هر بار که شماری از رهبران مخالفان افغانستان در برابر دوربین‌ها ظاهر می‌شوند، گویی قرار است فردا اتفاق بزرگی در افغانستان رخ دهد؛ بیانیه صادر می‌شود، هشدار داده می‌شود، از «مبارزه»، «مقاومت»، «تغییر نظام» و «آینده افغانستان» سخن گفته می‌شود و گاهی نیز چنان تهدیدهایی مطرح می‌گردد که اگر فقط به حجم سخنان آنان نگاه کنیم، تصور می‌کنیم نقشه سیاسی افغانستان در آستانه دگرگونی است.

اما کافی است پرده نمایش را کنار بزنیم و میان آنچه در صفحه نمایش گفته می‌شود و آنچه در میدان واقعیت جریان دارد، مقایسه کنیم؛ آن‌گاه روشن می‌شود که میان این دو، فاصله‌ای به اندازه زمین و آسمان وجود دارد.

نشست آنلاین اخیر آنان به مناسبت آنچه خودشان «هفته شهید» می‌نامند نیز چیزی فراتر از همین نمایش تکراری نبود؛ نشست دیگری از سلسله نشست‌هایی که رهبران مخالفان از خارج افغانستان برگزار می‌کنند؛ نشست‌هایی که در آن چهره‌ها ظاهر می‌شوند، سخنرانی می‌کنند، یکدیگر را تأیید می‌کنند، هشدار می‌دهند و تهدید می‌کنند و سپس هرکس به محل اقامت خود بازمی‌گردد؛ اما افغانستان همان افغانستان است و واقعیت‌های داخل کشور نیز همچنان بی‌اعتنا به این نمایش‌ها به مسیر خود ادامه می‌دهد.

اگر روند نشست‌های آنلاین این جریان‌ها را در سال‌های گذشته دنبال کنیم، دیده می‌شود که مخالفان نظام کنونی هنوز در همان دور باطلی می‌چرخند که پنج سال پیش آغاز کرده بودند. پنج سال پیش، وقتی احساس کردند از فضای سیاسی و رسانه‌ای افغانستان در حال حذف و فراموشی هستند، برای اینکه حضور خود را از دریچه مجازی فریاد بزنند، گرد هم آمدند؛ امروز نیز دوباره گرد هم آمده‌اند تا ثابت کنند هنوز «فعال» هستند و چهره‌هایشان چند صباحی دیگر در رسانه‌ها دیده شود.

اما نتیجه همچنان صفر!

نه رهبری واحدی شکل گرفته، نه برنامه عملیاتی قابل اجرا ارائه شده، نه توانسته‌اند نیروی مؤثر و پایدار در داخل ایجاد کنند و نه توانسته‌اند میان گروه‌ها و چهره‌های پراکنده خود یک اجماع واقعی به وجود آورند. در عمل، حاصل این همه نشست و سخنرانی چیزی جز تکرار مواضع و ادعاهای گذشته در میان خودشان نبوده است.

سخنانی که پنج سال پیش تکرار می‌شد، حالا نیز همان سخن‌ها در حال تکرار است: «مقاومت ادامه دارد.» «به‌زودی تغییرات بزرگی رخ خواهد داد.» «حکومت کنونی دوام نخواهد آورد.» «افغانستان به سمت بحران می‌رود.» «گزینه‌های دیگری روی میز است.»

اما واقعیت این است که این شعارها، چنانچه برای ما و مردم افغانستان تکراری و بی‌ارزش شده، برای هواداران خودشان نیز تکراری و خسته‌کننده گردیده است. از تحولاتی که چند سال پیش، آن‌ها وقوعش را نزدیک و قطعی جلوه می‌دادند، نه‌تنها خبری نشده، بلکه حتی نشانه‌ای از تحقق آن وعده‌ها نیز باقی نمانده است و اندک امیدی نیز در دل هوادارانشان باقی نگذاشته است!

مردم را نمی‌توان برای همیشه با شعار همراه کرد. مخالفان در سال‌های گذشته تلاش کرده‌اند خود را مدافع مردم، آزادی، حقوق انسان‌ها و آینده افغانستان معرفی کنند؛ اما سیاستمدار را باید نه فقط از شعارهایش، بلکه از سابقه و کارنامه‌اش شناخت.

مردم افغانستان تجربه سیاسی کوتاهی ندارند. این مردم جنگ دیده‌اند، حکومت‌های مختلف دیده‌اند، ائتلاف‌های سیاسی دیده‌اند، شعارهای بزرگ شنیده‌اند و وعده‌های فراوان نیز شنیده‌اند. بنابراین، هرگز فریب شعارهای پرطمطراق کسانی را نمی‌خورند که سابقه سیاسی‌شان گواه بر معامله‌های ننگین و خیانت‌های شرمسارشان دارد. فریب کسانی را نمی‌خورند که می‌خواهند با استفاده از احساسات پاک مردم و مجبوریت آنان، کشتی تجارت سیاسی خویش را در میان خون مردم به راه بیندازند.

نشست‌های آنلاین مخالفان، هر قدر هم با عنوان‌های بزرگ و شعارهای پرسروصدا برگزار شود، نمی‌تواند واقعیت را تغییر دهد. دوربین می‌تواند چهره‌ها را بزرگ نشان دهد، اما نمی‌تواند وزن سیاسی آنان را بیشتر کند؛ بلند کردن صدا نیز الزاماً به معنای داشتن توانایی نیست.

واقعیت با سخنرانی تغییر نمی‌کند؛ با توانایی، برنامه، سازمان، اعتماد عمومی و عمل تغییر می‌کند؛ و مشکل اصلی مخالفان دقیقاً همین‌جاست: آنچه در برابر دوربین دارند، بسیار بیشتر از آن چیزی است که در میدان واقعیت در اختیار دارند.

توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.

Share.
Leave A Reply

Exit mobile version