نویسنده: زین الدین فطرت ایران حداقل به ادعاهای مسئولان این کشور، یکی از امنترین نه فقط در منطقه بلکه در کل جهان است؛ حالا با ترور هنیه در قلب امنترین کشور خاورمیانه ابهامات و پرسشهای زیادی بوجود آمده است.
جدای از آنچه گفته شد، این ترور انتقاداتی را هم متوجه عملکرد دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی ایران، آن هم در شرایطی کرده که به واسطه تحلیف رئیسجمهور، این نهادهای اطلاعاتی و امنیتی طبیعتا به دلیل میزبانی ایران از مقامات و مدعوین خارجی در حالت آمادهباش کامل قرار داشتهاند. جالب این است که حدود یک ماه قبل، اسماعیل خطیب، وزیر اطلاعات در توجیه ۱۰ برابر شدن بودجه این وزارتخانه گفته بود، با این افزایش بودجه با اسرائیل به خوبی مقابله شده است؛ حالا در شب تحلیف مسعود پزشکیان، میهمان او اسماعیل هنیه در پایتخت ترور میشود. این درحالی است که وظیفه حفاظت از جان میهمانان خارجی جمهوری اسلامی به عهده، سپاه حفاظت ولیامر است؛ خرداد ماه سال ۱۳۹۷، علی نصیری، فرمانده وقت سپاه حفاظت در گفتگویی با خبرگزاری تسنیم (وابسته به سپاه پاسداران) نحوه حفاظت از مقامهای خارجی را که به ایران سفر میکنند، تشریح کرد. نصیری گفته بود قبل از اینکه مقامهای عالی خارجی به ایران سفر کنند، سپاه وضعیت داخلی آن کشورها را بررسی میکند. به گفته او «سپاه در این بررسی، میسنجد که چه تهدیدات داخلیای ممکن است از آن کشور، به ایران منتقل شده و آن مقام خارجی را در کشور ما تهدید کرده و یا هدف قرار دهد.» فرمانده وقت سپاه حفاظت تاکید کرده بود که اگر سپاه به این نتیجه برسد که در ایران تهدیداتی ممکن است متوجه آن مقام خارجی شود، برای مقابله با آن تهدیدات، پیشبینیهای خاصی انجام میدهد تا از جان مقامهای خارجی محافظت شود. گذشته از این، هزینههای حفاظت بسیار سرسامآور و هنگفت است؛ ۳۱ تیرماه امسال، اسماعیل خطیب، وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی، گفت: «با یک بودجه ۱۰ برابری زیرساختی و با پیگیری رئیسی و مجلس و قانونِ بودجه، توانستیم زیرساختهای امنیتی را گسترش دهیم و با اسرائیل به خوبی مقابله کنیم.» او روز چهارشنبه سوم مرداد ۱۴۰۳، یک هفته قبل از ترور هنیه در پایتخت گفته بود: «شبکه، دسترسی و توانمندیهای شبکه نفوذ موساد که شخصیتهای علمی ما را ترور میکرد یا در مراکز حیاتی خرابکاری میکرد، از بین رفته است.»
حالا یا ادعاهای که مسئولان این کشور داشتهاند دور از واقعیت است و ایران کشور امنی نیست و ناکارآمدی دستگاه امنیتی و حفاظتی در جمهوری اسلامی را نشان میدهد و پس از ترور اسماعیل هنیه، اکثرنگاهها به سمت رفته است. و یا اینکه حفرههای امنیتی ایجاد شده و بحث نفوذ موساد و دیگر سازمانهای استخباراتی در کار است، چنانکه حسینعلی حاجی دلیگانی، نماینده مجلس شورای اسلامی، در واکنش به ترور هنیه به این نکته اشاره کرده و میگوید: «در حادثه شهادت اسماعیل هنیه در تهران نمیتوان احتمال ایفای نقش افراد نفوذی را رد کرد، زیرا به هر حال، رژیم صهیونیستی ممکن است با پرداخت دلارهای آمریکایی به برخی افراد نادان یا خودفروخته، آنها را برای دریافت اطلاعات یا انجام عملیاتهای تروریستی، اجیر کند» بحث داغ در شبکههای اجتماعی و نزد بسیاری از سیاستمداران کنونی و پیشین ایران، همین موضوع «نفوذ» به نظام امنیتی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران است. محمود عباسزاده مشکینی، سیاستمدار سابق ایران پیشتر در گفتگو با خبر آنلاین گفته بود که «بعید نیست از جاسوسان داخلی خودشان در نهادهای حساس کشور ما استفاده کرده باشند. ما نباید در این طرف از جاسوس پروری غرب غافل شویم.» این کارشناس همچنین میگوید: «ما در تاریخ مظلومیت جمهوری اسلامی ایران داستان کشمیریها را داریم که با ریش و تسبیح آن فاجعه را به بار آوردند.» مسعود کشمیری، عضو نفوذی سازمان مجاهدین خلق بود که به عنوان عامل بمبگذاری ۷ تیر ۱۳۶۰ در دفتر حزب جمهوری اسلامی معرفی شد. پیشتر عاموس گیلعاد، یک مقام ارشد سابق دفاعی اسرائیل به کانال ۱۲ این کشورگفته بود: «ترور اسماعیل هنیه در تهران یک دستاورد شگفتانگیز اطلاعاتی، توأم با موفقیت در بخش عملیاتی بود که به نتیجه رسید.» و افزوده بود: «با توجه به نحوه اجرا، میتوان گفت که هر کسی که آن را انجام داده، شایسته تحسین است.» طبق گزارش نیویورک تایمز که روز پنجشنبه منتشر شد مبنی بر اینکه ترور اسماعیل هنیه با بمب کارگزاری برنامهریزی انجام گرفته، واین بمب تقریبا ۲ ماه پیش در ساختمان این مهمانخانه جاسازی شده بود، ساختمانی که توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اداره و محافظت میشود و بخشی از محوطه بزرگتری به نام نشاط در شمال تهران است.
و آنچه گزارش تایمز را تأیید میکند آنست که به گفته مقامات خاورمیانه، آقای هنیه که دفتر سیاسی حماس در قطر را رهبری میکرد، در سفر به تهران چندین بار در این مهمانخانه اقامت داشته است. این گزارش احتمال دوم یعنی «عامل نفوذی» در دستگاههای امنیتی ایران را تقویت میکند و حالا این موضوع در بین کارشناسان و مقامات سابق ایرانی مورد سوال است که چگونه عملیاتی اینچنینی در شب امنیتی تهران، که بنابر اعلام رئیس ستاد برگزاری تحلیف، میزبان مقامات بیش از ۸۶ کشور و ۱۱۴ هیأت خارجی بود، رخ داده است.
و احتمال سومی نیز میتوان اضافه کرد که ریشه در تاریخ دارد و در بازار سیاست، مسبوق به سابقه است و احتمال آن را نمیشود رد کرد و آن معاملههای پشت پرده سیاسی و میدان بازیهای بزرگ است.
شاید اصلا بحث ترور در کار نباشد و پشت آن معامله یا معاملههای بزرگ باشد و اسماعیل هنیه قربانی بزرگ این معامله باشد؛ اگر احتمال سوم درست باشد پس باید منتظر تبعات آن باشیم.
خلاصه با ترور اسماعیل هنیه در تهران، آن هم در محدوده سعدآباد تهران با بالاترین سطح امنیت همزمان با مراسم تحلیف پزشکیان، به نظر میرسد بودجههای ۱۰ برابری به طور مشخصی نتوانسته عملکرد مطلوبی برای جمهوری اسلامی داشته باشد و شاید سرک کشیدنهای جمهوری اسلامی در کشورهای دیگر، آن را از امنیت داخل و محدوده سعدآباد تهران غافل نموده است؛ امری که یادآور این مقوله است(هرکس که به عیب دیگران نگاه آورد، از عیب خود غافل ماند) و گفتهی حضرت علی رضی الله عنه که از روایات شیعه است بر این مقوله صحه میگذارد “طوبی لمن شغله عيبه عن عيوب الناس” خوشا به حال کسی که پرداختن به عیوب خودش، او را از پرداختن به عیوب مردم باز دارد.
حالا جمهوری اسلامی در صورت منتفی بودن احتمال سوم، بجای نسخه پیچیدن برای امنیت کشورهای دیگر و دخالت بیجا در امور آنها، به فکر ترمیم و اصلاح ساختار امنیتی خود باشد تا دیگر چنین فاجعهای برای جهان اسلام تکرار نشود. توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.