امضای پیمان امنیتی و دفاعی جدید میان پاکستان و عربستان سعودی در سال ۲۰۲۵، در آن زمان به عنوان یک همکاری بزرگ نظامی در سطح منطقه تبلیغ شد. این پیمان که در ظاهر شعار مبارزه با گروه‌های مسلح غیرمسئول و تبادل فناوری دفاعی را سر می‌داد، در حقیقت تلاشی برای پر کردن شکاف بی‌اعتمادی میان دو متحد قدیمی بود. گذشت زمان ثابت کرد که چنین توافق‌نامه‌های کاغذی در برابر واقعیت‌های پیچیده ژئوپلیتیکی منطقه بسیار سست هستند و نمی‌توانند در زمان بحران به عنوان یک سپر دفاعی واقعی عمل کنند.

بزرگ‌ترین چالش این پیمان، موضع پاکستان در جنگ اخیر میان ایران و آمریکا بود. زمانی که حریم و برخی تأسیسات عربستان سعودی در جریان درگیری‌های منطقه‌ای هدف قرار گرفت، عربستان سعودی امید داشت که رژیم نظامی پاکستان طبق پیمان امضا شده در کنار آنها بایستد، اما پاکستان به دلیل مصلحت‌اندیشی‌ها، سیاست محتاطانه در قبال ایران و حساسیت‌های همسایگی، از اقدام عملی خودداری کرد و تنها به اعلامیه‌های دیپلماتیک بسنده نمود. این بی‌طرفی به مقامات سعودی این پیام را داد که حمایت نظامی پاکستان تنها در مانورهای نمایشی خلاصه می‌شود و بس!

از سوی دیگر، در حلقات سیاسی عربستان سعودی نشانه‌هایی پدیدار شده است که این کشور از این پیمان احساس پشیمانی می‌کند. عربستان سعودی برای دهه‌ها کمک‌های مالی بی‌سابقه‌ای به اقتصاد و ارتش پاکستان کرده است، اما اکنون این سوال برای عربستان سعودی مطرح شده که در ازای این میلیاردها دالر قرض و کمک، چه منفعت امنیتی عملی به دست آورده است؟ در این معادله «سود و زیان» چنین به نظر می‌رسد که پاکستان همیشه امتیازگیرنده بوده، اما هنگامی که زمان چالش فرا رسیده، به نوعی از عملی کردن تعهدات خود شانه خالی کرده است.

یکی دیگر از دلایل ناکامی پیمان امنیتی سال ۲۰۲۵، تغییر سیاست خارجی عربستان سعودی است. این کشور اکنون تلاش می‌کند تا امنیت خود را به جای اتکا به پاکستان، بر تولیدات داخلی خود و اتحادهای متنوع بین‌المللی تأمین کند. هنگامی که سعودی‌ها می‌بینند که پاکستان حتی در کنترل مناطق مرزی خود با چالش‌هایی روبرو است، اعتماد به چنین متحدی که بتواند امنیت سعودی را تأمین کند، برای آنها دشوار به نظر می‌رسد. این وضعیت موج جدیدی از بی‌اعتمادی را میان دو کشور آغاز کرده که دیگر نمی‌توان با شعارهای مذهبی و احساسی مانند گذشته پنهانش کرد.

پیمان امنیتی پاکستان و عربستان سعودی بیشتر از یک ضرورت استراتژیک، به یک معامله یک‌جانبه تبدیل شده است. تا زمانی که پاکستان اختیار سیاست خارجی خود را از کنترل ارتش خارج نکند و سپس میان توازن و مشارکت واقعی یک انتخاب روشن نکند، چنین پیمان‌هایی تنها بخشی از آرشیوها خواهند بود. عربستان سعودی اکنون به این درک رسیده است که در نظم نوین جهانی، تنها پیمانی ارزش دارد که در عرصه عمل تأمین منافع مشترک و حفاظت همه‌جانبه را تضمین کند، نه اینکه فقط بحران اقتصادی پاکستان را کنترل نماید.

Share.
Leave A Reply

Exit mobile version