ابوعثمان غزنوی در این اواخر برخی از ارشدترین مقامات روسی از جملۀ ولادیمیر پوتین رییس جمهور این کشور، لاوروف وزیر امورخارجه و کابلوف مدیر بخش دوم وزارت امور خارجه و نمایندۀ ویژۀ این کشور در امور افغانستان در گفتگو با رسانهها ابراز نظرهایی داشتند مبتنی بر اینکه دیگر وقت آن فرارسیده که «طالبان» (امارت اسلامی افغانستان) از فهرست گروههای ممنوعه خارج و با این جریان به عنوان حکومت سرپرست افغانستان روابط سیاسی، اقتصادی و دیپلوماتیک برقرار شود. با این ابراز نظریات مثبت مقامات ارشد روسی پیرامون افغانستان و امارت اسلامی افغانستان، گروههای مخالف بغاوت و شرارت پیشۀ اجیر استخباراتی زیر نام و عنوان به اصطلاح مقاومت و جبهۀ آزادی، آتش گرفته و بار دیگر با این انکشافات مثبت در عرصۀ دیپلوماتیک که به خیر کشور و منطقه نیز است، روز روشن برای شان شب تاریک گشته و زیر عنوان «خبرنامۀ مطبوعاتی» به یاوه سرایی پرداخته و از روسها خواسته که از این کار اجتناب ورزیده و به اصطلاح آنان این کار روسیه، سبب تقویت تروریزم در آسیای مرکزی و منطقه می گردد. باید گفت، اگر از سویی این انکشافات نمایانگر دستاورد مهم در عرصۀ سیاسی و دیپلوماتیک برای دستگاه دیپلوماسی امارت اسلامی که راهکار متوازن دیپلوماتیک را در زمینۀ روابط با جهان رویدست گرفته بود، است. از سوی دیگر، همه می دانند و به این مسأله پی برده اند که امارت اسلامی افغانستان یک نظام و جریان حاکم و مسوول بر تمام قلمرو کشور بوده است؛ چیزی که هیچ نظام و جریانی در 50 سال گذشته به این کار موفق نشده بود که این امر بنوبه سبب ثبات، اتصال، پویایی و شگوفایی اقتصادی، تجاری و فرهنگی و توسعۀ همکاریها منطقه یی گردیده و در آینده پیامدهای سودمند دیگری نیز به همراه خواهد داشت. این در حالی است که در بیست سال گذشته ما شاهد بودیم که همه جریانهای داخلی سیاسی و نظامی فعال در داخل کشور با قرار گرفتن زیر سایۀ تنها ابرقدرت آن وقت جهان یعنی امریکا و با تبانی تمام متحدین سنتی و غیرسنتی منطقه یی و جهانی آن و همکاری قدرتها و کشورهای منطقه و همسایۀ افغانستان، نتوانستند به این مأمول دست یابند و حداقل ثبات نسبی را در این کشور تامین کنند. ولی امارت اسلامی افغانستان با کمترین امکانات، در حالی که زیر تعزیرات ظالمانۀ برخی کشورها و سازمانها نیز قرار دارد و از همکاریهای بین المللی نیز محروم می باشد، به فضل و کرم الهی و همکاری ملت و مردم ستمدیدۀ خود توانست، در کمترین فرصت، در افغانستان واحد و یکپارچه یک نظام متحد و متعهد و مسوول را مستقر سازد که برای هیچ کشور همسایه و منطقه نه تنها خطر و تهدید نباشد، بلکه در چارچوب نظم نوین منطقه یی، به عنوان نظام مسوول و مستقل، از عهدۀ مسوولیتهای خود در راستای نظم و امنیت منطقه یی به خوبی به درآید و در راستای همکاریهای بین الدولی و منطقه یی پیشتاز باشد. هم اکنون از سرحدات افغانستان برای هیچ کشور منطقه و همسایه خطری متوجه نیست؛ بلکه گروههای جرمی و قاچاق موادمخدر و قاچاق انسان که در دورههای گذشته در مسیر سرحدات کشورهای منطقه و افغانستان فعالیت داشتند، به اثر تلاش و کوشش نیروهای امنیتی امارت اسلامی افغانستان، متلاشی شده و یا در حال تعقیب و نابودی اند. بنابراین، کشورها و قدرتهای منطقه این واقعیت را به خوبی درک کرده اند. آنان این واقعیت را پذیرفته اند که امارت اسلامی به عنوان یک مسوول و حاکم، یک جریان مطرح و موثر در نظم جدید منطقه و حتا فرامنطقه است؛ روابط با آن، سلیقۀ شخصی کسی نبوده بلکه مقتضای منافع امنیت ملی و اقتصادی کشورهای همسایه، منطقه و فرامنطقه می باشد. با توجه به همین اصل است که با گذشت هر روز یخهای بستۀ دیپلوماتیک ذوب شده و دروازههای دیپلوماسی به روی امارت اسلامی افغانستان گشوده می شود. کشورهای منطقه و همسایه این را هم به خوبی کرده اند، جریانهای فراری زیر هر نام و عنوانی که بود و هست، در گذشته در افغانستان به خوبی آزمایش شده و هیچ یک از آنان حتا نتوانستند، حداقل ثبات نسبی را در یک ولایت افغانستان به وجود آورند. بادرنظرداشت این واقعیت، هیچ کشور و قدرت منطقه یی حاضر نیست به این یاوه سراییها و رجزخوانیهای آنان وقعی بگذارد؛ زیرا این امر مقتضای امنیت ملی و منافع اقتصادی کشورهای همسایه و منطقه بوده و از سوی دیگر، این جریانها در گذشته ثابت ساخته اند که به جز پول و اندوختههای مادی به هیچ ارزش ملی و منطقه یی متعهد نبوده و صرف همانند عروسکها جهت تحقق اهداف و منافع کشورهای قدرتمند و استعمارگری در بدل پولهای اوپراتیفی به عنوان اجیران استخباراتی مورد استفاده قرار گرفته اند و بس و به هیچ صورت و در هیچ زمان نخواهد توانست نه تنها بدیلی برای امارت اسلامی باشد، بلکه از این ظرفیت نیز خالی بوده که در آینده بتواند به عنوان جریان چالش برانگیز برای افغانستان و نظام آن قد علم نماید.