رویداد اخیر در ولسوالی یفتل ولایت بدخشان و بازداشت فوری عاملان آن در همان ساعات اولیه، بار دیگر سبب شده است که شماری از مخالفان و حلقات بیرونی، پیش از وقت به خوشحالی و شادمانی روی آورند. بزرگ‌نمایی چنین رویدادهای پراکنده و نتیجه‌گیری از آن مبنی بر بی‌ثبات شدن نظام، نشان‌دهنده بی‌خبری مخالفان از واقعیت‌های میدانی است. ناامنی کوتاه‌مدت در یک ولسوالی یا ادعای برهم زدن ثبات یک نقطه برای چند لحظه، هرگز نمی‌تواند پایه‌های یک نظام مسلط و باثبات را به لرزه درآورد.

افزون بر این، در کشورهای همسایه، خصوصاً در حلقات استخباراتی پاکستان، هنوز هم چنین ذهنیتی وجود دارد و آنان می‌کوشند از طریق تبلیغات، حکومت افغانستان را بی‌ثبات جلوه دهند. پاکستان خود با چالش‌های فراوان داخلی، اقتصادی و امنیتی دست‌وگریبان است؛ از همین‌رو، از راه چنین تبلیغاتی تلاش می‌کند تا به نیروهای وابسته خود امیدهای واهی بدهد. اما واقعیت این است که تحلیل‌ها و تبلیغات آنان نه بر بنیاد واقعیت‌های میدانی، بلکه بر اساس برداشت‌های عقده‌مندانه و اهداف سیاسی‌شان تنظیم شده است.

مخالفان گمان می‌کنند که چنین رویدادهای کوچک، صفوف پراکنده آنان را دوباره یک‌جا خواهد ساخت، به آنان جرئت دست بردن به سلاح خواهد داد و حکومت را به چالش خواهد کشید؛ اما این، سرابی است که نادرستی آن در پنج سال گذشته معلوم شده است. در این مدت دیده شد که مخالفان به‌ جای پیشرفت، بیش از پیش در کشمکش‌ها، اختلافات درونی و خیال‌پردازی‌های خود غرق شده است. نشست‌های ناکام آنان نیز نه وحدت و حمایت مردمی را به ارمغان آورد و نه جایگاهی در میان مردم برایشان ایجاد کرد؛ بلکه امید آنان برای یافتن پایگاه مردمی، تا مرز صفر کاهش یافت.

اگر به واقعیت‌های منطقی و میدانی دیده شود، حکومت کنونی افغانستان در سراسر کشور از مدیریت منسجم امنیتی، فرماندهی متمرکز و تسلط بر جغرافیای کشور برخوردار است. رویداد یفتل و بازداشت فوری عاملان آن پس از وقوع حادثه، افزون بر ایجاد هراس در میان دشمن، نشان‌دهنده توانمندی بلند استخباراتی و واکنش سریع نهادهای امنیتی حکومت نیز است. نظام‌ها با چنین تحرکات محلی و بسیار کوتاه‌مدت سقوط نمی‌کنند، خصوصا زمانی که حکومت حاکم توانایی کامل برای مهار سریع اوضاع را در اختیار داشته باشد.

مخالفان و حلقات حامی آنان باید سرانجام امید سقوط حکومت کنونی را از ذهن خود بیرون کنند. نظام‌ها با اعلامیه‌های فسبوکی، تلاش‌های تبلیغاتی و رؤیاهای رسیدن به قدرت تغییر نمی‎کنند. امروز در افغانستان، قدرت تحت کنترول واحد و متمرکز قرار دارد و مخالفت‌های مسلحانه بی‌سرانجام و ناکام شده‌اند؛ از همین‌رو، نظریه سقوط حکومت چیزی جز یک گمان بی‌اساس نیست.

مخالفان و حامیان آنان باید بدانند که تکیه بر تحلیل‌های خیالی و دل بستن به امیدهای چندروزه، تنها بر سرگردانی آنان خواهد افزود. تا زمانی که واقعیت‌ها از همان زاویه‌ای که در میدان عمل وجود دارد دیده نشود، چنین امیدهای فریبنده تنها در محدوده تبلیغات، اظهارنظرها و تحلیل‌های رسانه‌ای باقی خواهد ماند.

توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.

Share.
Leave A Reply

Exit mobile version