در چهار سال گذشته، حکومت کنونی افغانستان با جلب حمایتهای مردم و تثبیت قدرت خود، فضای سیاسی افغانستان را به خوبی مهار کرده است، به گونهای که مردم افغانستان احزاب و گروههای مخالف حکومت را به حاشیه کشانده و به مرز فروپاشی رساندهاند.
پس از سقوط جمهوریت، احزاب مخالف برای مقابله با حکومت افغانستان بارها تلاش کردند تا متحد شوند؛ اما در چهارسال گذشته واقعیت خلاف آن را نشان داده است که نه تنها اتحادی میان آنان صورت نگرفته و بلکه انشعاب، تفرقه و رقابتهای درونی میان آنان اوج گرفته است.
حزب جمعیت، گروه مقاومت و حالا حزب جنبش، همگی قربانی اختلافات داخلی شدهاند؛ روندی که نشاندهنده ضعف ساختاری و فقدان ظرفیت سیاسی در این احزاب است.
در تازهترین مورد، نظامالدین قیصاری، معاون حزب جنبش، بدون هماهنگی با جنرال دوستم، خود را رهبر حزب اعلام کرده و ساختار جداگانه ایجاد کرده و سخنگوی جدید نیز برای حزب تعیین و معرفی کرده است.
این اقدام نه تنها مشروعیت رهبری دوستم را زیر سؤال برده، بلکه نشاندهنده بحران اقتدار در درون حزب جنبش است.
قیصاری با حمله لفظی به دوستم و عطا محمد نور، آنها را «مافیای شمال» خوانده؛ عبارتی که ریشه در اختلافات مالی، رقابتهای شخصی و بیاعتمادی عمیق دارد.
زندگی اشرافی برخی رهبران در خارج از کشور، فاصله عمیقی میان آنها و بدنه اجتماعیشان با مردم ایجاد کرده است؛ شکافی که زمینهساز انشعابها و تفرقههای بیشتر شده است.
سوءظنهای متقابل، ترس از خیانت، و رقابت برای جلب حمایت خارجی، فضای همکاری میان این احزاب را به فضای تخریب متقابل تبدیل کرده است.
این گروههای جدید، نه توان بسیج مردمی دارند و نه برنامه سیاسی مشخص؛ تنها ابزارشان، رسانههای اجتماعی و شعارهای تند و پوچ است.
در مقابل این تفرقه و ضعف، حکومت کنونی افغانستان موفق شده است تحکیم قدرت خود را تثبیت کند. حکومت افغانستان، توانسته فضای سیاسی را یکدست کند و هر نوع اعتراض را به راحتی پاسخ بدهد و قناعت ببخشد.
توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.