رژیم گذشته افغانستان، دولت جمهوریت، روی پول استوار بود، سیاستمداران و حاکمان آن بیشتر در خدمت منافع مالی خود بودند تا مردم. وقتی به خانههای آنها نگاه میکردی، جلوه پول را میدیدی که چه زرق و برقی به زندگیشان بخشیده بود، در حالی که برای ملت رنجدیده هیچ کاری نکردند.
آنها زندگی خود را ساختند، اما در این آبادیشان همراه با عذاب وجدان، غرق شدند.
قدیمیها گفتهاند: «از هر دست بدهی، از همان دست میگیری.»، امروز بغاوتگران در عالم آوارگی و دربدری، نتایج سالها ظلم و حقکشی علیه مردم افغانستان را تجربه میکنند.
با این وجود، بهجای آنکه از این سرنوشت ننگین درس بگیرند و به خود بیایند، تلاش میکنند به هر طریقی که ممکن است، دوباره به همان ثروتاندوزی بازگردند.
تشکیل حکومت در تبعید نیز با همین انگیزه شکل گرفته است، ادعای آزادی وطن و خدمت به ملت برای فریب مردم است؛ چراکه اگر اینها واقعاً قصد خدمت داشتند، در همان بیست سال گذشته که از هر سو پول به افغانستان سرازیر بود، میتوانستند کاری انجام دهند.
پولهای کلانی که از سوی دشمنان نظام اسلامی و امارت اسلامی به جبهه مقاومت اختصاص داده میشود نیز در مسیر هوسرانی سران بغاوتگران تلف میشود و حتی به خود نیروهای مقاومت نمیرسد.
اختلافات میان دوستم و احمد مسعود نیز به موضوع تقسیم همین پولها برمیگردد که برای نابودی افغانستان و مردم تازه به استقلال رسیده آن ارسال میشود.
اختلاف بغاوتگران با یاسین ضیاء نیز به همین منازعات مالی مربوط میشود.
این بغاوتگران، چه با پولهایی که از افغانستان به غارت بردهاند و چه با پولهایی که از کشورهای خارجی دریافت میکنند، در طرحریزی فساد و فتنه در کشورهای دیگر فعالاند. اینها تنها یک نمونه از صدها مورد مشابه است که نشان میدهد جبهه مقاومت، جبهه آزادی، و دیگر بغاوتگران همگی در پی منافع مالی خود هستند و نه آبادی افغانستان، نه آرمان ملت، و نه خون مردم بیگناه برایشان اهمیتی دارد.
مردم شریف افغانستان باید این فراریان بیمایه را بشناسند و به آنها فرصتی ندهند تا افغانستانی آباد و آرام داشته باشیم. توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.