نویسنده: غلامنبی فروزان سوءاستفاده از قدرت گاهی جمعشدن چند چیز در یک فرد سبب تضاعف عوامل خودسری و تشدید کنشهای شخصیتی آن فرد میشود و روند سقوط را تسریع میکند و نوبت زوال و قهقراروییاش را جلو میاندازد.
بغاوتگران دچار چنین بحرانی بودند و هستند؛ زیرا با تربیت ناسالم رشد کرده بودند و در سنین رشد و نمو و دوران تحصیل گرفتار محیط ناسالم و خراب شده بودند و ذهن و ضمیرشان آشفته و منحرفانه تربیت یافته بود.
وقتی با چنین سابقهٔ ذهنی و تربیتی به میدان سیاست و قدرت وارد شدند، افسار گسیختهتر شدند و ارتکاب جرایم و مفاسد در آینهٔ ذهنشان ساده و آسان انگاشته شد. مثل این بود که تیغ جراحی را به دست مجنون و دیوانه بدهند و در کوچه و بازار رهایش کنند تا هر کسی را که پیش رویش قرار میگیرد، با تیغ خطخطی کند و مجروح نماید.
متأسفانه افرادی که در دوران اشغال بر سر قدرت بودند و دستگاه دولت را اشغال و تصرف نموده بودند، از همین جماعت و طیف نااهل بودند و روزگارانی را برای مردم این خاک تلخ و سیاه کرده بودند.
برخی از این بغاوتگران واقعاً اهل تخصص و فهیم در مسلکشان بودند، اما بهخاطر نبود بنیهٔ ایمانی و صبغهٔ فکریِ اسلامی، تخصصشان مغلوب فرهنگ اغیار شده و سعادت را در کثافتدانی دیگران جسته بودند و خودشان را ارزان فروخته بودند.
گوهر قیمتی وجودشان را در بازار سیاه غرب به حراج و لیلامی گذاشته بودند و در مقابل متاع اندک و ناچیز دنیا، ایمان و وفا به عهد و میثاق ملی و وجدان بیدار خویش را فروخته بودند. در سایهٔ گرم آنان، ظالمان دیگر نیز ظالمتر، یاغیتر و جریتر شده بودند؛ هر کس اندک شناخت یا وصلتی با یکی از آن بالانشینان خودسر داشت و ارتباطی میانشان بود، دست از پا نمیشناخت و در اِعمال افعال ناشایست کسی جلودارش نبود.
اما هرچه سرکوفتشدن، سیلیخوردن و بیآبروی بود، نصیب مردم بیچاره و فقیر بود که دادشان را هم کسی نمیشنوید و دوسیهشان در هیچ محکمهای دادگر و قاضی نداشت. چون در هر کجا افراد متخصص اما ناصالح و بیوجدان روی کرسی بودند و تنها پول و رشوه یا واسطه حکم اصلی و فیصل خاتم را داشت.
قدرت فقط اهرمی برای فشارآوردن روی دیگران و به کرسینشاندن حرف و تقاضای خویش بود و تفکیک مجرم و مظلوم بر پایهٔ درخواست و تقاضای واسطهها صورت میگیرد. توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.