چند ماه قبل، چهره‌های فراری پس از یک گردهمایی نمایشی در فضای مجازی، هیاهویی به راه انداختند که گویا چهره‌های سیاسی مخالف طالبان در کنار یکدیگر جمع شده‌اند و هیچ‌گونه اختلافی میان آنان وجود ندارد. پس از نشر این خبر، بسیاری از رسانه‌هایی که از ماهیت آنان شناخت دقیق و کافی نداشتند، با خوش‌قبولی کامل این ادعاها را بازتاب دادند و چنین وانمود شد که یک جبهه‌ی منسجم و هماهنگ در حال شکل‌گیری است.

اما «صدای هندوکش» از همان آغاز، با توجه به پیشینه و کارنامه‌ی این افراد، این اتحاد را بیشتر یک شعار تبلیغاتی دانست تا یک واقعیت پایدار، و از عمق اختلافات پنهان میان آنان سخن گفت.

در آن روزها، شعار «اتحاد برای نجات(!) افغانستان» به‌گونه‌ی گسترده در فضای مجازی تکرار می‌شد. سخن از همگرایی، عبور از گذشته و کنار گذاشتن اختلافات تاریخی به میان می‌آمد و تلاش می‌شد تصویری نو از یک جریان منسجم و هم‌صدا ارائه گردد. اما این شعارها بیشتر رنگ و بوی تبلیغاتی داشت تا یک برنامه‌ی عملی و ساختاریافته؛ زیرا نه منشور مشترک روشنی ارائه شد و نه راهبرد مشخصی برای آینده ترسیم گردید.

اکنون که چند ماه از آن گردهمایی نمایشی می‌گذرد، نشانه‌های اختلاف یکی پس از دیگری آشکار می‌شود. آنچه دیروز انکار می‌شد، امروز به زبان خود آنان اعتراف می‌گردد. برای نمونه، حنیف اتمر رسماً اعلام کرده است که به‌دلیل اختلافات جدی در درون ساختار، پنج تن از اعضای هفده‌گانه‌ی حزب صلح و عدالت(!) راه خود را جدا کرده‌اند. این اعتراف تنها گوشه‌ای از شکاف‌هایی است که از ابتدا وجود داشت، اما زیر پوشش شعارهای وحدت پنهان نگه داشته می‌شد.

واقعیت این است که این چهره‌ها از نظر فکری، سیاسی و حتی شخصیتی اشتراکات عمیق و پایدار ندارند. هرکدام با پیشینه‌ای متفاوت و گاه متضاد وارد صحنه شده‌اند و گذشته‌ی سیاسی‌شان مملو از رقابت، بی‌اعتمادی و حتی تقابل مستقیم با یکدیگر بوده است. چگونه می‌توان انتظار داشت کسانی که سال‌ها با یکدیگر به خاطر منافع شخصی خود در میدان سیاست رقابت داشتند، ناگهان به یک اتحاد پایدار و صادقانه دست یابند؟

یکی از دلایل اصلی ناتوانی آنان در کنار آمدن با یکدیگر، منفعت‌طلبی شخصی است. بسیاری از این افراد بیش از آن‌که به یک هدف ملی بیندیشند، در پی حفظ جایگاه، نام و نفوذ فردی خویش‌اند. در چنین شرایطی، هر تصمیم جمعی زمانی پذیرفته می‌شود که منافع شخصی آنان را تأمین کند؛ و به‌محض آن‌که احساس کنند سهم یا نقش دلخواه‌شان کمرنگ شده است، راه جدایی را در پیش می‌گیرند.

عامل دیگر، نبود یک هدف مشترک و تعریف‌شده است که بتواند همه را حول یک محور واقعی جمع کند. مخالفت صرف با یک نظام، به‌تنهایی نمی‌تواند پایه‌ی یک ائتلاف پایدار باشد. اتحاد زمانی معنا می‌یابد که بر مبنای برنامه، ارزش‌ها و چشم‌انداز مشترک شکل گیرد؛ در حالی‌که در این جمعی که گاهی خبر از متحد شدنش را می‌شنویم، هر گروه در صدد خوش‌خدمتی برای قدرتی و پر نمودن جیب خود است.

در کنار این عوامل، حس خودخواهی، جاه‌طلبی و رقابت بر سر رهبری نیز شکاف‌ها را عمیق‌تر کرده است. هرکدام خود را شایسته‌تر از دیگری برای هدایت جریان می‌داند و حاضر نیست در سایه‌ی دیگری قرار گیرد. از همین رو، آنچه دیروز با آب‌وتاب «اتحاد تاریخی» خوانده می‌شد، امروز به فهرستی از جدایی‌ها و اعتراف به اختلافات تبدیل شده است. تجربه‌ی این چند ماه نشان داد که اتحاد بدون صداقت، بدون برنامه و بدون هدف مشترک، بیش از آن‌که یک واقعیت سیاسی باشد، یک نمایش کوتاه‌مدت رسانه‌ای است.

توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.

Share.
Leave A Reply

Exit mobile version