Close Menu
صدای هندوکشصدای هندوکش
    What's Hot

    کشته‌شدن حسیب قوای مرکز و تسلیم‌شدن جمعه‌خان فاتح، از پیروزی‌های مهم حکومت افغانستان است

    24 آگست 2026

    قرارداد استخراج معدن زغال‌سنگ شور تاق در فاریاب امضا شد

    24 آگست 2026

    سفر پنج‌ساله؛ از جبهه‌سازی تا زوال و آینده‌ای که در راه است

    24 آگست 2026
    اختيارات المحرر

    کشته‌شدن حسیب قوای مرکز و تسلیم‌شدن جمعه‌خان فاتح، از پیروزی‌های مهم حکومت افغانستان است

    24 آگست 2026

    قرارداد استخراج معدن زغال‌سنگ شور تاق در فاریاب امضا شد

    24 آگست 2026

    سفر پنج‌ساله؛ از جبهه‌سازی تا زوال و آینده‌ای که در راه است

    24 آگست 2026
    Facebook X (Twitter) Instagram
    صدای هندوکشصدای هندوکش
    • صفحه اول
      1. افغانستان
      2. منطقه
      3. خاورمیانه
      4. جهان
      5. View All

      کشته‌شدن حسیب قوای مرکز و تسلیم‌شدن جمعه‌خان فاتح، از پیروزی‌های مهم حکومت افغانستان است

      24 آگست 2026

      قرارداد استخراج معدن زغال‌سنگ شور تاق در فاریاب امضا شد

      24 آگست 2026

      به ۳۱۴ گدای مستحق در بلخ کمک توزیع شد

      18 آگست 2026

      جلوگیری از ورود ۵۳۵ تُن کالای وارداتی غیرمعیاری در بندر اسلام‌قلعه

      1 آگست 2026

      ایران تهدید به هدف قرار دادن زیربناهای مهم انرژی منطقه کرده است

      1 آگست 2026

      سنتکام اعلام کرده است که نیروهای آمریکایی حملاتی را علیه خاک ایران انجام داده‌اند

      30 جولای 2026

      ایران گفته است، در عملیات «نصر ۲» بیش از ۲۰۰ عسکر آمریکایی کشته شده‌اند

      26 جولای 2026

      ابراهیم عزیزی، رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس ایران: از شعارها و تهدیدهای توخالی بگذرید و آمار واقعی تلفات و خسارات خود را منتشر کنید

      14 جولای 2026

      آمریکا به شهروندان آمریکایی مقیم خاورمیانه توصیه جدی کرد این کشورها را ترک کنند

      2 آگست 2026

      هیأت حماس برای گفت‌وگو درباره مرحله دوم آتش‌بس غزه به قاهره رفت

      29 جولای 2026

      ۷۷ فلسطینی در کرانه باختری فلسطین در سال جاری به شهادت رسیده‌اند

      28 جولای 2026

      ایران اهداف نظامی امریکا را در کویت و اردن با موشک و طیاره‌های بی‌سرنشین هدف قرار داد

      16 جولای 2026

      در پی حملات روسیه بر اوکراین ۹ تن کشته و ۲۳ تن دیگر زخمی شدند

      1 آگست 2026

      ترمپ به اردو ایالات متحده امر کرد تا حملات جدید و گسترده‌ای بالای ایران انجام دهد

      1 آگست 2026

      روسیه حملات موشکی و پهپادی بر کی‌یف انجام داد

      30 جولای 2026

      تظاهرات در برابر قصر سفید برای بازداشت نتانیاهو برگزار شد

      29 جولای 2026

      کشته‌شدن حسیب قوای مرکز و تسلیم‌شدن جمعه‌خان فاتح، از پیروزی‌های مهم حکومت افغانستان است

      24 آگست 2026

      قرارداد استخراج معدن زغال‌سنگ شور تاق در فاریاب امضا شد

      24 آگست 2026

      سفر پنج‌ساله؛ از جبهه‌سازی تا زوال و آینده‌ای که در راه است

      24 آگست 2026

      سفر پنج‌ساله؛ از جبهه‌سازی تا زوال و آینده‌ای که در راه است

      24 آگست 2026
    • تبصره هندوکش
    • مقالات
    • رسانه جهان
    • نفرین شدگان
    • راز
    • تبیّن
    • دری
      • پښتو
      • English
    Facebook X (Twitter) YouTube WhatsApp Telegram
    صدای هندوکشصدای هندوکش
    You are at:Home»مقالات»مردِ دره‌ها، زندان‌ها و انقلاب‌ها
    مقالات

    مردِ دره‌ها، زندان‌ها و انقلاب‌ها

    عبدالظاهر هرویعبدالظاهر هروی11 مارچ 2026بدون دیدگاه9 Mins Read
    Facebook Twitter Pinterest LinkedIn Tumblr Email
    Share
    Facebook Twitter Email
    مالی خان در قریۀ کنډو از منطقۀ وزه‌زدراڼِ ولایت پکتیا به دنیا آمده است. این همان سرزمین نیاکان اوست. قریۀ کنډو در دامنه‌های کوه‌ها قرار دارد. آن زمان هنوز راه موتر به آن‌جا نرسیده بود و رفت‌وآمد مردم با خرها و اسب‌ها انجام می‌شد. زمانی که او کودک بود، روزهایش را در دامنه‌های کوه و زیر درختان جلغوزه می‌گذراند و همان‌جا دو بز را می‌چراند.

    پدر جلال‌الدین حقانی و پدربزرگ مالی خان با هم برادر بودند. همسر حقانی صاحب نیز خواهر اوست. در میان قبیلۀ ځدران به خاندان پدری آنان «سادل» گفته می‌شد. در سومین سال جمهوریت داوود خان، به توصیه حقانی صاحب، آنان قریۀ خود را ترک کردند. در حکومت داوود خان کمونیست‌ها نفوذ کرده بودند و شکایت حقانی صاحب را نشنیدند؛ چند تن از اعضای خانوادۀ آنان را زندانی کردند و فرمان بازداشت او را نیز صادر نمودند. به همین سبب، آنان مجبور به هجرت شدند.

    در شبی تاریک بار و بندیل بستند. مالی خان هفت ساله بود که در راهی نامعلوم و به سوی سرنوشتی ناآشنا حرکت کردند. دنیای کوچک کودکی‌اش، و در آن دنیا دو بزی که به میخ بسته بودند، در همان‌جا ماند. او از پشت سر نگاه می‌کرد و بزها بع‌بع می‌کردند. بزرگ و کوچک خاندان همه راه افتادند و پیاده از درۀ تنگیِ ځدراڼ گذشتند. شب را همان‌جا به صبح رساندند و روز بعد را نیز در راه سپری کردند. چندین شب خسته و رنج‌کشیده راه پیمودند.

    سرانجام به ولسوالی اتاخیل در وزیرستان رسیدند و چند شب در آن‌جا استراحت کردند، سپس به سوی میرانشاه رفتند. آنان با افراد قدرتمند دشمنی کرده بودند و جایی برای استقرار نداشتند. یک سال را در همان‌جا در حالت آوارگی گذراندند؛ شب‌هایی در باد و باران، گاهی در این‌جا خیمه می‌زدند و گاهی در جای دیگر.

    پس از سال ۱۹۷۵ میلادی، به تدریج مهاجران دیگری نیز به آنان پیوستند. در آن زمان آنان در کیلهٔ میرانشاه زندگی می‌کردند. در همان صحرای تلخِ هجرت، قریۀ کوچکی برای خود ساختند. آن زمان گاهی یکی دو مجاهد به مسجد قریه می‌آمدند و مالی خان نیز همان‌جا درس می‌خواند. دیدن مجاهدین برایش لذت‌بخش بود. گاهی در نشست‌های آنان می‌نشست و از سخنان‌شان تأثیر می‌گرفت. هنوز ده ساله نشده بود که از چوب برای خود تفنگی ساخت و آن را بر شانه می‌گذاشت. بسیار آرزو داشت که این خیال کودکانه‌اش روزی به حقیقت بدل شود.

    در ده سالگی به مراکز مجاهدین رفت‌وآمد داشت و سه تا چهار ماه در آن‌جا می‌ماند. آن زمان شانه‌هایش هنوز برای حمل تفنگ ناتوان بود، بنابراین در مرکز خدمت می‌کرد؛ آب می‌آورد، آتش روشن می‌کرد و کارهای دیگر انجام می‌داد. همان روزها صحنه‌هایی عجیب دید؛ صحنه‌هایی که برای چشمان کوچک او بزرگ و برای دل نازکش سخت بودند.

    وقتی نیروهای شوروی وارد افغانستان شدند، او دیگر جوان شده بود و چند رفیق نیز پیدا کرده بود. نخستین بار به کوه اتمان در خوست رفت. از یک دره به درۀ دیگر می‌رفتند. تفنگی دراز بر شانه داشت و از سینه‌اش کمربند مرمی پیچیده بود. وقتی در سنگر نبود، در میان محافظان حقانی صاحب دیده می‌شد.

    در سال ۱۹۸۵ م به تانک‌ها مرمی می‌رساند. این کار آسان نبود؛ عبور از میان آتش بود. در آن‌جا نیز دام‌های مرگ فراوان بود، اما او از میان آن‌ها می‌گذشت. یک‌بار برای تانک شهید حاجی خلیل حقانی مرمی رساند، هنگام بازگشت، مسیرش با موشک‌های اسکاد قطع شد. او در یک گودال کهنه پناه گرفته بود و ارتباطش قطع شده بود. تمام شب کسی از او خبر نداشت. صبح وقتی نزد حقانی صاحب رفت، به او گفتند:
    «هنوز زنده‌ای؟ ما تو را در شمار شهیدان نوشته بودیم.»

    در آن زمان حقانی صاحب دو جبهه داشت؛ گاهی در جبهۀ زرمت و گاهی در جبهۀ ځدران بود. گرسنگی، تشنگی و بی‌خوابی را تحمل می‌کرد. زمانی که جنگ خوست جریان داشت، مالی خان در کوه تورغره بود؛ کوهی که در دامنه‌هایش شعله‌ها و آتش‌ها زبانه می‌کشید. او در همان میان شعله‌ها تمرین استفاده از موشک‌های میلان را انجام داد. سپس با دوستانش در دشت‌های زرمت می‌گشت تا شکار کنند.

    وقتی تنظیم‌ها به کابل آمدند، مالی خان با حقانی صاحب در چهلستون مستقر بود. یک روز بعد از ظهر که در کابل گردش می‌کرد، همراه با دو دوستش توسط ملیشه‌های دوستم دستگیر شد. او را از یک تکیه‌خانه به تکیه‌خانۀ دیگر می‌بردند؛ گویی از کوچه‌های مرگ می‌گذشت. یک شب و یک روز در انتظار مرگ نشست، اما سرانجام رها شد. تا زمانی که حقانی صاحب از رفت‌وآمد و میانجی‌گری خسته شد و به یارانش اجازه داد به خانه‌هایشان بروند، مالی خان در چهلستون باقی ماند.

    او به خانه بازگشت و تجارت موتر را آغاز کرد. سپس به حج رفت. مدتی در خوست بود و بعد به درخواست ملا بورجان و به هدایت حقانی صاحب به جبهۀ چهارآسیاب رفت. در آن‌جا چند تانک ملیشه‌های گلم جم و مسعود را هدف قرار داد. سرانجام ملا بورجان به او گفت: «شبکۀ مخابراتت را تغییر بده؛ بر سر تو جایزه تعیین شده است.»

    تمام زندگی‌اش گذر از میان آتش بود. به ننگرهار رفت و تا کابل در میان جنگ‌های شدید راه پیمود. وقتی فتح به دست آمد، مسئول زندانیان شد. در شمال تبادل زندانیان را مدیریت می‌کرد. هنگامی که در شمالی دوباره جنگ شعله‌ور شد، او خود را به موضع نیروهایش رساند و از بگرام تا سالنگ‌ها رفت. گاهی در یک کمربند دفاعی بود و گاهی در دیگری. تا آخر همان‌جا ماند؛ حتی روزی که موشک‌های امریکایی می‌آمدند، او در خط بگرام حضور داشت.

    وقتی امارت پیشین سقوط کرد و صفوف مبارزه دوباره شکل گرفت، آوازۀ قدرت امریکا پخش شده بود. حاجی مالی خان به هدایت حقانی صاحب به ولایت‌های مختلف رفت، فرماندهان قدیمی را پیدا کرد و پیام حقانی صاحب را به آنان رساند: «روی شمشیر روشن است؛ مبارزه را از نو آغاز می‌کنیم.»

    مالی خان از جمله معدود کسانی بود که نخستین فعالیت‌ها را در خوست آغاز کردند. چند عملیات آنان در آن زمان هم تازگی داشت و هم الهام‌بخش گرم‌تر شدن میدان نبرد بود. تا این‌که در سال ۲۰۰۳ همراه با حاجی خلیل و چند تن از رهبران دیگر در پاکستان، در عملیات مشترک امریکایی‌ها و استخبارات پاکستان بازداشت شد. زندانی که مانند نمونه‌ای از جهنم بود؛ دیوارهای بلند و نفس‌های گرفته.

    او را با چشم‌های بسته و دست‌های بسته از یک زندان پاکستان به زندان دیگر می‌بردند. کسی از زنده یا مرده بودنش خبر نداشت. چهار سال گذشت بدون این‌که تحقیق یا محکمه‌ای برگزار شود. تنها چیزی که به او گفته بودند این بود: «آزادی تو و خلیل‌الرحمن حقانی از توان ما خارج است. تا زمانی که امریکا و مشرف و پاکستان وجود داشته باشند، همین‌جا خواهید ماند.»

    مالی خان چهار سال صدای انسان‌های زنده را نشنید و آسمان را ندید. این سال‌ها را در تاریکی و در زندان‌هایی خاموش مانند مقبره گذراند. سرانجام در وزیرستان جنوبی در تبادل با صدها سرباز آزاد شد.

    پس از آزادی دوباره به افغانستان آمد و در دره‌های کوهستانی پکتیا و خوست مستقر شد. صفوف مجاهدین را سامان داد و برای شدت گرفتن مبارزه رهنمود داد. وقتی فعالیت‌هایش افزایش یافت، دشمن را دچار نگرانی کرد. در سال ۲۰۰۹ عکس‌هایش پخش شد و برای اطلاع از محلش جایزه تعیین گردید.

    روزی دوستانش به او گفتند: همه نام تو را شنیده‌اند؛ از این خبرها و جایزه‌ای که بر سرت گذاشته‌اند ناراحت نیستی؟
    مالی خان پاسخ داده بود:
    «نه، خوشحال هستم. دست‌کم دشمن قدرتمند، مرا به چشم یک دشمن جدی دیده است.»

    او زیر تعقیب شدید دشمن بود. چندین بار به شدت بمباران شد و بارها از چنگ مرگ گریخت. سرانجام در کوه‌های منگل دستگیر شد. حتی دشمن نیز نمی‌توانست شجاعت او را انکار کند. وقتی او را به زندان بگرام بردند، نخستین سخن یک بازجوی امریکایی به نام «جان» این بود: «تو فرمانده شجاعی هستی. از این ناراحت هستم که دستگیر شده‌ای، اما خوشحال هستم که زنده‌ای!»

    او سپس گفت: «ما می‌توانستیم خیلی زودتر تو را دستگیر کنیم. گزارش‌هایی از محل حضورت می‌رسید، اما باور نمی‌کردیم که یک فرمانده بزرگ و مردی از یک خاندان بزرگ در چنین جاهایی رفت‌وآمد کند. حالا که دستگیرت کردیم، فهمیدیم گزارش‌های جاسوسان همه درست بوده است.»

    چند شب بعد در بازجویی دیگر، مالی خان در پاسخ به پرسشی گفت: «گروه ما سه انتخاب دارد: یا در کوه‌ها می‌جنگیم، یا به جایی می‌آییم که من اکنون نشسته‌ام. انتخاب دیگری وجود ندارد.»

    او در زندان سیاه بگرام، جایی که شب و روز معلوم نبود، سه ماه گذراند. هنگام محاکمه در بگرام، وکیلش به او گفت: تو با راکت دستگیر شده‌ای و از میدان جنگ آورده شده‌ای. وکیل انتظار داشت که او انکار کند یا درخواست بخشش نماید؛ اما مالی خان پاسخ جالبی داد:
    «در این هیچ شکی نیست؛ راکت هم از خودم بود. ما برای آزادی وطن می‌جنگیم. اگر دوباره آزاد شوم، باز همین کار را می‌کنم.»

    زمانی که وضعیت بیرون خراب شد، گروهی از امریکایی‌ها نزد او آمدند و گفتند: این جنگ‌ها کار خویشاوندان توست؛ با ما صلح کن. او پاسخ داد: «من آنان را برای جنگ فرستاده‌ام. شما مرا گرفتید. وقتی آزاد شوم، آن‌ها مرا برای صلح و گفت‌وگو می‌فرستند؛ آن وقت با شما صحبت خواهم کرد.»

    او نه سال در زندان بگرام ماند و سرانجام در تبادل با استادان استرالیایی و امریکایی، همراه با برادرزاده‌اش حافظ انس حقانی آزاد شد. پس از فتح، والی لوگر شد و اکنون معاون لوی درستیز قوای مسلح است.

    دیروز ویدیویی از یک ضربۀ حرفه‌ای حاجی مالی خان در رسانه‌ها منتشر شد. دوستانش گفتند: «برای بسیاری فقط یک پوسته به نظر می‌رسد، اما در آن‌جا تانکی پنهان بود که تنها لولۀ آن دیده می‌شد. چند شب پیش همین تانک چند مجاهد را شهید کرده بود. آن روز حاجی صاحب با مهارت آن را هدف قرار داد. این موشک پس از شلیک از دستگاه هدایت می‌شود و مرمی با سیمی به عقب وصل است و تیرانداز باید تا رسیدن به هدف آن را هدایت کند.»

    این نه نخستین ضربۀ او بود و نه آخرین. تمام زندگی‌اش در میان شعله‌ها و بر مسیر زغال‌های سوزان گذشت. او از سال‌ها پیش با دره‌های کوهستان، بالش‌های سنگی و شعله‌های آتش آشنا بود. نیمی از عمر مبارزه‌اش را در زندان‌ها گذراند و هر دو بار در تبادل آزاد شد.

    این خاطرات حاجی مالی خان از کتاب چاپ‌نشدهٔ او گرفته شده است. کتاب اکنون در مرحلۀ نهایی چاپ قرار دارد و به زودی منتشر خواهد شد. در آن داستان‌های شگفتی از زندگی او و تاریخ افغانستان خواهید خواند.

    توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.

    Share. Facebook Twitter Email
    Previous Articleکشته شدن چهار دیپلمات ایرانی در حمله هوایی اسرائیل به هتلی در لبنان
    Next Article مردِ دره‌ها، زندان‌ها و انقلاب‌ها
    عبدالظاهر هروی

    Related Posts

    سفر پنج‌ساله؛ از جبهه‌سازی تا زوال و آینده‌ای که در راه است

    24 آگست 2026

    سفر پنج‌ساله؛ از جبهه‌سازی تا زوال و آینده‌ای که در راه است

    24 آگست 2026

    سفر پنج‌ساله؛ از جبهه‌سازی تا زوال و آینده‌ای که در راه است

    24 آگست 2026
    Leave A Reply Cancel Reply

    Top Posts

    اخراج افراد دوستم؛ زنگ خطری به سران فراری‌ها

    12 جولای 2024382 Views

    سفر محقق به ایران؛ از پوشش ظاهری تا اهداف پنهان – نگاهی مختصر

    3 می 2025357 Views

    ادامه اختلافات مخالفین در خارج از کشور؛ چرا شورای مقاومت حضرت علی و اسماعیل خان، وفاداران احمد مسعود را منزوی کرد؟

    14 می 2025347 Views

    با کذب و شرارت؛ در پی جلب حمایت!

    18 جولای 2024309 Views
    Don't Miss
    افغانستان 24 آگست 2026

    کشته‌شدن حسیب قوای مرکز و تسلیم‌شدن جمعه‌خان فاتح، از پیروزی‌های مهم حکومت افغانستان است

    «لانگ وار ژورنال» امریکایی گفته است که حکومت افغانستان در جریان یک هفته گذشته، دو…

    قرارداد استخراج معدن زغال‌سنگ شور تاق در فاریاب امضا شد

    24 آگست 2026

    سفر پنج‌ساله؛ از جبهه‌سازی تا زوال و آینده‌ای که در راه است

    24 آگست 2026

    سفر پنج‌ساله؛ از جبهه‌سازی تا زوال و آینده‌ای که در راه است

    24 آگست 2026
    Stay In Touch
    • Facebook
    • Twitter
    • Pinterest
    • Instagram
    • YouTube
    • Vimeo
    الأخيرة

    اخراج افراد دوستم؛ زنگ خطری به سران فراری‌ها

    12 جولای 2024

    سفر محقق به ایران؛ از پوشش ظاهری تا اهداف پنهان – نگاهی مختصر

    3 می 2025

    ادامه اختلافات مخالفین در خارج از کشور؛ چرا شورای مقاومت حضرت علی و اسماعیل خان، وفاداران احمد مسعود را منزوی کرد؟

    14 می 2025

    با کذب و شرارت؛ در پی جلب حمایت!

    18 جولای 2024
    أخبار خاصة
    افغانستان 24 آگست 2026

    کشته‌شدن حسیب قوای مرکز و تسلیم‌شدن جمعه‌خان فاتح، از پیروزی‌های مهم حکومت افغانستان است

    «لانگ وار ژورنال» امریکایی گفته است که حکومت افغانستان در جریان یک هفته گذشته، دو…

    قرارداد استخراج معدن زغال‌سنگ شور تاق در فاریاب امضا شد

    24 آگست 2026

    سفر پنج‌ساله؛ از جبهه‌سازی تا زوال و آینده‌ای که در راه است

    24 آگست 2026
    إتبعنا
    • Facebook
    • YouTube
    • TikTok
    • WhatsApp
    • Twitter
    • Instagram
    بسیار خوانده شده
    در باره ما

    صدای هندوکش وب‌سایت آزاد و مستقل میباشد

    Facebook X (Twitter) WhatsApp
    انتخاب ما

    کشته‌شدن حسیب قوای مرکز و تسلیم‌شدن جمعه‌خان فاتح، از پیروزی‌های مهم حکومت افغانستان است

    24 آگست 2026

    قرارداد استخراج معدن زغال‌سنگ شور تاق در فاریاب امضا شد

    24 آگست 2026

    سفر پنج‌ساله؛ از جبهه‌سازی تا زوال و آینده‌ای که در راه است

    24 آگست 2026
    مشهور

    اخراج افراد دوستم؛ زنگ خطری به سران فراری‌ها

    12 جولای 2024382 Views

    سفر محقق به ایران؛ از پوشش ظاهری تا اهداف پنهان – نگاهی مختصر

    3 می 2025357 Views

    ادامه اختلافات مخالفین در خارج از کشور؛ چرا شورای مقاومت حضرت علی و اسماعیل خان، وفاداران احمد مسعود را منزوی کرد؟

    14 می 2025347 Views
    © 2026 جميع الحقوق محفوظة.
    • Home
    • Buy Now

    Type above and press Enter to search. Press Esc to cancel.