پاکستان، کشوری که خود در گرداب بحرانهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی دستوپا میزند، باز هم دست از دخالت در امور افغانستان برنداشته است. رژیم نظامی اسلامآباد که سالهاست با سیاستهای دوگانگی و خیانتبارش چهرهٔ واقعی خود را برای ملتهای منطقه آشکار ساخته، اینبار تلاش میکند با تزریق پول و تبلیغات دروغین، از لاشهٔ پوسیدهٔ چیزی به نام «جبهه مقاومت» چهرهای زنده بسازد. اما این نمایش، جز افشای چهره دوگانگی پاکستان و نمایش باطن بد و تاریک وی نسبت به همسایگان، دستاورد دیگری برایش ندارد.
در روزهایی که حتی رسانهها و تحلیلگران پاکستانی اعتراف میکنند «سیاست مذاکره و تهدید همزمان اسلامآباد علیه افغانستان» شکست خورده است، آیاسآی با بودجههای پنهان خود نشستهایی در اسلامآباد برای بهاصطلاح «رهبران مقاومت» برگزار میکند. کسانی که نه در داخل کشور جایگاه دارند، نه در خارج مشروعیت، تنها آمدهاند تا بار دیگر برای پاکستان مزدوری کنند و در برابر دولت مشروع افغانستان بایستند.
این پروژه، تکرار همان سناریوی شکستخوردهای است که پاکستان سالهاست نسبت به همسایگانش آزموده و هر بار با رسوایی به پایان رسیده است. همانطور که پاکستان در میدان جنگ و دیپلماسی شکست خورده است، مزدوران و چهرههایی که از آنها میخواهد بهعنوان گروههای نیابتی استفاده کند نیز نمیتوانند در مقابل حکومت اسلامی افغانستان قد راست کنند؛ زیرا هیچ درخت بیریشهای نمیتواند در خاک غیر بروید و بر دیگر جا سایه بیفگند.
نکتهٔ جالب اینجاست که حتی در زمان مذاکرات استانبول و دوحه، رسانههای پاکستانی برای تقویت موضع خود، سخنان قدیمی مسعود را علیه دولت افغانستان بازنشر میکردند. گویی موقف خود در حمایت از شکستخوردگان فراری و مقابله با دولت برحال افغانستان را روشن میساختند. اما این تلاش مضحک نیز نتیجهای نداد؛ چون واقعیت از هر تبلیغی نیرومندتر است. مردم افغانستان میدانند چه کسانی در کنار وطناند و چه کسانی در کنار دشمنان وطن قرار دارند.
در لحظهای که تمامیت ارضی افغانستان و منافع ملی مردم افغانستان مطرح است، چهرههای خائنی که سالها شعار «وطندوستی» را فریاد زدند، بیشرمانه در کنار دشمنان افغانستان ایستادهاند و با دشمن مردم افغانستان بهخاطر منافع شخصی و از دست ندادن نان غلامی، همدست و همصدا شدند.
حافظهٔ مردم افغانستان این واقعیت را فراموش نخواهد کرد که در روزگاری که رژیم پاکستان در حریم افغانستان تجاوز کرد، فرزندان واقعی سینه سپر کردند و چهرههای پوشالی و وطنفروش در سفرهٔ دشمن مردم افغانستان، نان بیغیرتی تناول میکردند و در برابر ریختاندن خون پاک کودکان پکتیا، خوست و قندهار توسط بادارشان، مهر بیننگی بر زبان زده بودند.
اما به پاکستان و غلامانش باید گفت که دولتی که خودش در حل مشکلات داخلیاش دستوپاچه شده و ضعف خود را میخواهد به گردن همسایگانش بیندازد، چگونه میتواند برای دیگران نسخهٔ ثبات و قدرت تجویز کند؟ کشوری که خودش از درون میسوزد، نمیتواند با سرمایهگذاری بر روی چند چهرهٔ فراری و بیاعتبار که مورد نفرین مردم سرزمینشان نیز قرار دارند، مسیری را که با خون صدها هزار شهید ترسیم شده است، تغییر دهد. لذا باید گفت که پاکستان در واقع بر سایه سرمایهگذاری کرده است؛ سایهای که با تابش نخستین نور واقعیت، ناپدید میشود.
از سوی دیگر، همان تاجیکستانی که روزگاری گوش به زمزمههای این «مقاومتچیان مجازی» میداد، امروز با درک واقعیت و شناخت نمایندگان اصلی مردم افغانستان، راه خود را از آنها جدا کرده و در مسیر تعامل با دولت افغانستان گام برمیدارد. این تحول، نهتنها نشانهٔ رشد سیاسی حکومت افغانستان و شناخت رهبران واقعی آن است، بلکه نشانهٔ انزوای کامل این چهرههای بیریشهای است که سالها بالای چهرههای جاسوسی خود، نقاب رهبری مردم افغانستان را بر چهره کرده بودند. دیگر هیچ کشوری حاضر نیست بر روی کسانی سرمایهگذاری کند که حتی در میان مردم خودشان اعتبار ندارند.
جهان نیز امروز افغانستان را از دریچهٔ ثبات و واقعیت میبیند، نه از دریچهٔ فریادهای دروغین کسانی که در کافههای اروپا و دفترهای آیاسآی نان وطنفروشی میخورند. رسانههای بینالمللی دیگر به آنها صحنه نمیدهند و هیچ دولت منطقهای حاضر نیست در بازیهای کهنهٔ پاکستان شریک شود.
نتیجه روشن است؛ دو ناکام (پاکستان و مزدورانش) هرگز نمیتوانند جلو حرکت افغانستانی را که با عزم و ارادهٔ فرزندان صادقش بهسوی ثبات و پایداری قدم میگذارد، بگیرند. افغانستان امروز با گامهای استوار بهسوی استقلال و ثبات پیش میرود، در حالی که دشمنانش در میان خاکستر توطئههای ناکام خود، به دنبال نفس تازه میگردند. و این همان واقعیتی است که هر روز جهان شاهد آن است.
توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.