آغاز رسمی مرحله مشروعیت جهانی: پس از دو دهه جنگ ابرقدرتهای جهانی در افغانستان، در سال ۲۰۲۱ یک نظام مرکزی مستقل در افغانستان حاکم شد، بالهای امن و ثبات را گشود و حکومت سرپرست را تحت عنوان «امارت اسلامی افغانستان» ایجاد کرد. از آنجایی که افغانستان در یک موقعیت استراتژیک قرار دارد و میتواند در تحکیم ثبات منطقه نقش مهمی ایفا کند، در نتیجه تلاشهای دیپلماتیک دوجانبه کشورهای منطقه و جهان، هر دو طرف پس از وقفهای، دیپلماتها، قونسلها و حتی سفیران خود را اعزام کردند. در همین راستا اعلام رسمی مشروعیت جهانی نیز آغاز شد.
پنجشنبه (۱۲ سرطان) مولوی امیرخان متقی وزیر امور خارجه حکومت سرپرست، با آقای دیمیتری ژیرنوف سفیر فدراسیون روسیه در وزارت امور خارجه دیدار کرد. در این دیدار آقای ژیرنوف رسماً تصمیم دولت روسیه مبنی بر به رسمیت شناختن امارت اسلامی افغانستان توسط فدراسیون روسیه را ابلاغ کرد. حکومت سرپرست شرایط به رسمیت شناخته شدن را تکمیل کرده بود و بر همین اساس از قبل با این کشور و سایر کشورها روابط رسمی دیپلماتیک برقرار بود، اما اعلام به رسمیت شناختن در صحنه جهانی اکنون آغاز شده است.
اعلام به رسمیت شناختن در حقیقت اعلام مشروعیت یک حاکمیت است. به رسمیت شناختن یعنی این حکومت به عنوان حاکم مردم این کشور پذیرفته شده و مشروعیت اشتراک در پیمانهای بینالمللی، به شمول روابط جهانی و دیپلماتیک را دارد. حکومتهای کشورهای به رسمیت شناخته شده در قبال یکدیگر متعهد هستند که در کنار سایر مسائل، در حل مسائل امنیتی نیز همکار باقی بمانند و در از بین بردن خطرات سیاسی و نظامی تهدیدآمیز علیه یکدیگر همکاری کنند.
حکومت سرپرست افغانستان به رسمیت شناخته شدن توسط روسیه را یک موفقیت بزرگ جهانی میداند. آنها این گام را یک قدم مهم به سوی مشروعیت جهانی میدانند که از طریق آن میتوانند روابط اقتصادی، سیاسی و امنیتی خود را با جهانیان گسترش دهند.
وضعیت مخالفان: با سقوط جمهوریت در سال ۲۰۲۱، چهرههای جنایتکار، جاسوس و فروختهشده از افغانستان فرار کردند و به منظور بازگشت به قدرت، تعدادی گروه و دسته را ایجاد کردند. از آنجایی که از قبل در میانشان شکافهایی وجود داشت، بعد از فرار از قدرت، به دلیل اتهامزنی به یکدیگر، انداختن مسئولیت به دوش هم و جنجالها بر سر مسائل متعدد، اختلافات و شکافها بیشتر شد. گروههای متفرق و پراکنده بر اساس منافع شخصی آنقدر درگیر اختلافات داخلی خود بودند که بحثهای اساسی در مورد وحدت، استراتژی مشترک و تعیین آینده از آنها باز مانده بود.
در افغانستان، حکومت سرپرست برای توسعه روابط و تعاملات جهانی کار کرده بود، زمینه را برای تعاملات رسمی باثبات و کسب مشروعیت جهانی مساعد میساخت و از این طریق راه خود را به صحنه جهانی پیدا کرد. اما در طرف دیگر، گروههای گرفتار در گرداب اختلافات، روز به روز از صحنه جهانی به حاشیه رانده میشدند، به انزوا میرفتند و سرانجام با به رسمیت شناخته شدن حکومت سرپرست، میخ دیگری بر تابوت زوال این گروهها کوبیده شد.
نشستهای بینتیجه: تعدادی از سیاسیون و گروهها برای تغییر وضعیت نشستهایی برگزار کردند تا بار دیگر در صحنه جهانی مطرح شوند، اما وضعیت، موضع و منافع جهان دیگر تغییر کرده بود. کشورها به مسائل اوکراین، خاورمیانه و اکنون اسرائیل-ایران مشغول بودند. وضعیت نسبت به سال ۲۰۰۱ تغییر کرده، باور کشورها به سیاسیون سابق و موضعشان در مورد آنها ۱۸۰ درجه تغییر کرده بود و اصلاً نظرشان در مورد حاکمیت گروههای مقاومت، آزادی و دیگر گروههای نیابتی در افغانستان، به دلیل شکستهای متواترشان، مثبت نبود/نیست.
با این حال، در گوشه و کنار جهان تلاشهایی برای مطرح کردن و کسب حمایت از گروههای مخالف مقیم خارج جریان داشت. برخی کشورها پاسخ منفی واضحی به آنها نمیدادند، زیرا میتوانستند از این گروهها برای دستیابی به اهداف سیاسی و تبلیغاتی خود تا حدی استفاده کنند؛ به همین منظور در برخی کشورها جلساتی برگزار کردند.
به عنوان مثال، پروسه ویانا (چندین نشست)، نشست استانبول، کنفرانس امنیتی هرات و نشستهای دیگری که در چهار سال گذشته در کشورهای مختلف برگزار شدهاند، جنبه تبلیغاتیشان بر واقعیت و اقداماتشان قویتر بود. تنها به عنوان یک موضوع داغ در رسانههای جهانی پوشش داده میشدند تا در چشمان افغانها خاک بپاشند و به جهان برای مزدوری دوباره قناعت، باور و تعهد بدهند. اما با وجود تمام این تلاشها، این نشستها ناکام شدند و در ایجاد وحدت، برنامهریزی، اتخاذ موضع، قانع کردن جهان، اعتمادسازی، ایجاد روایت و اجماع ناکام مانده و به اهداف شوم خود نرسیدند.
هشدارهای فریبنده: جنگ تبلیغاتی علیه ثبات و حاکمیت افغانستان از صف مخالفان به یک امر عادی تبدیل شده است. در ادامه این جنگ، فریب دادن مخاطبان کاملاً نهادینه شده است. آوازه جنگ فیزیکی مخالفان حدود چهار سال عمر دارد. آنها در رسانهها ادعا میکردند که «ما درگیر هستیم، ترتیبات را فراهم میکنیم، خود را آماده کنید، ورزش کنید تا وطن را آزاد کنیم»، «بعد از عید جنگ را شروع میکنیم»، «طالبان باید راههای خروج از شمال را هم برای خودشان بسنجند»؛ این و هشدارهای مشابه از چهار سال به اینسو ادامه دارد، اما نه تنها مخالفان نتوانستند جنگ فیزیکی را آغاز کنند، بلکه از چشم جهان نیز افتادند و اکنون شعارهایشان خریداری ندارد.
ناامیدی گروههای مخالف: زمانی که اعلامیه به رسمیت شناختن حکومت سرپرست توسط روسیه منتشر شد، همزمان واکنشهای رهبران، اعضا، مقامات جمهوریت سرنگونشده و فعالان گروههای مخالف برانگیخته شد. آنها در واکنشهای خود، اقدام روسیه را بر اساس ضایع شدن منافع شخصیشان محکوم کرده و از آن حمایت نمیکنند، همچنین اظهار ناامیدی کرده و از ناراحتی روانی رنج میبرند.
رحمتالله نبیل رهبر حزب ملی آزادی افغانستان، در صفحه ایکس خود نوشته است: «در حالی که ما (مخالفان طالبان) هنوز بر سر روایت، هدف و آینده در میان خود سرگردان هستیم، جهان با قاطعیت مسیر خود را تعیین میکند.» او از نبود یک هدف، دیدگاه و استراتژی واضح در صف مخالفان شکایت کرده و افزوده است که در فیسبوک و مجالس «بینتیجه» از یکدیگر انتقاد میکنیم.
سمیع سادات رهبر جبهه متحد، پس از ناامیدی عمیق گفته است: «من طالبان را به رسمیت نمیشناسم، سرنگونشان میکنم و بس!». آنها هنوز چنین میپندارند که جهان منتظرشان است تا آن عیدی فرا برسد که سادات و گروه چند نفریاش پس از فراغت از ورزش، جنگ نامشروع را در افغانستان آغاز کنند؛ اما این آرزو بینتیجه است.
حلیم فدایی یکی دیگر از مقامات جمهوریت سرنگونشده، در صفحه ایکس به دلیل عدم اتفاق نظر مخالفان به شکست خود اعتراف کرده و گفته است: «به جمهوریخواهان و سیاستمداران افغان به صراحت میگویم: شما دو راه دارید، یا متحد شوید و بر یک موضع مشترک گرد آیید، یا اگر این کار را نمیکنید، در صورت اختلاف و تفرقه، شکست خود را بپذیرید و از عرصه سیاسی کنارهگیری کنید». وی همزمان با اعلام به رسمیت شناختن، با مشکلات روانی مواجه شده و در صفحه ایکس خود با الفاظ بسیار پوچ در مورد این تصمیم توییت میکند.
عطا محمد نور از آدرس حزب جمعیت در یک اعلامیه به کرملین هشدار داده است که «این تصمیم زمینه را برای بحرانهای جدید ژئوپلیتیکی و احیای مجدد جنگهای نیابتی فراهم خواهد کرد؛ روندی که تنها به ناامنی، بیثباتی، مهاجرتهای دستهجمعی و رنج بیشتر مردم منجر میشود.» این هشدار در حالی به کرملین داده میشود که در زمان حاکمیت قبلی طالبان، همین جمعیت، سیاسیون سابق و گروهها از حمایت روسیه برخوردار بودند و همچنین در زمان اشغال آمریکا نیز روابط خود را با روسیه تیره نکردند و در ادامه تا کنون امید به حمایت روسیه داشتند.
جبهههای مقاومت و آزادی و تعدادی از مخالفان نیز این تصمیم را با انواع مختلف محکوم کرده و در کنار ابراز تأسف عمیق، خواستار وحدت و همکاری شدهاند. قابل ذکر است که اختلافات عمیقی میان این گروهها و افراد وجود دارد که به همین دلیل نتوانستهاند به اجماع دست یابند.
امتیازطلبی به نام افغانها: در اعلامیههای مخالفان، علاوه بر سایر اظهارات این نیز نوشته شده است که «جامعه جهانی باید در کنار مردم افغانستان بایستد». این صدا با بیشرمی تمام از حدود چهار سال به اینسو سر داده میشود و بر سر مردم مؤمن، مجاهد و غیور افغانستان امتیازخواهی میکنند، در حالی که عاملان دههها جنگ، ناامنی، فساد، بیعدالتی و کشتار عمومی، رهبران همین گروههای مخالف هستند. آنها باز هم میخواهند به قدرت بازگردند و به اعمال ناروای خود ادامه دهند.
اما این امتیازطلبی به نام افغانها دیگر ادامه نخواهد یافت، زیرا روز به روز میخهای بیشتری بر تابوت محو شدن این گروهها کوبیده میشود و در طرف دیگر، حکومت سرپرست به عنوان یک نظام مشروع، در هر عرصهای پیشرفت میکند و بقای یک افغانستان شکوفا، باثبات و امن را برای افغانها تضمین میکند.
تأثیرات به رسمیت شناختهشدن بر مخالفان: ۱. مخالفان حمایت سیاسی و نظامی نیروهای خارجی و باور موجود به آنها را از دست خواهند داد و در صحنه جهانی، ترازوی حکومت سرپرست در افغانستان سنگینتر خواهد شد. ۲. مشروعیت جهانی حکومت سرپرست، تأثیرات منفی شدیدی بر فعالیتهای سیاسی گروههای مخالفشان میگذارد و روایتهای تبلیغاتی جنگی آنها در برابر جهان بیارزش میشود. ۳. حکومت سرپرست در نتیجه دسترسی به سازمانها، نهادها و کشورهای جهانی، واقعیتها را در مورد هر ادعای تبلیغاتی و نادرستی که مخالفان در دهههای گذشته برای منافع شخصی خود تبلیغ کرده بودند، ابلاغ خواهد کرد. ۴. هر جنبش، گروه و سازمانی به نام مخالفان حکومت سرپرست، تا زمانی که چالشبرانگیز نباشد، نمیتواند به عنوان یک جهت در مسئله افغانستان مطرح شود. ۵. به رسمیت شناختهشدن گروههای مخالف را کمرنگ، ناامید، منزوی و در نهایت با انحلال مواجه میکند.
نتیجه: به رسمیت شناختهشدن حکومت سرپرست یک پیام مهم جهانی دارد و یک پیشرفت سیاسی بزرگ است که به این حکومت مشروعیت جهانی میبخشد و میتواند دروازه روابط گسترده را از سوی جامعه جهانی باز کند. این به رسمیت شناختهشدن، حکومت سرپرست را از حالت انزوا خارج کرده و زمینه تعامل رسمی با نهادها، کشورها و سازمانهای بینالمللی را برایش فراهم میکند. به این ترتیب، حکومت میتواند کنترل و قدرت خود را بیشتر تحکیم کرده و ثبات، صلح و امنیت را در افغانستان برقرار سازد. از سوی دیگر به رسمیت شناختهشدن یک چالش بزرگ برای مخالفان این حکومت است. با کسب رسمیت جهانی، مخالفان ممکن است از حمایت و مشروعیت بینالمللی محروم شوند که این امر باعث کاهش نفوذ سیاسی و ایجاد محدودیت بر فعالیتهای سیاسی آنها خواهد شد. علاوه بر این، ممکن است در داخل کشور نیز باور اندک باقیمانده مردم را از دست بدهند، تفرقهها و اختلافاتشان عمیقتر شده و در آستانه انحلال قرار گیرند.
توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.