بمباران‌های اخیر بر خاک مقدس افغانستان از سوی رژیم نظامی پاکستان تنها یک اقدام نظامی نبود؛ این حمله در حقیقت تعرضی آشکار به عزت ملی و حاکمیت مردم افغانستان بود. در حالی که نیروهای دلیر کشور با هدف قرار دادن یکی از مراکز مهم تدارکاتی دشمن در کوهات و اسلام آباد، جواب ابتدایی به این تجاوز را دادند، در عرصه سیاست نیز چهره واقعی کسانی آشکار گردید که هنوز خود را رهبران سیاسی افغانستان می‌نامند. در چنین وضعیتی، مردم افغانستان باید دو گروه را به‌روشنی از هم تفکیک کنند، گروهی که بی‌پروا از تجاوز دشمن حمایت می‌کنند، و گروهی دیگر که زیر نام مصلحت، سکوت اختیار کرده و بی‌ننگی را برگزیده‌اند.

گروه اول را اعضا و هواداران بی‌بندوبار جبهه‌ای تشکیل می‌دهند که با عنوان مقاومت و به رهبری احمد مسعود فعالیت می‌کند. این افراد حتی از ریخته شدن خون هم‌وطنان بی‌گناه خود نیز اظهار خوشحالی کردند. آنان نه تنها تجاوز پاکستان را محکوم نکردند، بلکه با بی‌پروایی آشکار، بمباران دشمن را نیز ستودند. این گروه ثابت کرد که داعیه، تلاش‌ها و تبلیغات آن در حقیقت برای ویرانی کشور می‎باشند. کدام منطق می‌پذیرد که یک افغان مسلمان از تجاوزی حمایت کند که قربانیان آن کودکان و مادران این سرزمین باشند؟ این موضع چنان شرم‌آور است که بر پیشانی این گروه مُهر وطن‌فروشی می‌زند.

دوم گروه‌هایی از جنگ‌سالاران‌ هستند که زیر نام شورای مقاومت و دیگر عناوین بزرگ و گوناگون، در کشورهای خارجی ائتلاف‌هایی تشکیل داده‌اند و در مراکز استخباراتی بیگانه نشست برگزار می‌کنند، اما در برابر تجاوز پاکستان سکوت اختیار کرده‌اند. هرچند سکوت آنان مانند هواداران احمد مسعود ستایش آشکار نیست، اما از آن خطرناک‌تر است؛ زیرا در حالی که بر تمامیت ارضی کشور تجاوز صورت می‌گیرد، خاموش ماندن چنین جنگ‌سالارانی در عمل به معنای چراغ سبز دادن به متجاوز است. این سکوت عمیق و ننگین به نام مصلحت، نشان می‌دهد که این ائتلاف‌ها تنها تشنهٔ قدرت‌اند و منافع ملی کشور در برابر امتیازهای خارجی که در بدل خاموشی به آنان داده می‌شود، برای‌شان هیچ ارزشی ندارد.

به این ائتلاف‌های به‌ اصطلاح سیاسی باید گفته شود که شما مخالفت سیاسی خود را با چارچوب نظام کنونی اعلام کرده بودید، نه با خاک و مردم این سرزمین؛ پس چرا به بهانهٔ مخالفت سیاسی در برابر تجاوز دشمن خارجی سکوت اختیار کرده‌اید؟ در حقیقت، این ائتلاف‌ها با آجندای دشمن هم‌سو هستند. هنگامی که خود را نمایندگان مردم افغانستان می‌خوانند، پس چرا در برابر فریاد قربانیان بمبارد دهان بسته‌اند؟ بی‌ننگی آنان که به نام مصلحت توجیه می‌شود، نشان می‌دهد که تنها به اشارهٔ کسانی سخن می‌گویند که هزینه‌های اقامت و عیاشی‌شان را بر عهده دارند. محکوم نکردن تجاوز پاکستان، بزرگ‌ترین دلیل بطلان ادعاهای آنان است.

مردم افغانستان باید بدانند که پاسداران واقعی کشور کسانی‌اند که در کوهات و اسلام‎آباد از دشمن آرام گرفتند، نه آنانی که در لندن، پاریس و دیگر پایتخت‌ها نشسته‌اند و از تجاوز بر کشور خرسند هستند یا در برابر آن سکوت کرده‌اند. خیانت آشکار هواداران گروه مقاومت و بی‌ننگی مصلحتی ائتلاف‌ها، دو روی یک سکه‌اند. تاریخ قضاوت خواهد کرد که هنگامی که افغانستان زیر حملهٔ دشمن قرار داشت، چه کسانی سینه سپر کردند و چه کسانی در آغوش بیگانگان نشسته، نظاره‌گر ویرانی ملت خویش بودند.

Share.
Leave A Reply

Exit mobile version