احمد مسعود، رهبر گروه خیالی موسوم به مقاومت، در اظهارات اخیر خود از ایجاد یک بدیل و روند سیاسی برای افغانستان سخن گفته است؛ روندی که فاصله میان واقعیتهای میدانی و تصورات ذهنی بهگونه آشکار در آن دیده میشود. زمانی که چنین یک روند سیاسی توانایی کنترل حتی یک وجب از خاک کشور و حضور جغرافیایی در داخل افغانستان را ندارد، مفاهیمی مانند حکومت بدیل، قانون اساسی، انتخابات و موارد مشابه، تنها میتواند در فضای مهاجرت برای مصروف نگهداشتن خود مورد استفاده قرار گیرد. سیاست نه با شعارها، بلکه با حضور در میدان شکل میگیرد؛ چیزی که مسعود و گروه خیالی او به طور کامل از آن بیبهرهاند.
ادعای مسعود مبنی بر اینکه «بدیل حکومت افغانستان یک فرد نیست، بلکه یک روند ملی و قانونی است»، در واقع خلأ بزرگی را آشکار ساخته است که مخالفان در داخل کشور با آن مواجهاند. مخالفان با گذشت پنج سال گذشته، نتوانستهاند یک روند برخوردار از حمایت مردمی، مشروع و قانونی را ایجاد کنند؛ زیرا ایجاد و نمایندگی از یک بدیل سیاسی باثبات و یک روند معتبر، بدون سازماندهی اقوام ملت و داشتن اقتدار جغرافیایی، امکانپذیر نیست. افزون بر این، هر یک از مخالفان خود را بدیل میداند، اما دیگران را نفی میکند.
یکی از بزرگترین مشکلات مخالفان این است که تعریف موجودیت خود را تنها به تبلیغات پروپاگندی در شبکههای اجتماعی و حضور در شماری از نشستها محدود ساختهاند. اما در برابر اقتدار نظامی و سیاسی حکومت افغانستان که در حال حاضر کنترل کامل سراسر کشور را در اختیار دارد، طرح نقشه برای ایجاد یک نظام جدید از سوی مخالفانی که حتی محل اقامتشان نیز در بیرون از کشور است، از نگاه سیاسی اقدامی خندهآور و دور از واقعیت به شمار میرود.
از سوی دیگر، اشاره مسعود به اراده مردم، استفاده سیاسی از این مفهوم بزرگ است. گروه به اصطلاح مقاومت چگونه میتواند نمایندگی از اراده مردم در داخل کشور کند، در حالی که روابط فزیکی، سیاسی و جغرافیایی میان آنان و مردم افغانستان به گونه کامل از بین رفته است؟ تا زمانی که یک جریان در داخل کشور دارای ریشههای اجتماعی و فزیکی نباشد، نمیتواند تمثیل نمایندگی از اراده مردم اجراء کنند، هر گونه طرح آنان تنها در حد نشستهای آنلاین باقی خواهد ماند.
تاریخ ثابت ساخته است که جریانهایی که از راه دور و از طریق نشستهای مجازی مدیریت میشوند و بر شعارهای خیالی تکیه دارند، هرگز نمیتوانند بر سرنوشت سیاسی یک کشور تأثیر بگذارند. ضعف بزرگ دیگر این گروه آن است که تلاش میکند واقعیت موجود خود را در پشت لغات و اصطلاحات سیاسی پنهان سازد. آنان برای جبران شکست نظامی و عملیاتی خویش، میکوشند با بحثهای نظری و استفاده از اصطلاحات معاصر، خود را در برابر جامعه جهانی به عنوان بدیل وضعیت موجود معرفی کنند؛ اما برای آغاز چنین روندی، هیچگونه مشروعیت، توان عملی و میکانیزم لازم را در اختیار ندارند.
هر نوع روند سیاسی و نظریهپردازی که با واقعیتهای میدانی در تضاد باشد، محکوم به شکست میشود. طرحهای خیالی گروه مسعود به این دلیل در داخل کشور پیرو و حامی ندارد که مردم به توانایی عملی آنان باور ندارند. ترسیم نقشه آینده افغانستان از بیرون کشور و انتظار برای شکلگیری روندی که اساس آن تنها بر فرضیهها استوار باشد، روشنترین ثبوت ناتوانی راهبردی گروه مقاومت و فرار آن از واقعیتهای میدانی است.
توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.

