در سه سال گذشته، عوامل شر و فساد تلاشهای تبلیغاتی گستردهای را برای ایجاد اختلافات سمتی در میان طالبان انجام دادهاند که هدف این تبلیغات، ایجاد سردرگمی در افکار عمومی تحت عنوان اختلافات سمتی و سپس مدیریت آن توسط بغاوتگران بوده است.
ادعای وجود اختلافات در میان طالبان موضوع جدیدی نیست، بلکه از چندین دهه پیش مخالفان طالبان با هدایت سازمانهای استخباراتی خارجی همواره بر طبل وجود اختلافات سمتی میان آنان کوبیدهاند؛ اما واقعیت چیز دیگری است، طالبان پس از دو دهه جنگ، دوباره وارد عرصه حکومتداری شدند و نهتنها جنگ را با اتفاق نظر مدیریت کردند، بلکه در حکومت نیز کابینهای متشکل از تمامی سمتها تشکیل دادند و به سرعت امور را پیش بردند، بدون آنکه با انشعاب یا اختلافات جدی مواجه شوند.
سه سال قبل، پس از تصرف کابل توسط طالبان و فرار بغاوتگران، ادعاهای متعددی درباره وجود اختلافات سمتی در میان طالبان مطرح شد، اما این ادعاها نهتنها واقعیت نداشتند، بلکه با هدف پنهانسازی اختلافات میان عوامل شر و فساد بیان میشدند؛ با این حال اختلافات میان شر و فساد با شواهد قاطع آشکار شده و چهره واقعی آنان به مردم روشن گردیده است.
با تبلیغ اختلافات سمتی، عوامل شر و فساد میخواهند صفوف شورشیان را تقویت کرده و روحیه شورش را به افکار عمومی منتقل کنند، این تلاشهای نادرست و تبلیغاتی تنها موجب افزایش مشکلات در کشور میشود، این تبلیغات نهتنها به بغاوتگران کمکی نمیکند، بلکه به مردم نیز آسیب میرساند.
طالبان پس از دههها جنگ، نظامی مرکزی را حاکم کردند، اگر به بهانه اختلافات قومی به تقسیم و تفرقه دامن زده شود و بغاوت ادامه یابد، افغانستان وارد یک جنگ داخلی بیپایان خواهد شد، در این صورت نظام مرکزی به دست کسانی از بین خواهد رفت که نهتنها این کشور را مدیریت نکردهاند، بلکه شایستگی آن را نیز ندارند.
مردم باید درک کنند که عوامل شر و فساد با مطرح کردن اختلافات سمتی، افغانستان را به سمت یک جنگ بیپایان سوق میدهند، جنگ داخلی نه در گذشته به نفع افغانستان بوده و نه خسارتهای آن تا امروز جبران شده است. مردم باید همیشه از یک نظام مرکزی عادل حمایت کنند، زیرا نظام پاشیده و پراکنده به نفع مردم نیست و باعث تداوم بدبختیها میشود.
یادداشت: مقالات و دیدگاههای منتشر شده در صدایهندوکش صرفاً نظرات نویسندگان را بیان میکنند و توافق صدایهندوکش برایشان شرط نیست.