پاکستان به دلیل موقعیت جغرافیایی، گذشتهی تاریخی و محاسبههای استراتيژیکاش، همواره برای افغانستان یکی از همسایههای مهم و تأثیرگذار بوده است. اما تصمیمگیری در سیاست خارجی این کشور میان دو محور موازی، یعنی اردوی پاکستان و دولت ملکی، بارها دچار اختلاف و کشمکش شده است. ساختار سیاسی پاکستان بهگونهایست که تصمیمگیری در سیاست خارجی تنها در دست حکومت ملکی نیست، بلکه نهادهای نظامی و استخباراتی (به ویژه ISI) نیز نقش پررنگی در آن دارند. همین دوگانگی و تضاد، روابط میان افغانستان و پاکستان را همیشه با بیاعتمادی و تنش همراه ساخته است.
اردوی پاکستان خود را محور اصلی دولت میپندارد و از سال ۱۹۵۸م تا امروز، چندین بار بهگونهی علنی کودتا کرده و حکومتهای ملکی را سرنگون کرده است. این تجربهها باعث شده تا اردو در فرهنگ سیاسی پاکستان به حیث یک دولت موازی عمل کند.
جغرافیه و وضعیت سیاسی افغانستان دارای اهمیت حیاتی برای پاکستان است. اردو تلاش دارد افغانستان را به عنوان «عمق استراتژیک» خویش به کار گیرد، در حالیکه رهبران ملکی بیشتر از همکاریهای تجارتی، ترانزیتی و سیاسی سخن میزند.
حکومتهای ملکی در اسلامآباد عموماً تلاش دارند همکاریهای تجارتی، سیاسی و اجتماعی به حالت عادی برگردانند. از دید آنان، برای رسیدن به ثبات پایدار، نیاز است فضای روابط دوجانبه بر اساس اعتماد متقابل ساخته شود. رهبران ملکی تحت فشارهای اقتصادی و جامعهی جهانی ناگزیر میشوند در راستای صلح و همکاری با کابل گام بردارند.
از طرف دیگر، اردوی پاکستان تصمیمگیرندهی اصلی در سیاست خارجی پاکستان دانسته میشود. اردو بر پایهی راهبرد ژرف خود نسبت به افغانستان، از گروههایی حمایت میکند که با حکومت مرکزی افغانستان مخالفاند. در این راستا، اردو نشستهای منظم برگزار میکند، گروههای مسلح مخالف را تقویت مینماید و برای جنگ در برابر دولت افغانستان از آنان حمایت میکند. هدف اردو از این سیاست، حفظ نفوذ پایدار در امور افغانستان و تأمین عمق استراتژیک خویش است.
حکومت ملکی میکوشد از راه دیپلماسی، دیدارهای رسمی و توافقات تجارتی، روابط را بهبود بخشد، اردو از طریق ایجاد ناامنی، حمایت از مخالفان و اعمال فشار، میخواهد افغانستان را زیر سایهی اهداف خود نگه دارد. با استفاده از گروههای مسلح، اردو بر حکومت افغانستان فشار وارد میکند و تلاش دارد این کشور را در راستای منافع راهبردی خویش بیثبات نگه دارد. این رفتار دوگانه باعث شده افغانستان هیچگاه به پاکستان اعتماد نکند.
این تضاد میان دو نهاد اصلی در ساختار پاکستان سبب شده این کشور نه به عنوان یک دولت با سیاست واحد، بلکه بهعنوان کشوری با سیاستهای متناقض و چهرهی دوگانه شناخته شود. ناظران بینالمللی باور دارند که پاکستان با بحران در روابط اردو و حکومت ملکی روبهرو است. به دید جامعهی جهانی، تا زمانیکه اردو به پیشبرد اهداف پنهانی خود در جنگهای منطقهای ادامه دهد، حکومت ملکی پاکستان قادر نیست روابطی درازمدت و مبتنی بر اعتماد با افغانستان برقرار سازد.
از یکسو اردو برای مبارزه با تروریزم خواستار حمایت جامعهی جهانیست، اما از سوی دیگر با پشتیبانی از گروههای مسلح در منطقه، تلاش میکند نفوذ خویش را حفظ کند. این سیاست دوگانه در برابر افغانستان بهشکل واضح دیده میشود. اسناد موثقی نیز وجود دارد که نشان میدهد شبکههای استخباراتی پاکستان، گروه داعش را بهمثابهی یک ابزار فشار در منطقه بهکار میبرند، تا از طریق آن بیثباتی را در درون افغانستان افزایش داده و حکومت افغانستان را زیر فشار قرار دهند.
در چهار سال اخیر، اردو همواره از گروههای مخالف حکومت افغانستان حمایت کرده و در عین حال تلاش کرده تا این حمایت را انکار کند و تقصیر را به گردن کابل اندازد. این بخشی از سیاست نفوذ و حفظ عمق استراتژیک پاکستان است، سیاستی که این کشور هیچگاه از آن دست نکشیده است.
تنشها میان حکومت ملکی و اردو در پاکستان باعث شده روابط این کشور با افغانستان همواره پر از آشوب، بیاعتمادی و تضاد باشد. تا زمانیکه اختیار کامل سیاست خارجی، حکومت ملکی در دست نگیرد و اردو از پروژههای جنگی و امنیتی در سیاست روینگرداند، روابط افغانستان و پاکستان به جای آنکه بر اساس دوستی واقعی استوار باشد، میدان بازیهای سیاسی و فواید تاکتیکی باقی خواهد ماند.
توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.