بعد از فتح افغانستان و فرود اَبر رحمت الهی (حکومت اسلامی) بر آسمان این سرزمین افراد معدودی آب در آسیاب دشمن ریخته بغاوت خود را در برابر امارت اسلامی اعلام کردند با وجود اینکه امارت اسلامی قلم عفو را به دشمنیها و اعمال شوم سابقهای بقایای اداره کابل کشیده بودند اما با آنهم طغیان و سرکشی کردند. در چنین حالت حساس که امارت اسلامی تنها روزنهای امید امت اسلامی در عصر حال میباشد قطعا دشمنان از هر کنفوکنار با لباس و سیمای مختلف و متفاوت تلاش خواهند کرد تا در راه یگانه حکومت اسلامی سنگ اندازی نموده و مانع اقتدار و استحکام آن شود.
بغاة و خوارج با زیب و زینت اسلامی در برابر حکومتهای اسلامی در ادوار مختلف قیام مسلحانه کرده است و این تقابلشان با حکومتهای اسلامی به اساس منافع افراد و احزاب و برخاسته از افکار ناپخته و اطلاعات محدود و تحت تاثیر تهدیدها، تطمیعها و هوسهای خود و دیگران بوده است که متاسفانه این دو گروه (بغاة و خوارج) منحوس و لگام گسیخته وظیفهای اسباق خود را به طاق نسیان نگذاشته و در این عصر همگام با برپایی حکومت اسلامی صف خروج و بغاوت خود را نمایان کردند.
در این سطور میخواهم برای عموم امت اسلامی بالأخص جوانان، که ناخودآگاه اسیر دام شیطانی بغاة میشود تعریف، اوصاف، احکام و…، بغاوتگران را از منظر شریعت اسلامی به رشتهای تحریر درآورم تا باشد که حقیقت و هویت اینها افشای عَالَم شود، تا بیشتر از این نتوانند برای منافع شخصی خود دیگران را به سلاخخانهای بغاوت بفرستند و همچنان تا برای عُلماء عالَم اسلام واضح شوند که امارت اسلامی با این توده از انسانهای بغاوتگر برخورد مسئولانهای که شریعت اسلامی آن را نگاریده است انجام می دهد.
در این مقاله بیان کرده خواهد شد که در پیکار و مبارزات امارت اسلامی برابر تمام گروهای مختلف و مخالف بالاخص بغاوتگران هدفهای شخصی، قومی، حزبی، یا انتقام، خود نمائی و گرفتن زهر چشم از دیگران مطرح نمیباشد بلکه سرلوحهای همه مبارزات برگرداندن باغی و سرکش بسوی اطاعت و فرمان از احکام خداست. «حتی تفی الی امر الله» تا از فرخاش و پرخاش که در برابر اجراء احکام الهی در سرزمین اسلامی به دستور اجانب انجام میدهند منصرف و باز داشته شود.