در نزدیک به پنج سال گذشته، شمار گروههای کوچک و متفرق مخالف حکومت افغانستان در خارج از کشور افزایش یافته است که در اعلامیههای منتشر شدهی خود، ادعاهای بزرگ و خیالی را مطرح کردهاند. اکثر این گروهها ریشههای عمیق مردمی و تفکر منسجم ندارند، بلکه فعالیتهایشان تنها به تبلیغات مبالغهآمیز محدود مانده است. پرسش اینجاست که آیا کشورهای حامی، بهویژه پاکستان، میتوانند از چنین گروههای پراکنده و بینفوذی به عنوان یک ابزار استراتژیک استفاده کرده و تهدیدهای جدی ایجاد کنند؟
زمانی که به تاریخ معادلات استخباراتی و نظامی مینگریم، پیشبرد یک جنگ مؤثر تنها با اعطای کمکهای مالی یا اسلحه ممکن نیست. اگر یک گروه فاقد مشروعیت، رهبری منسجم، نظم، دسپلین و تشکیلات قوی باشد، هماهنگ ساختن گروههای متعدد و مختلف و قرار دادن آنها تحت یک هدف واحد، برای شبکههای استخباراتی خارجی هزینههای بسیار هنگفتی دارد و از نگاه عملی تا حد زیادی ناممکن است؛ اما از سوی دیگر، استفاده از این گروهها به عنوان ابزارهای تبلیغاتی، راهی آسان و ارزان است.
از سوی دیگر، وضعیت کنونی سیاسی، اقتصادی و امنیتی در خود پاکستان، مانع حمایت مالی و لوجستیکی از جنگهای نیابتی جدید میشود. بحران اقتصادی رو به افزایش در آنجا، چالشهای موجود با سازمانهای مالی بینالمللی و فشار گروههای مسلح داخلیِ جدید بر آنها، این توانایی را تا حد زیادی محدود کرده است. رژیمی که خود با مشکلات داخلیاش دستوپنجه نرم میکند، ایجاد و پروراندن دهها جبهه مختلف در داخل یک کشور دیگر، فراتر از توان اقتصادی و نظامی آن رژیم نظامی است.
از لحاظ تاریخی، کار گرفتن از گروههای نیابتی غیرمنظم و بدون برنامه توسط کشورهای خارجی، همیشه خطر معکوس به همراه داشته است. آموزش و کار گرفتن از سیاسیون و افراد مسلح غیرمشروع و بیهدف، در آینده تهدیدهای بزرگی را متوجه امنیت کشورهای میزبان میسازد. پاکستان در چند دهه گذشته از چنین پیامدهای ناگوار گروههای استخباراتی و مسلح، آسیبهای بسیار سختی دیده است و این تجربه تلخ، فرصتهای جدید را نیز از آنها میگیرد. اما به نظر میرسد که رهبران رژیم نظامی هنوز درس نگرفتهاند.
با وجود تمام اینها، هرچند گروههای مخالف متفرق هستند و نمیتوانند فعالیتهای نظامی تهدیدآمیزی انجام دهند، اما به دستور آیاسآی برای جنگ روانی و تبلیغاتی از نیرنگها و پروپاگند کار میگیرند، امنیت روانی مردم را مختل میکنند و تلاش میورزند افکار عمومی را به سوی خود جلب کنند. به عبارت دیگر، این گروهها ظرفیت سرنگونی حکومت را ندارند، اما به عنوان یک حربه تبلیغاتی و سلاح فریبنده برای فشار استخباراتی موقت، به ابزار خوبی برای آیاسآی مبدل شدهاند.
اگرچه کشورهای همسایه، بهویژه پاکستان، از گروههای نیابتی مختلف برای کمپاینهای تبلیغاتی کوتاهمدت و جنگ روانی استفاده میکنند، اما تا زمانی که این گروهها مشروعیت، هدف مشخص، حمایت مردمی و استقلالیت نداشته باشند، هرگز نمیتوانند به یک تهدید استراتژیک بزرگ و شکستناپذیر بدل شوند. آنها تلاشهای کوتاهمدتی انجام خواهند داد، اما چانسشان برای تصرف اراضی و تغییر وضعیت نظامی، تا حد زیادی نزدیک به صفر است.
توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.
