انسانهایی که به دنبال منافع شخصی و ترفیع مقام پوشالی خود در بستر دولت و ملت هستند و چیزی فراتر از آن در دیدگاهشان ارزش ندارد، همیشه خود را به همان سمتی نزدیک میکنند که نفع و سودی برایشان داشته باشد و چراغی را در خانهٔ امیدشان روشن کند، هرچند آن امر بر پایهٔ دروغ و کذب محض استوار باشد.
برای دستیافتن به چنین سود و منفعتی، هیچگاه نمیاندیشند که چه چیزی را باید قربانی کنند و چه چیزی را باید پیشکشِ منفعت و ضرر خود سازند؛ بلکه بیشتر به این میاندیشند که با قربانیکردن چه میزان از اعتبار و شهرت خویش میتوانند چند برابر آن را به دست آورند و یک گام پیشتر بروند.
چنین انسانهایی، در حقیقت، منافقان دوچهرهای هستند که برای بهدستآوردن منافع خود، در هر قالبی قرار میگیرند و حاضرند با هر چهره و سیمایی ظاهر شوند تا روزنهای برای خود ایجاد کرده و از آن وارد شوند.
گاهی خود را خیرخواهترین مردم جلوه میدهند و از فداکاری، ایثار و تأمین منافع ملت خویش سخن میگویند و گاهی همهٔ این خوبیها و محاسن در یک لحظه به کینه، کدورت و دشمنی تبدیل میشود تا شاید بتوانند با نقشبازیکردن در دل مردم جا باز کنند.
عدهای که در دوران جمهوریت در بستهای بلند دولتی قرار داشتند و در نگاه مردم، چهرههای مطرح و شناختهشدهٔ دولتی و رسانهای به شمار میرفتند، برای آنکه بتوانند منافع خود را تضمین کنند و از طریق شهرت و مقامشان به درآمدهای هنگفت دست یابند، حاضر بودند دست به هر کاری بزنند و بر هر حقی پا بگذارند؛ حتی دشمنتراشی کنند و از هر کسی بتی بسازند تا دل مردم را به دست آورند.
یکی از همین موارد این بود که همواره از تنشهای موجود میان افغانستان و پاکستان سوءاستفاده میکردند و از نفرت و کدورت مردم افغانستان نسبت به حاکمیت مداخلهگر پاکستان بهرهبرداری ابزاری مینمودند. احساسات مردم را نسبت به پاکستان شعلهور میساختند و خود را مدافع منافع ملی معرفی میکردند و با کوبیدن صخرههای خشم و دشمنی ملت بر دیوارهای حاکمیت پاکستان، خویشتن را پیشگام این عرصه جلوه میدادند؛ در حالیکه همهٔ این صحنهها ساختگی بود تا بتوانند جایگاه خود را حفظ کنند.
اما اکنون که همین جماعت سرگردان دستشان از هر جایی کوتاه شده و با جبههٔ اشتباهی که برگزیدهاند به حاشیه رانده شدهاند، دیگر نه آن احساسات گذشته را دارند و نه آن سخنان دهنپرکن را در برابر پاکستان بر زبان میآورند؛ بلکه بیشتر خود را به سوی پاکستان نزدیک ساختهاند، زیرا باور دارند که اکنون قرارگرفتن در کنار پاکستان میتواند برایشان سودآور باشد.
شکی نیست که ملت افغانستان هنوز همان ملت گذشته است و همان خشم، نفرت و کدورت نسبت به رفتارهای خصمانه و دشمنانهٔ پاکستان در دلهایشان موج میزند. اما کسانی که در گذشته خود را نمایندگان دلسوز ملت افغانستان معرفی کرده و علیه پاکستان شعار میدادند، امروز همان طیف دوچهره سکوت اختیار کردهاند و در برابر اقدامات خونین و تجاوزهای بیرحمانهٔ پاکستان خاموش ماندهاند.
برعکس، زمانی که حاکمیت مقتدر افغانستان پاسخ کوبندهای به پاکستان میدهد، سخنان منافقانه بر زبانشان جاری میشود و خواهان راستیآزمایی و بررسی دقیق موضوع میگردند. گویا این افراد اکنون به این نتیجه رسیدهاند که با نزدیکساختن خود به مواضع حاکمیت پاکستان میتوانند منافع خویش را تأمین کرده و به جایگاهی نسبی در رسانهها و در میان مخالفان دست یابند.
پس بهوضوح روشن میشود که این افراد، در حقیقت، انسانهای دوچهرهای هستند که تنها به منافع و سود شخصی خود میاندیشند و رنج و اشکی که از دیدگان این ملت جاری میشود، هیچ اهمیتی برایشان ندارد و تنها بهعنوان سپر بلا از آن استفاده میکنند.
اینجاست که باید به این حقیقت پی برد که هرگز چنین انسانهایی آن دیوارهای مستحکم و قابل اعتمادی نیستند که ملت بتواند در مواقع ضرورت و شرایط حساس بر آنها تکیه کند، اطمینان خاطر داشته باشد و از پشتیبانیشان مطمئن باشد.
توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.