نزدیک به پنج سال پیش، زمانی که داستان سقوط رژیم جمهوریت هنوز به پایان نرسیده بود، شماری از سیاستمداران شکست‌خورده در میدان جنگ، پروژه‌ی جدید سیاسی و استخباراتی را تحت نام مقاومت به مردم به عنوان بدیل، نجات و آینده معرفی کردند. در آن زمان، حساب‌های تبلیغاتی آنان چنین وانمود می‌کردند که به زودی افغانستان شاهد یک مقاومت گسترده خواهد بود، جبهه‌ها با هم متحد خواهند شد، حمایت بین‌المللی به دست خواهد آمد و معادله قدرت در کشور تغییر خواهد کرد. اما حالا که پنجمین بهار در حال گذر است، نه آن درخت وعده داده شده میوه داد و نه سایه‌ای از آن باقی ماند؛ بلکه درخت خیالی مقاومت روز به روز در حال فروریختن است.

آخرین نمونه آن، گردهمایی در پوهنتون آکسفورد بریتانیاست که در مورد چهار سال اخیر و آینده افغانستان برگزار شده بود. میثم نظری، مسئول روابط خارجی گروه مقاومت، به صورت حضوری در آن شرکت کرده و احمد مسعود نیز به صورت آنلاین سخنرانی کرده است. مسعود سخنان کلیشه‌ای خود را تکرار کرد و هوادارانش این نشست را مفید و معنادار خواندند.

آنان به جای حضور عملی، وزن سیاسی خود را در سیمینارهای هوتل‌ها، انستیتوت‌ها و پوهنتون‌ها ثابت می‌کنند. آنان نمی‌خواهند به کلی نام‌شان از بین برود، گاه‌گاهی در مکان‌های عادی و غیررسمی حضور خود را نشان می‌دهند. چنین به نظر می‌رسد که به جای میدان افغانستان، استیج‌های کنفرانس‌ها را معیار اثبات مقاومت قرار داده‌اند. همین معیارهای پایین نشان می‌دهد که این گروه چقدر ضعیف و ناتوان است.

سازمان‌های استخباراتی جهان، یا عموماً کشورها روی آن گروه‌هایی حساب می‌کنند که یا ریشه‌های مردمی داشته باشند، یا ساختار سیاسی منظم و یا توانایی تغییر در میدان را دارا باشند. تنها سخنرانی در آکسفورد، واشنگتن یا تالارهای اروپایی، اخطار دادن و سر دادن شعارهای کلیشه‌ای معادله قدرت را تغییر نمی‌دهد. همین دلیل است که برای مردم سوال ایجاد می‌شود: اگر بعد از پنج سال هم بزرگترین دستاورد مقاومت یک سیمینار، سخنرانی آنلاین و چند عکس باشد، پس نشانه‌های آن نفوذ ادعا شده کجا هستند؟

حقیقت مهم دیگر این است که گروه‌های مقاومت خود ادعای وحدت را نیز حفظ نکردند. آن گروهی که خود را خانه مشترک تمام جبهات مخالف می‌خواند، بیش از همه قربانی انشعاب شده است. جدایی حامد سیفی تنها یک اختلاف شخصی و فردی نیست؛ بلکه این فریادی است که از داخل به بیرون می‌آید، این یک مناقشه بزرگ بر سر قدرت است، این خلأ یک مدیر مدبر است که آهسته آهسته از درون ساختار مقاومت سر برآورده و آشکار می‌شود. زمانی که یک جنبش هنوز پیش از دستیابی به قدرت، قربانی رقابت، بی‌اعتمادی و تجزیه درونی خود شود، آینده آن از پیش قابل پیش‌بینی است که از بین خواهد رفت.

تبلیغات فریبنده گروه مقاومت دیگر نمی‌تواند احساسات مردم را برانگیزد. زیرا مردم فاصله بین شعار و واقعیت را با چشمان خود می‌بینند. مردم می‌بینند که هر سال نشست‌های جدیدی برگزار می‌شود، اعلامیه‌ها و مصاحبه‌های جدیدی منتشر می‌شوند، اما در میدان عمل همان ناتوانی قدیمی حاکم است. این پنجمین بهار است در حال گذر که روزهای پایانی آن سپری می‌شود، اما گروه مقاومت با گذشت هر روز، با تهدید جدی نابودی روبرو است.

توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.

Share.
Leave A Reply

Exit mobile version