در سال ۲۰۲۵م، هنگامی که عربستان سعودی و پاکستان پیمان امنیتی و دفاعی را امضا کردند، حلقات خاص نظامی پاکستان گمان میکردند که از طریق این پیمان بار دیگر معاملات قدیمی خود را با پول نقد به دست آمده احیا خواهند کرد، اما حقایق آشکار شده در سال ۲۰۲۶ نشان داد که این فرمول کاملاً شکست خورده است. برخی منابع پاکستانی خود اعتراف کردهاند که این پیمان اکنون برای آنها به یک «جنجال استراتژیک و سردرد» تبدیل شده است؛ زیرا نه سعودی آنطور که پاکستان انتظار داشت سرمایهگذاری کرد و نه حضور پاکستان توانست از حملات ایران به تأسیسات سعودی جلوگیری کند. این وضعیت نشان داد که این پیمان به جای یک سپر امنیتی، تنها به یک بار کاغذی تبدیل شده است.
پنهانترین و مغرضانهترین جنبه این پیمان امنیتی این بود که حلقات نظامی پاکستان میخواستند از نفوذ مالی و سیاسی عربستان سعودی به عنوان یک ابزار علیه همسایگان خود، بهویژه افغانستان و هند، استفاده کنند. اسلامآباد تلاش میکرد تا خود را در چتر امنیتی سعودی پنهان کند و مداخلات و تجاوزات خود را در منطقه با استفاده از پیمان با کشوری دیگر ادامه دهد. هدف آنها این بود که عربستان سعودی را در جنجالی درگیر کنند که در آینده از مداخلات پاکستان در برابر ثبات جدید افغانستان و قدرت دفاعی هند حمایت کند، اما این محاسبه اشتباه بود، زیرا سعودی خود با تهدیدات امنیتی برای بقای خود مواجه است و این اهداف شوم پاکستان از آن پنهان نمانده است.
نشانههای کنونی حاکی از آن است که عربستان سعودی به شدت از این پیمان ناراضی و پشیمان است؛ زیرا پاکستان در عرصه عمل تنها دیپلماسی محتاطانه را در پیش گرفته است. هنگامی که سعودی در خلیج با تهدید مواجه شد، پاکستان به جای ایفای نقش نظامی فعال، به تماسها و بیانیههای دیپلماتیک نمادین بسنده کرد تا تنها خود را از سرزنش نجات دهد. این محافظهکاری باعث شده است که سعودی به توانایی نظامی و وفاداری پاکستان شک کند. مقامات سعودی اکنون متوجه شدهاند که پاکستان تنها به خزانههای آنها چشم دوخته، اما هنگامی که زمان دفاع نظامی فرا میرسد، پاکستان به بهانه بیطرفی یا میانجیگری خود را رها میکند.
از سوی دیگر، در داخل پاکستان نیز این پیمان به یک سرخوشی بزرگ تبدیل شده است. برخلاف انتظارات مالی، عربستان سعودی به جای سرمایهگذاریهای جدید، تنها سیاست تمدید وامهای قبلی را در پیش گرفته است. رؤیای رژیم نظامی پاکستان که گمان میبرد در ازای این پیمان میلیاردها دالر سرمایهگذاری جدید به دست خواهد آورد، نقش بر آب شد. اکنون که عملاً این تلاش پاکستان شکست خورده و از سوی دیگر به خاک سعودی حمله شده و آنها امیدوارند که پاکستان کمک کند، مقامات پاکستانی احساس میکنند که در دامی افتادهاند که تنها خطر دارد، اما سود آن تقریباً صفر است. این نتیجه منطقی معاملهای است که اساس آن بر باجگیری استوار بود.
حلقات نظامی پاکستان که میخواستند سعودی را در دشمنیهای منطقهای خود به عنوان ابزاری به بازی بگیرند، اکنون خود قربانی بیاعتمادی سعودی شدهاند. طرح آنها مبنی بر اینکه در هنگام بحران با افغانستان و هند، سعودی به نفع پاکستان وارد میدان جنگ خواهد شد، به دلیل تعهدات دفاعی ضعیف خودشان نقش بر آب شد. سعودی اکنون به جای پاکستان، راههای تفاهم با سایر قدرتهای منطقهای و حتی رقبای قدیمی خود را در پیش میگیرد، زیرا آنها درک کردهاند که حمایت نظامی پاکستان تنها یک «شعار تجاری» است که در زمان بحران هیچ ارزشی ندارد.
پیمان دفاعی سعودی و پاکستان، به جای اینکه یک فرصت استراتژیک برای هر دو کشور باشد، به یک گرداب بزرگ بیاعتمادی تبدیل شده است. پاکستان که میخواست با این پیمان همسایگان خود را تهدید کند و از ثروت سعودی برای تجاوز استفاده کند، اکنون در وضعیتی قرار دارد که نه سود مالی به دست آورده و نه اعتبار سعودی را حفظ کرده است. روابطی که بر اساس خیانت بنا شده است، نمیتواند در امواج شدید بحران مقاومت کند. عربستان سعودی اکنون با بیوفایی شریکی مواجه است که تنها در ازای پول نقد، سیاست نمایشی را پیش میبرد.
توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.