از ابتدای فروپاشی جمهوریت و فرار سیاسیون و رهبران خودخواندهٔ احزاب منحلشده، اختلافات روزافزون میان این چهرههای بدنام برای همگان آشکار بود؛ اختلافاتی که عموماً بر سر امتیازها و تأمین منافع شخصیشان شکل میگرفت.
این اختلافات تا مدتی در حد تنشهای لفظی باقی مانده بود، تا اینکه معروف غلامی، مشهور به «معروف لَنگ»، از قومندانان نزدیک به اسماعیلخان، جنگسالار پیشین هرات، در شهر مشهد ایران داخل خانهٔ شخصیاش ترور شد. این ترور تنها یک هفته پس از درگیری لفظی او با شیر احمد ملدانی در یک نشست، به وقوع پیوست.
ارتقای تنشهای لفظی به حذف فیزیکی، زنگ خطری جدی برای فراریان جمهوریت بهشمار میرفت؛ چرا که آنان برخلاف دوران جمهوریت، دیگر نه گاردهای متعدد دارند و نه موترهای ضدگلوله، تا از آتش دشمنان و مخالفان خود در امان باشند.
کشتهشدن معروف غلامی پایان این تقابلهای خونین نبود. در تازهترین مورد، اکرامالدین سریع، از جنرالان بلندپایهٔ جمهوریت، شام روز چهارشنبه، ۳ جدی، توسط افراد مسلح ناشناس در تهران هدف تیراندازی قرار گرفت. او پس از زخمی شدن در حین انتقال به شفاخانه زندگی خود را از دست داد.
کشتهشدن سریع، بار دیگر اختلافات عمیق میان فراریان جمهوریت را به نمایش گذاشت؛ اختلافاتی که اکنون نه با کشمکشهای لفظی و دشنامدادن، بلکه با شلیک گلوله نمود پیدا میکند و حذف فیزیکی به یکی از گزینههای اصلی پیشروی مخالفان بدل شده است.
هرچند شماری از چهرههای این احزاب پوشالی تلاش کردند تا این قتل را نیز همانند کشتهشدن معروف غلامی به حکومت فعلی افغانستان نسبت دهند، اما شواهد و مدارک متعدد خلاف این ادعا را ثابت میسازد و نشان میدهد که عامل اصلی این قتل، اختلافات عمیق و ریشهدار داخلی میان این جبهات بوده است.
صدای هندوکش کلیپهای صوتی متعددی از رهبران جبهههای موسوم به مقاومت، آزادی و دیگر گروههای مخالف بهدست آورده است که عمق بیاعتمادیها و نزاعهای داخلی آنان را بهروشنی آشکار میکند. در یکی از این کلیپها، یاسین ضیاء، رهبر خودخواندهٔ جبههٔ موسوم به آزادی، همکاران نزدیک خود را «خائن» میخواند و از شکایتهای مکرر خود در مورد خیانت و سوءرفتار آنان سخن میگوید؛ امری که نشان میدهد اختلافات داخلی این جبههها به اوج خود رسیده و حتی افراد بلندپایه نیز از آن در امان نیستند.
در کلیپ صوتی دیگری، ملک تاتار، قومندان تخار، که یک روز پیش از کشتهشدن سریع ضبط شده است، صراحتاً به جنرال سریع هشدار میدهد و به اختلافات و حسابوکتابهای داخلی اشاره میکند. او تأکید میورزد که گروههای مختلف، با وجود ادعای همگرایی، از توانایی ایجاد اتحاد واقعی ناتواناند و همین وضعیت باعث تشدید تنشها و درگیریها شده است؛ شواهدی که نشان میدهد قتل سریع نه نتیجهٔ مداخلهٔ خارجی، بلکه حاصل یک برنامهریزی داخلی میان جبههها و برای حذف تهدید بالقوهٔ ناشی از محبوبیت او بوده است.
افزون بر این، اعتراف یکی از اعضای مهم جبههٔ موسوم به مقاومت، جنرال شیرداد، نیز تأیید میکند که جنرال سریع بهدلیل جلوگیری از گسترش نفوذ و محبوبیتش، توسط عطامحمد نور، اسماعیلخان و رهبران شورای کوهدامن شمال هدف قرار گرفته است.
سریع در میان نظامیان پیشین مقیم ایران از محبوبیت گستردهای برخوردار بود و همین موضوع سبب شد تا رهبران جبهههای مخالف، برای حفظ موقعیت و جلوگیری از تهدید جایگاه خود، تصمیم به حذف او بگیرند؛ اقدامی که در دوران جنگهای داخلی و بیست سال جمهوریت نیز بارها برای حفظ بقای خود انجام داده بودند و حتی نزدیکترین دوستانشان را قربانی میکردند.
در نتیجه میتوان گفت که قتل جنرال سریع نه یک رویداد تصادفی و نه نتیجهٔ مداخلهٔ حکومت فعلی افغانستان، بلکه بازتاب روشن و مستقیم اختلافات و رقابتهای شدید میان جبهههای مخالف حکومت است؛ اقدامی که نشان میدهد این تنشها اکنون از سطح نزاعهای لفظی و رقابتهای سیاسی عبور کرده و به مرحلهٔ خطرناک حذف فزیکی رسیده است.
توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.