یک بدبختی بزرگ تاریخ معاصر افغانستان این است که شماری از افرادی که بار سیاست‌های ناکام و اشغال را بر دوش مردم افغانستان گذاشته بودند، امروز بر کرسی داوری و قضاوت تاریخ تکیه زده‌اند. فضل فضلی که در سال‌های پایانی نظام جمهوریت یکی از چهره‌های تصمیم‌گیرنده و عضو «مثلث فاسد» (غنی، محب و فضلی) بود، در اظهارات اخیر خود بار دیگر تلاش کرده است تا تاریخ پیچیده و چندین دهه‌ای افغانستان را در چارچوب چند شعار سیاسی و روایت انتخابی خلاصه سازد.

فضلی تصویری ارائه می‌کند که گویا تحولات سال‌های ۱۹۹۲ و ۲۰۲۱ میلادی صرفاً پیروزی‌های پاکستان بوده‌اند و افغان‌ها در این میان تنها مهره‌هایی در بازی دیگران محسوب می‌شدند. چنین اظهاراتی نه‌ تنها اهانت به تاریخ پرافتخار افغانستان است، بلکه تلاشی برای پنهان‌ساختن ناکامی‌هایی نیز به شمار می‌رود که مسئولیت آن، پیش از هر کس، متوجه حلقهٔ حاکم جمهوریت و دوران اشغال غربی است. واقعیت این است که افرادی چون فضلی که امروز دیگران را به وابستگی و غلامی متهم می‌کنند، خود نمایندگان پروژهٔ اشغال خارجی و مجریان اراده‌های بیگانگان بودند. در حقیقت، پیش از هر کسی، مُهر وابستگی و غلامی بر پیشانی خود آنان نقش بسته است.

موضع فضلی و همفکران سیاسی او در اصل تلاشی برای تحقیر و بی‌اعتبار ساختن مبارزات تاریخی مردم افغانستان است. آنان امروز چنان سخن می‌گویند که گویا جهاد در برابر تجاوز اتحاد شوروی و مبارزهٔ بیست‌ساله علیه اشغال امریکا، انتخاب و فداکاری مردم افغانستان نبوده، بلکه بخشی از پروژه‌های دیگر کشورها بوده است. این همان منطقی است که خون، قربانی‌ها و مبارزهٔ طولانی میلیون‌ها افغان را در راه استقلال و آزادی بی‌ارزش جلوه می‌دهد. مردم افغانستان هم در برابر اتحاد شوروی مقاومت کردند و هم در برابر تجاوز غرب به رهبری امریکا با شجاعت ایستادگی نمودند؛ اما همان حلقهٔ سیاسی که به مدت بیست سال زیر سایهٔ حضور نیروهای خارجی و اشغال غربی بر کشور حاکم بود، امروز تلاش می‌کند این پیروزی‌های تاریخی را از مردم افغانستان بگیرد و آن را به حساب دیگران بنویسد.

فضلی و شماری دیگر از مقام‌های پیشین، برای توجیه شکست و ناکامی سیاسی خود، هر تحول و تغییری را که پس از پایان حاکمیت آنان به وقوع پیوسته است، نتیجهٔ نفوذ پاکستان و سایر کشورها معرفی می‌کنند تا داستان غلامی خود را محو کنند. چنین تحلیل‌هایی نه‌ تنها تحریف تاریخ معاصر افغانستان است، بلکه کم ارزش جلوه دادن مبارزات تاریخی مردم این کشور می‎باشد.

اما مهم‌ترین سؤال این است که چرا فضل فضلی و همراهانش هنگام داوری تاریخ، نقش و مسئولیت خود را نادیده می‌گیرند؟ اگر به ادعای آنان پاکستان آن‌قدر قدرتمند بود که هم تحول سال ۱۹۹۲ را رهبری کرد و هم تغییر سال ۲۰۲۱ را رقم زد، پس حاصل بیست سال حاکمیت آنان، صدها میلیارد دالر هزینه، ساختارهای گستردهٔ امنیتی و استخباراتی و هزاران مشاور خارجی چه بود؟ واقعیت این است که پیش از هر عامل خارجی، فساد، انحصارطلبی، رقابت‌های درون‌گروهی، بی‌اعتنایی به خواست مردم و از میان رفتن اعتماد عمومی نسبت به حکومت، از مهم‌ترین عوامل سقوط نظام جمهوریت به شمار می‌رفت.

رژیمی مانند جمهوریت که رهبران آن به‌ جای تکیه بر مردم، به سفارت‌خانه‌های خارجی اتکا کنند؛ به‌جای تقویت وحدت ملی، انحصار قدرت را در اولویت قرار دهند، به‌جای پاسخ‌گویی، در پی تأمین منافع شخصی و گروهی باشند، طبیعی است که بذر سقوط خود را با دستان خویش بکارند. از همین رو، نسبت‌دادن این پیروزی بزرگ تاریخ معاصر افغانستان به دیگران نمی‌تواند حقیقت را تغییر دهد؛ بلکه تنها آشفتگی و سردرگمی سیاسی کسانی را آشکارتر می‌سازد که سوار بر تانک‌های غربی آمدند، اما در نهایت آویزان بر هواپیماهای غربی از کشور گریختند، همان کسانی که اکنون از بیرون کشور می‌کوشند پیروزی‌ها و مبارزات مردم افغانستان را کم‌رنگ جلوه دهند. آنان همان حاکمان جعلی رژیم فروپاشیده‌اند که تا امروز حاضر نشده‌اند در برابر عملکرد خود پاسخ‌گو باشند و فرار می‌کنند.

در پسِ اظهارات فضلی و همفکران سیاسی او، بُعد مهم دیگری نیز نهفته است. وضعیت کنونی افغانستان که در آن امنیت سراسری برقرار است، استقلال کشور حفظ شده، برنامه‌های توسعه‌ای با سرعت در حال پیشرفت است، تصمیمات بزرگ و کوچک به دست خود افغان‌ها اتخاذ می‌شود و مردم در فضای آرامش و رفاه زندگی می‌کنند، برای طبقهٔ حاکم فاسد گذشته قابل قبول نیست. کسانی که سال‌ها وزن سیاسی خود را در سایهٔ اشغال خارجی، حمایت غرب و روابط بین‌المللی می‌سنجیدند، امروز با واقعیتی روبه‌رو شده‌اند که در آن نفوذ، امتیازات و جایگاه سیاسی پیشین‌شان از میان رفته است. از همین رو، هر تحول مثبت یا هر نشانه‌ای از ثبات در افغانستان، یا نادیده گرفته می‌شود و یا با دیدهٔ تردید و بدبینی به آن نگریسته می‌شود؛ زیرا پذیرفتن چنین واقعیتی به معنای نادرست‌بودن ادعاها و محاسبات سیاسی گذشتهٔ آنان است.

در همین‌جا سؤال اساسی دربارهٔ هشدار فضلی در مورد «جنگ اعلام‌نشدهٔ دیگر» مطرح می‌شود. چرا کسانی که شاهد بیست سال جنگ، ناامنی و بحران‌های سیاسی بوده‌اند، امروز بار دیگر از ادبیات جنگ استفاده می‌کنند؟ چنین اظهاراتی بیش از آن‌که بر واقعیت استوار باشد، تلاشی ناکام برای ایجاد فشار سیاسی، گردهم‌آوردن هواداران و ایجاد فضای هراس نسبت به آینده است. هنگامی که یک سیاستمدار به‌ جای استدلال منطقی و پاسخ‌گویی، به پیش‌بینی جنگ، بحران و فاجعه روی می‌آورد، این سؤال به‌گونه‌ای طبیعی مطرح می‌شود که آیا او در حال تحلیل واقعیت‌ها است یا در پی فراهم‌سازی زمینهٔ ذهنی برای پیشبرد یک دستورکار سیاسی مشخص؟

تکرار مداوم احتمال جنگ نه با واقعیت امنیت کنونی افغانستان سازگار است و نه با نیازهای مردم این کشور، بلکه این دیدگاهی است که می‌خواهد افغانستان را همواره از دریچهٔ بحران و بی‌ثباتی ببیند. آنان می‌خواهند بار دیگر پروژهٔ خون‌ریزی مردم افغانستان را در دست گیرند، بار دیگر خاک این کشور را معامله کنند و زمینه را برای کشتار فراهم سازند. آنان در پی آن‌اند که دوباره جنگ را به افغانستان بازگردانند تا بار دیگر قدرتی جعلی به دست آورند و بیگانگان بر سر افغان‌ها بازی کنند؛ زیرا در افغانستانی آرام و باثبات، دیگر هیچ جایی برای توجیه سیاست‌های ناکام گذشته باقی نمی‌ماند و این آرزو را این بار با خود به گور خواهند برد. مردم افغانستان دیگر جنگ نمی‌خواهند، دیگر جنگ‌های استخباراتی بیگانگان را در سرزمین خود نمی‌پذیرند و دیگر فریب ادعاهای بی‌اساس و شعارهای گمراه‌کنندهٔ سیاسی مخالفان را نخواهند خورد.

مبارزهٔ مردم افغانستان برای آزادی و بقا، افتخار مقدس این ملت است؛ نه موضوع معاملهٔ سیاسی کسانی که امروز روایت‌های مورد پسند بیگانگان را تکرار می‌کنند یا می‌کوشند فضای ترس و هراس را بر جامعه حاکم سازند. ادعاهای اخیر فضل فضلی اهانت به قربانی‌های تاریخی مردم افغانستان و تلاشی برای پنهان‌کردن ناکامی سیاسی خود او است. تاریخ نه بر اساس شعارها، بلکه بر مبنای حقیقت، فداکاری و موضع مردم داوری خواهد کرد و نشان خواهد داد که افغان‌ها با ایمان راسخ، ارادهٔ استوار و امکانات اندک، مبارزات خود را با افتخار به پیروزی رسانده‌اند.

توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.

Share.
Leave A Reply

Exit mobile version