چند روز قبل، برخی از چهره‌های فراری، به مناسبت دهمین سالگرد درگذشت یکی از فرماندهان خود به نام «حسین انوری»، مراسمی را در شهر مشهد ایران برگزار کردند.

برخی از چهره‌های سیاسی که نتوانستند در این مراسم حضور یابند، از طریق ارتباط آنلاین سخنرانی کرده و بار دیگر از اراده و برنامه‌ی خود برای آینده‌ی افغانستان پرده برداشتند.

احمد مسعود، رهبرِ موسوم به جبهه‌ی مقاومت، در سخنان خود، با ستایش از جنرال بدنام افغانستان، «عبدالرشید دوستم»، و با اشاره به محبوبیت و حمايت مردمی وی، اظهار داشت که اگر انتخابات برگزار شود، دوستم در برابر حکومت کنونی پیروز خواهد شد.

جدا از اینکه مسئله‌ی انتخابات در فرهنگ اسلامی و سنت سیاسی مردم افغانستان جایگاه و ارزشی ندارد و به‌عنوان الگویی وارداتی، در دوران اشغال بر کشور تحمیل شده بود و با پایان اشغال، آن نیز عملاً از میان رفت، باید خاطرنشان کرد که مقایسه‌ی محبوبیت و پایگاه مردمی دوستم با حکومت کنونی، یک خطای محاسباتی آشکار و به دور از واقعیت است.

دوستم اگر در گذشته هوادارانی داشته، بخش عمده‌ی آن ناشی از قدرت نظامی، نفوذ سیاسی، امکانات مالی و شبکه‌های قومی بوده است؛ نه از جایگاهی که ریشه در اندیشه، باور و اعتماد قلبی مردم داشته باشد. بهترین شاهد این ادعا نیز آن است که هرگاه از قدرت کنار زده شد، بسیاری از نزدیک‌ترین افراد و فرماندهانش نیز از او فاصله گرفتند و حتی در برابرش صف‌آرایی کردند. این نشان می‌دهد که پیوند بسیاری از اطرافیان او، پیوندی بر مبنای منافع بوده، نه اعتقاد و وفاداری.

در مقابل، امارت اسلامی در شرایطی که از امکانات گسترده‌ی مالی و ساختار حکومتی برخوردار نبودند، با تکیه بر نیروی انسانی، انسجام تشکیلاتی و حمايت اجتماعی و مردمی خود توانستند در برابر حکومت پیشین و حامیان خارجی آن ایستادگی کنند و سرانجام، کنترل کشور را با حمایت‌های بی‌دریغ همان ملت در دست بگیرند. این واقعیت نشان می‌دهد که مقایسه‌ی میزان نفوذ اجتماعی امارت اسلامی با جایگاه سیاسی دوستم، مقایسه‌ای هم‌سنگ و هم‌تراز نیست.

اما بخش مهم‌تر سخنان احمد مسعود، پیامی است که درباره‌ی نگاه او به آینده‌ی افغانستان منتقل می‌کند. هنگامی که وی عبدالرشید دوستم را به‌عنوان چهره‌ای مناسب برای رهبری و پیروزی در آینده معرفی می‌کند، در حقیقت نشان می‌دهد که هنوز هم همان مهره‌های آزموده و شکست‌خورده‌ی گذشته را سرمایه‌ی سیاسی خود می‌داند و آینده‌ی افغانستان را به دست همان کسانی می‌خواهد بسازد که کشور را به نابودی کشانده بودند.

دوستم از جمله چهره‌های بدنامی است که نام او در حافظه‌ی تاریخی افغانستان با جنگ‌های داخلی، رقابت‌های خونین قدرت، جنایت‌های سنگین و قتل‌عام‌های وحشتناک گره خورده است. هرگاه امید سیاسی گروهی به چنین فردی گره می‌خورد که به تمام معنا در نزد مردم منفور و مطرود است، به‌خوبی نشان می‌دهد که آنان جز تکرار همان سناریوی سیاه بیست‌ساله، چیزی بهتر و روشن‌تر برای آینده‌ی افغانستان در برنامه‌ی خود ندارند.

بنابراین، سخنان احمد مسعود بیش از آنکه بیانگر یک واقعیت عینی باشد و نیت نیک او را نسبت به آینده‌ی افغانستان تبارز دهد، اعترافی ناخواسته به بن‌بست فکری و سیاسی جریان متبوع اوست؛ جریانی که برای آینده‌ی افغانستان نیز نسخه‌ای جز بازگرداندن چهره‌های تاریک و خائن در اختیار ندارد؛ چهره‌هایی که مردم افغانستان کارنامه‌ی آنان را با خیانت، چور و چپاول سرمایه‌های مردمی، وابستگی و غلامی به قدرت‌های خارجی، خون‌ریزی‌های داخلی و معامله‌های ننگین با بیگانگان می‌شناسند.

توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.

Share.
Leave A Reply

Exit mobile version