افغانستان در چند دهه اخیر شاهد ناامنی، جنگ و خون‌ریزی‌های بی‌سابقه‌ای بوده است؛ تا جایی که دامن ناامنی‌ها شهر و بازار و کوچه و پس‌کوچه‌های بسیاری از شهرها را نیز گرفته بود. باندهای اختطاف‌گر و چپاول‌گر در نقاط مختلف شهرهای بزرگ لانه انداخته بودند و هر روز خون وطنداران ما را می‌مکیدند. چه‌بسا جوانانی که به‌خاطر بی‌ارزش‌ترین چیز به قتل می‌رسیدند و با دنیایی از آرمان‌ها، قربانی دزدان و جنایت‌کاران می‌شدند.

افراد بی‌بندوبار، هم دست‌شان را تا آرنج در خون بی‌گناهان آغشته می‌کردند و هم به دلیل ساخت‌وپاخت با بخش‌های امنیتی و مسئولان بلندپایه‌ی رژیم جمهوریِ فروپاشیده، آزادانه در شهرها گشت‌وگذار می‌نمودند؛ گویا نه قانونی وجود داشت و نه حاکمیت، نه نیرویی دیده می‌شد که امنیت شهر را تأمین کند و نه محکمه‌ای که جنایت‌کاران را به جزای اعمال‌شان برساند. گویا دزد و دولت همه شریک هم بودند. عین همین وضعیت در شاهراه‌ها و اطراف شهرها نیز حاکم بود.

اما با روی کار آمدن نظام کنونی، گلیم این بی‌بندوباری‌ها جمع شد و دامنه امنیت و آرامش در سراسر کشور گسترش یافت؛ تا جایی که امروز بیرون شدن از خانه و سفر در شب و روز تفاوت چندانی ندارد. سرمایه‌گذاران و تاجران نیز در مقایسه با گذشته، فضای امن‌تری برای فعالیت اقتصادی می‌بینند و گزارش‌های بین‌المللی نیز بارها از بهبود وضعیت امنیتی در افغانستان سخن گفته‌اند.

در چنین شرایطی، سخنان اخیر یاسین ضیاء، رهبر جبهه موسوم به «جبهه آزادی»، قابل تأمل است. او در نشست آنلاین خود مدعی شده است: «مردم می‌گویند که امنیت؛ در اصل ما جبهه‌ها امنیت را تأمین کرده‌ایم؛ اگر بخواهیم امنیت را مختل کنیم، آن‌گاه خواهید دید که امنیت چیست؟»

این سخن پرسش ساده‌ای را به میان می‌آورد: اگر جبهه‌ها تأمین‌کننده امنیت بوده‌اند، چرا زمانی که خودشان در قدرت بودند، نتوانستند چنین امنیتی را برای مردم فراهم کنند؟

چرا در همان سال‌هایی که حکومت در دست آنان بود، کابل از وجود اختطاف‌گران، دزدان و چپاول‌گران پاک نشد؟ چرا مردم در شاهراه‌ها و مسیرهای بین‌شهری با نگرانی و ترس رفت‌وآمد می‌کردند؟ و چرا امنیتی که امروز از آن سخن می‌گویند، در زمان حاکمیت خودشان برای مردم به‌وجود نیامد؟

حقیقت این است که جبهه‌های مخالف نه‌تنها نتوانستند امنیت سراسری موجود را به‌وجود بیاورند، بلکه در سال‌های اخیر بارها تلاش کرده‌اند با انجام حملات و ایجاد فضای روانی ناامنی، وضعیت کشور را بحرانی جلوه دهند. بارها قصد حمله به شرکت‌های خارجی را که در افغانستان به قصد سرمایه‌گذاری آمده بودند نیز کردند، اما این تلاش‌ها نتوانست واقعیت عمومی امنیت در کشور را تغییر دهد.

اکنون که این تلاش‌ها به نتیجه نرسیده است، گویا منطق جدید این شده که اگر توان برهم‌زدن امنیت را ندارند، دست‌کم مردم را تهدید کنند که «اگر بخواهیم، امنیت را مختل می‌کنیم.»

سخن یاسین ضیاء را اگر در کنار واقعیت‌های گذشته و وضعیت امروز افغانستان قرار دهیم، یک تناقض آشکار نمایان می‌شود: کسانی که در سال‌های حاکمیت خود نتوانستند امنیت را تأمین کنند، امروز مدعی‌اند که امنیت موجود نتیجه عملکرد آنان است؛ و کسانی که نتوانسته‌اند آن را مختل کنند، مردم را تهدید می‌کنند که اگر بخواهند، امنیت را برهم خواهند زد.

اما امنیت با شعار و نشست آنلاین به‌وجود نمی‌آید و با تهدید نیز از میان نمی‌رود. واقعیت افغانستان امروز را باید در زندگی مردم دید؛ در باز بودن شاهراه‌ها، رفت‌وآمد آزادانه شهروندان، فعالیت بازارها و گسترش آرامش در سراسر کشور.

اگر شما مدعی هستید که امنیت فعلی نتیجه عملکرد شما است، چرا در روزگاری که قدرت و امکانات در اختیارتان بود، نتوانستید همان امنیتی را که امروز از آن سخن می‌گویید، برای مردم افغانستان به‌وجود بیاورید؟

توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.

Share.
Leave A Reply

Exit mobile version