعنوان یک جناح مطرح، گزینهای را به رئیسجمهور جدید آمریکا، دونالد ترامپ، ارائه دهد؛ هدف آنها این است که در هر تصمیم آینده درباره افغانستان، آنها بهعنوان تصمیمگیرندگان اصلی در نظر گرفته شوند، اما اگر به سوابق این سیاستمداران منفور توجه کنیم، مشخص میشود که در شکست مذاکرات بینالافغانی در توافقنامه دوحه نیز نقش داشتهاند، در آن زمان نیز ریاستجمهوری آمریکا در دست ترامپ بود، و این افراد در آزمون قبلی خود شکست خوردهاند.
دلایل شکست این گروهها روشن است؛ اعضای گروههای فساد و شر، تنها برای منافع شخصی و اهداف خود گرد هم میآیند و بر نوع مبارزه و جایگاه یکدیگر ایراد میگیرند؛ در نتیجه، هرگز به یک توافق و موضع مشترک نمیرسند و گروههایشان شکست میخورد.
نکته مهم دیگر این است که این افراد در دو دهه گذشته جهت دستیابی به اهداف شخصیشان بالای مردم افغانستان ظلمهای شدیدی کردهاند، حکومتهای محلی و جزایر قدرت ایجاد کرده و در کل حکومت را بهصورت یک شرکت سهامی اداره کردهاند؛ مردم افغانستان به هیچ عنوان خواستار بازگشت این افراد به قدرت و تکرار روزهای تاریک گذشته نیستند.