در این اواخر، بار دیگر شماری از حلقات و اشخاص، موضوع «هویت افغان» را آگاهانه و عمداً به مطرح می‌کند؛ به‌گونه‌ای که در اصل، انکار مفهوم تاریخی، حقوقی و اجتماعی افغانیت را دنبال می‌کند. این بحث نه تازه است و نه اتفاقی، بلکه ریشه در عقده‌های سیاسی، بحران هویتی و ناآگاهی از واقعیت‌های تاریخی دارد. بیش‌تر کسانی که این موضوع را مطرح می‌کنند، زیر تأثیر استخبارات خارجی قرار دارند و می‌کوشند مسئلهٔ هویت را در خدمت منافع بیرونی قرار دهند و افغانستان را با حذف این هویت، به‌سوی تجزیه سوق دهند.

مخالفان هویت افغان، در حال حاضر همان سیاست‌مداران عقده‌مند و هواداران ناآگاه آنان‌ هستند که به بهانهٔ دشمنی با حکومت افغانستان، خواست تجزیهٔ کشور را منعکس می‌کنند. آنان گمان دارند که با از میان برداشتن هویت افغان و تجزیه، می‌توانند ساختارهای جداگانهٔ قدرت ایجاد کرده و حکومت مرکزی موجود را سرنگون سازند. مخالفان هویت افغان را صرفاً محصول احساسی می‌پندارند، نه تاریخ، جغرافیا و وحدت ملی. هویت افغان، با سرنوشت مشترک همهٔ باشندگان جغرافیای افغانستان پیوند خورده و طی قرن‌ها، تعریف مشترک مردم این سرزمین بوده است.

از نگاه تاریخی، نام و هویت «افغان» تنها به یک زبان یا یک قوم اختصاص ندارد، بلکه به‌ عنوان یک هویت سیاسی و جغرافیایی، در منابع معتبر تاریخی جهان، نقشه‌ها و اسناد رسمی جایگاه روشن و تثبیت‌شده دارد. از نوشته‌های تاریخ‌نگاران دورهٔ اسلامی تا اسناد معتبر معاصر بین‌المللی، افغانستان به‌ عنوان کشوری مستقل و افغان به‌ عنوان نام تابعیت آن شناخته شده است. انکار این واقعیت، نه تنها نقد علمی نیست، بلکه چشم‌پوشی آگاهانه از حقایق مستند تاریخی است.

از دید حقوقی، افغانیت نام رسمی تابعیت افغانستان است. در تمامی قوانین و اسناد هویتی کشور، کلمهٔ افغان برای همهٔ شهروندان افغانستان به‌کار رفته است، بی‌آن‌که تفاوت‌های زبانی، قومی یا مذهبی مدنظر گرفته شود. این اصل، همان تهدابی است که در دولت‌های معاصر، هویت ملی بر آن استوار می‌گردد. کسانی که هویت افغان را انکار می‌کنند، در حقیقت با مفهوم تابعیت مشکل دارند، نه صرفاً با یک کلیمه.

از منظر اجتماعی و واقعی، همهٔ اقوام افغانستان زیر چتر همین هویت، شادی‌ها و اندوه‌ها، جنگ‌ها و قربانی‌های مشترک را پشت سر گذاشته‌اند. هر قوم این سرزمین، در ساخت، دفاع و بقای آن سهم داشته است. رد هویت افغان، به‌معنای رد تاریخ مشترک، درد مشترک و سرنوشت مشترک است؛ اقدامی که نه به سود مردم افغانستان است و نه می‌تواند ضامن بقای این سرزمین باشد.

از نگاه سیاسی، مخالفان، انکار از هویت افغان را ابزاری برای تضعیف وحدت ملی استفاده می‎کنند. چنین بحث‌هایی معمولاً زمانی مطرح می‌شود که گروه‌های مخالف، تحقق اهداف سیاسی بیرونی و منافع شخصی خود را در تکه‌ تکه‌ ساختن جامعهٔ افغانستان جست‌وجو می‌کنند.

هویت افغان در افغانستان به هیچ زبان مشخص، فرهنگ خاص یا قوم خاصی محدود نیست و نه نماد برتری یک قوم بر دیگران به‌ شمار می‌رود؛ بلکه نام و هویت مشترک یک ملت تاریخی است. ملت افغانستان نباید اجازه دهد که مخالفان حکومت، برای تأمین منافع سیاسی بیرونی و شخصی، در برابر یک هویت تاریخی و در واقع در برابر وحدت ملی بایستند. مخالفان نباید به بهانه‌ای دشمنی حکومت، با واقعیت‌های تاریخی دشمنی‎کنند.

اسلام به‌ عنوان دین مشترک افغان‎ها و سپس هویت افغان به‌ مثابهٔ عامل همگرایی مردم افغانستان، سبب شد که این ملت مؤمن و مجاهد در یک سده، سه ابرقدرت را شکست دهد، سه‌ بار استقلال خود را به‌دست آورد و امروز نیز در سایهٔ موجودیت یک حکومت مرکزی، همهٔ وابستگان این هویت از مزایای نظام اسلامی بهره‌مند بوده و زندگی با عزت دارند.

توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.

Share.
Leave A Reply

Exit mobile version