نویسنده: عادل افغان پس از روی کار آمدن امارت اسلامی، گلیم آن عده مهرههای استعماری و استخباراتی که بهخاطر استحکام نهادهای استخباراتی در کشور تلاشهای خستهگی ناپذیری را انجام داده و پیسههای هنگفتی دریافت میکردند، جمع شد و این پیسهها بطور مستقیم و غیرمستقیم بهخاطر استعمار، نشر و ترویج ارزشهای استعماری و بربادی و کمرنگ ساختن ارزشهای ملی و اسلامی مصرف میشد. اگر از چنین کسانی نام بگیریم، تعداد آنها به صدها تن میرسد اما در این نوشته، فقط از یک نفر از گروه آنها بنام فوزیه کوفی، زندگینامه، سابقه و وضعیت فعلی آن بحث میکنیم فوزیه کوفی که اصالتا از ولسوالی کوف ولایت بدخشان است، در زمان اشغال افغانستان، به پهلوی امریکاییها ایستاد و به این شکل، خوشخدمتی خود را بهخاطر اشغال، استعمار و استحکام ارزشهای استعماری شروع کرد. معمولا کشورهای استعماری بهخاطر رسیدن به اهداف شان از چنین مهرههایی زیاد استفاده میکردند و بهخاطر شهرت آنها راههای گوناگونی را جستوجو میکردند. گاهی نامزد دریافت جایزه میگردید و گاهی هم در فهرست زنان شجاع قرار میگرفت، تمام تلاشها بهخاطر این بود که چطور نام این مهرهها سرخط اخبار قرار بگیرد تا اینکه آوازهی شهرتش به مردم برسد و به این شکل استعمار، برای مردم بنمایاند که اینها رهبران هستند، و اینها مورد تایید شما هستند و باید پشت ایشان بایستید. استعمار، تا اندازهی در این راستا کامیاب بود، بعضی کسان را به همین شکل فریب دادند و از چنین اشخاص ناکام و چهرههای بدنام، دفاع کردند. فوزیه کوفی در بیست سال اشغال، با چهرههای متفاوت آشکار شد، گاهی به اصطلاح فعال حقوق زن، گاهی وکیل پارلمان و گاهی هم به نام های دیگری. نامبرده، به اینخاطر در بین مردم مشهور بود که با صراحت کامل، ارزشهای ملی و اسلامی را زیر پا میکرد، این کار را در خود به اصطلاح روشنفکری و تابوشکنی میدانست و سایر مردم مخصوصا زنان نیز این کارش را پذیرفتند. ارزشهای اسلامی و ملی را قدیمی دانسته و بهخاطر ترویج ارزشهای غربی لابیگری میکرد، به همین خاطر از طرف استعمارگران فرهنگی غرب، گاهی بنام زن شجاع صدا زده میشد و گاهی به نام برنده جایزه نوبل معرفی میکردند و گاهی هم بهعنوان فعال حقوق زنان افغانستان صدا زده میشد و در حقیقت فوزیه بهخاطر ترویج مفکوره غربی و دوام استعمار به اندازه توانش تلاش کرد. در بدخشان در دو دهه، سنگهای سرخ و قیمتی را به شکل غیر قانونی استخراج کرد، بطور علنی در قاچاق تریاک، سهم فعال داشت، از باندهای بدنام و جنایتکار شمال، حمایت همهجانبه نمود، گروپهای مسلح غیرمسئول داشت و به توسط آنها حفاظت خود را میکرد و خواستههایش را بر مردم تحمیل مینمود.
نامبرده علاوه بر موارد فوق، در فساد، غصب، ظلم، زورگویی و لندغری دست بالای داشت، هماکنون بیرون از کشور است و با ذلت تمام، یک بار دیگر دروازههای استعمار را میکوبد، باز به دنبال یک پروژه دیگر است تا چگونه آتش را دوباره در کشور روشن کند، میخواهد دوباره مردم را فریب بدهد، میخواهد دوباره زمینه بیقانونی، خودسری، ظلم، غصب، زورگویی و و لندغری را مساعد سازد. او تازه با یک یهودی مشهور بنام یاکوف فلیتچکین بهخاطر اهداف شومش، روابط خویش را برقرار نموده است.
نامبرده در غرب، لابیگر مشهور یهود است که در نقطه نقطهی دنیا، جنگهای کرایی را تنظیم میکند و رهبریکنندگان جنگ را تعیین و سپس روابط شان را با نهادهای استخباراتی تنظیم مینماید اما او و پیروانش بدانند که افغانستان به آن حالت نیست مه بیست سال قبل بود، افغانها هم تغییر کردهاند، در اینجا همهچیز ۳۶۰ درجه تغییر کرده است، در اینکا به استعمار غربی چنان درسی داده شده که نسلها اندر نسلها دیگر اشغال این کشور را نمیپذیرد، آنها چی میکنند که نسلهای شان این کار را نپسندند، فوزیه کوفی باید بداند که تاریخش گذشته است، تلاشهای ناکام آن فایده ندارد، خوابهایش را فراموش کند و این اهداف شومش را به گور ببرد.