نویسنده: صهیب افغان مترجم: محمدصادق طارق سیلابهای اخیر در بغلان و برخی ولایات دیگر که در نتیجه آن صدها تن از هموطنان گرامی شهید، مجروح و بیخانمان شدند غم و اندوه بزرگی در سطح کشور بود که تمام هموطنان ما فراتر از دائره تبعیضهای قومی، سمتی و سیاسی ناراحت، افسرده و غمگین شدند. مصیبت و بحرانی بود که بهجز از همدردی، کمک و خیرخواهی هیچ فکر، پالیسی و غریزهای دیگری را در خود جا نمیداد. دولت، مسئولین و هموطنان مخلص در داخل و خارج از کشور بهشکل دستهجمعی با توجه به مسئولیت ایمانی و غیرت افغانی خود در سطح بسیار عالی درخشیدند و به کمک هموطنان آسیبپذیر خود تا هنوز ادامه میدهند. خانههای شان آباد و کشور توسط آنان سربلند و مترقی باد. گروههای شورشی شر و فساد در رابطه با فاجعه مذکور بار دیگر موضع ضد افغانی، بیعاطفه و بیشرمانه خود را ابراز کردند؛ آنها با استفاده از وضعیت نامناسب حاکم، بر همدردی سطح بالای انسانی از سوی دولت و ملت چشمپوشی کرده و در مقابل نظام اسلامی بهشکل شرمآوری موضع گرفتند. گرچه از همچین تودهای افراد شریر، دزد، بدنام و آزاردیده امید خیر نیست و نه در قدرت شان است اما ملت باید چهرههای واقعی این مفسدین را لازماً بشناسد. جای تعجب اینجاست که ملیشههای بدنام تولید و تربیه شده در ماشین اشغال با کدام حیثیت و آبرو از حکومت مشروع، مدیریت و حکومتداری برای افغانها صحبت میکند؟! همه رهبران این گروههای شورشی شر و فساد که راجع به مقاومتهای ساختگی در کشور از خارج و غرب لاف میزنند، افرادی هستند که در گذشته نزدیک آزمون خود را در دامن اشغال به ملت دادهاند و تا هنوز فراموش نشدهاند؛ در عصر قدرت و اقتدارشان با زور و جبر بر دوش ملت سوار بودند، از رگهای مردم به عنوان انگل و ویروس تغذیه میشدند. اینها کسانی هستند که با عناوین رسمی حکومتی توسط اشغالگران خارجی بر ملت مسلط بودند که برخیها مانند حسیب قوای مرکز، راهزنان و باجگیران و عدهای دیگر مانند دوستم، نور، مسعود، صالح و … تاجران داراییهای ملی، ارزشها، نوامیس و سران ملت افغانستان بودند. شاید هدف آنها از مدیریت، ربودن ثروت ملی؛ از حکومتداری مشروع، امپراتوری شمال، باج گیری قوای مرکز و لندغری او؛ و از مرهمهای زخمها، مافیای ساخته شده برای هوسهای جنسی و جرمی، بهتاراج بردن عزت هموطنان مظلوم و بیعزت ساختن شان باشد. شنیدن الفاظ حکومت، مدیریت و دلسوزی از آنان به معنای اصلی، بر خلاف انتظار است. گروههای شورشی شر و فساد و شخصیتهای گمراه شان که مورد آزمایش قرار گرفتهاند، از زخمهای ملت چه خواهند دانست که ملت از آنها انتظار درمان داشته باشد؟!