پیش از آنکه به تشریح عنوان بپردازیم، نخست باید به یک پرسش پاسخ داده شود و آن این است که چرا ائتلاف‌ها شکل می‌گیرند؟ پیش از موضوع از بین رفتن ائتلاف‌ها، بررسی علت تشکیل ائتلاف‌ها مهم است.

زمانی که چندین فرد به‌تنهایی توانایی دستیابی به هدف را نداشته باشند، با دیگران یکجا می‌شوند؛ یا به دلیل ضعف قدرت، یا هم در برابر دشمن مشترک یا تهدید مشترک. بیشتر ائتلاف‌ها بر اساس مخالفت شکل می‌گیرند، نه بر اساس فکر مشترک. برای ایجاد مشروعیت سیاسی، گروه‌ها می‌خواهند خود را منظم، نمایندگی‌کننده و جدی نشان دهند. یا پس از ناکامی ساختارهای پیشین؛ هنگامی که چارچوب‌های کهنه ناکام شوند، نامی نو و ائتلافی نو پدید می‌آید. یا برای تسخیر و تبلیغ رسانه‌ها، برخی ائتلاف‌ها نه عملی، بلکه نمایشی شکل می‌گیرند. اگر به اختصار بگوییم، ائتلاف زمانی شکل می‌گیرد که تنهایی به اوج انحلال رسیده باشد.

با توجه به علل بالا، هرگاه یک گروه، گروه‌ها یا تلاش‌های فردی با خطر ضعف و انحلال روبرو باشند، آنگاه به عنوان آخرین تلاش، کوشش می‌کنند تا یکجا شوند و به یاد می‌آورند که «دشمن دشمن، دوست است»، سپس در میان دشمنان دشمن خود می‌نگرند و دشمنی را به عنوان دوست خود انتخاب می‌کنند که با دشمن او دشمنی داشته باشد و بتوان با او یک ائتلاف مشترک تشکیل داد. این ائتلاف مشترک پس از تشکیل، هر لحظه با خطر فروپاشی روبروست، زیرا هر طرف اجندای خود را دارد و به همین دلیل به سرعت تصادم رخ می‌دهد. رهبری چنین ائتلاف‌هایی مشترک و ضعیف است و رهبری مشترک نیز بیشتر اوقات نمی‌تواند تصمیم بگیرد. آن ائتلاف‌هایی که بر اصول استوار نیستند، بلکه بر مصلحت بنا شده‌اند، دوام نمی‌آورند و نمی‌توانند بدیل باشند، همچنین تصادم فکری در پشت ساختار، همه چیز را از بین می‌برد.

ائتلاف‌ها زمانی به بدیل معتبر تبدیل می‌شوند که از نیازهای ملت، متن جامعه و برنامه روشن سرچشمه گرفته باشند؛ اما بیشتر ائتلاف‌های چهار سال اخیر، از جمله آخرین ائتلاف هماهنگی، واکنش‌های احساسی به از دست دادن قدرت هستند، نه محصول فکر نظام‌سازی. به همین دلیل است که نه هدف مشترکی میان آنها وجود دارد، نه موضعی واحد و نه رهبری منسجم؛ هنگامی که بنیاد بر احساس واکنش استوار باشد، نتیجه طبیعی آن فروپاشی است.

عامل اساسی دیگر میان ائتلاف‌ها، بحران رهبری است. این ائتلاف‌ها عمدتاً حول محور چهره‌هایی می‌چرخند که یا سابقه جنگ‌های داخلی دارند، یا مشروعیت مردمی ندارند و یا بار ناکامی‌های گذشته را به دوش می‌کشند. این ساختارها دچار توهم حمایت خارجی هستند. برخی گمان می‌کنند که با کمک بازیگران خارجی می‌توانند تغییر ایجاد کنند، حال آنکه سیاست بین‌الملل دیگر چهره‌های مصرف‌شده را خریداری نمی‌کند.

این ائتلاف‌ها بدیل نیستند، بلکه شرارت‌های نوین جمهوریت سرنگون‌شده اند. ملت به کسی بدیل می‌گوید که فکر نو، زبان نو و راه‌حل‌های عملی برای مشکلات ارائه دهد، نه اینکه شعارهای کهنه را به نام قالبی نو تکرار کند. به همین دلیل، آدرس‌ها و ساختارهای مشابه تحت عناوین مقاومت و دیگر نام‌ها، هنوز هم نمی‌توانند توجه مردم را جلب کنند.

در برابر ائتلاف‌های مخالفین، دولت افغانستان روزبه‌روز محکم‌تر می‌شود، زیرا یک مرکز، تصمیم واحد، برتری امنیتی و تسلسل اداری دارد. مردم ثبات را ترجیح می‌دهند، نه ائتلاف‌های مبهم را. تا زمانی که ائتلاف‌ها از فردمحوری، قدرت‌طلبی و اتکای خارجی فراتر نروند، نه دوام خواهند آورد و نه جایگزین خواهند شد.

توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.

Share.
Leave A Reply

Exit mobile version