اظهارات اخیر شریف چودری سخنگوی اردوی پاکستان، در یک کنفرانس خبری در مورد ساختار حکومتی و اجتماعی افغانستان، بار دیگر این سوال را مطرح کرده است که چرا اردوی پاکستان پیوسته تلاش میکند ناکامیهای داخلی خود را بر گردن کشورهای دیگر منطقه بیندازد؟ این ادعا که «در افغانستان حکومتی وجود ندارد» یا اینکه نظام کنونی «فراگیر نیست»، نه تنها با واقعیتهای عینی در تضاد است، بلکه با معیارهای یک موضع مسئولانه نظامی نیز همخوانی ندارد. قضاوت در مورد مشروعیت حکومت یک کشور دیگر نه وظیفه اردو است و نه به ثبات منطقه کمک میکند.
افغانستان در حال حاضر کشوری مستقل است، دارای حکومتی مستقل است که بر تمام خاک خود تسلط کامل دارد و تحت چتر یک ساختار امنیتی واحد اداره میشود. این واقعیتی است که با تبلیغات و فشارهای سیاسی نمیتوان آن را تغییر داد. مداخله در امور داخلی افغانستان، اظهارات غیرمسئولانه و استفاده از زبان تهدید، نه تنها برای مردم افغانستان قابل قبول نیست، بلکه روابط بین دو کشور را به مرحلهای حساستر میبرد. اقتضای رفتار مسئولانه این است که هر کس در چارچوب رسمی سخن بگوید، نه اینکه از طریق اتهامات بیمنطق فضای سیاسی بین دو کشور را متشنجتر کند.
موضع اردوی پاکستان شباهت قابل توجهی با روایتهای گروههای مخالف حکومت افغانستان دارد که از مدتها پیش تلاش میکنند تا برای جلب حمایت بازیگران خارجی، تصویری منفی ارائه دهند. این همسویی، این تأثر را تقویت میکند که گویا برخی جریانهای مخالف و اردوی پاکستان به طور مشترک در تلاش برای ساختن و تقویت روایتهای خاصی هستند. اگر این رویکرد ادامه یابد، این یک اشتباه تاریخی برای پاکستان خواهد بود، زیرا نه مشکلات داخلی آن با چنین اقداماتی حل خواهد شد و نه افغانستان به دلیل چنین فشارهای تبلیغاتی از تصمیمات ملی و اقتصادی خود صرف نظر خواهد کرد.
پاکستان در حال حاضر با چالشهای امنیتی جدی مواجه است؛ فعالیتهای طالبان پاکستان (تیتیپی)، حملات جداییطلبان بلوچ و ناامنی مداوم، مسائلی هستند که ریشههای آنها در سیاست داخلی پاکستان، رویکردهای امنیتی و نابرابریهای اجتماعی قرار دارد. این مشکلات با ساختن یک دشمن «خارجی» حل نمیشوند. تاریخ نشان داده است که انداختن تقصیر بر گردن دیگران تنها تلاشی موقتی برای پنهان کردن ناکامیها است، نه راه حلی که برای پاکستان امنیت به ارمغان آورد.
اگر اردوی پاکستان موضوع مشارکت و سهم اقوام را مطرح میکند، این بحث باید ابتدا از درون پاکستان آغاز شود. باید از خودشان پرسیده شود که پشتونها بخش بزرگی از پاکستان را تشکیل میدهند، پس چند وزیر پشتون در کابینه فعلی پاکستان حضور دارند؟ نمایندگی پشتونها، بلوچها و سایر اقوام در پارلمان چقدر مؤثر است؟ چرا عملیات نظامی، حملات پهپادی و اقدامات امنیتی سختگیرانه بیشتر تنها در مناطق قبیلهای اجرا میشوند، اما رویکرد مشابهی در سایر ایالات دیده نمیشود؟ این معیار و رفتار دوگانه، خود، عامل مهمی در بیثباتی و بیاعتمادی در پاکستان است.
ادعای وجود پناهگاههای «افراد مسلح غیرمسئول» در افغانستان نیز مملو از تناقضات آشکار است. راههای رفتوآمد بین افغانستان و پاکستان ماههاست بسته است، خط فرضی دیورند تحت نظارت شدید اردوی پاکستان است و حملات مسلحانه نیز در داخل پاکستان انجام میشود. با توجه به این وضعیت، باید از آنها پرسید که مهاجمان چگونه و از چه طریقی وارد پاکستان میشوند؟ چرا هنوز به افغانستان نسبت داده میشوند؟ چنین ادعاهایی از نظر منطقی و امنیتی قابل قبول نیستند.
اظهارات اردوی پاکستان در مورد داعش نیز با واقعیت همخوانی ندارد. در سال گذشته میلادی هیچ حمله خونینی توسط این گروه در افغانستان صورت نگرفته است. برعکس، اعترافات برخی اعضای بازداشتشده داعش که در رسانهها منتشر شده، نشان میدهد که رهبری و مراکز آموزشی این گروه در داخل پاکستان فعال هستند و از همانجا برخی عناصر افراطی برای انجام حملات به افغانستان فرستاده میشوند. این اعترافات از همان زمان سوالات جدی را برانگیخته است؛ به جای اینکه پاکستان افغانستان را مقصر بداند، باید به این اعترافات پاسخ منطقی بدهد.
پاکستان باید بداند که ثبات این کشور و منطقه از طریق اظهارات تحریکآمیز و سیاستهای تبلیغاتی تأمین نمیشود. اگر پاکستان میخواهد از بحرانهای امنیتی و سیاسی خود خارج شود، باید شجاعت پذیرش حقیقت را داشته باشد و به جای مداخله در برابر کشورهای همسایه، راه احترام متقابل و موضع مسئولانه را در پیش گیرد. افغانستان کشوری مستقل، باثبات و مقتدر است و ملت افغانستان هرگز اجازه نخواهد داد که قربانی ناکامیهای دیگران شود.
توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.