در ۲۲ دسامبر سال ۲۰۰۱ میلادی، که با اول جدی همزمان بود؛ بر اساس توافق ننگین بُن، قدرت از برهانالدین ربانی، رهبر بدون نفوذ ائتلاف شمال و رئیسجمهور نمادین دهه ۱۹۹۰، به حامد کرزی منتقل شد و او بهعنوان رئیس حکومت موقت تعیین گردید تا زمینه انتخابات را فراهم کند و نهادهای دولتی را بهگونه دموکراتیک بازسازی نماید.
پس از حادثه ۱۱ سپتامبر، آمریکا و قدرتهای جهانی بهجای آشتی، گزینه اشغال نظامی افغانستان را انتخاب کردند. برای این اشغال، نیروهای متجاوز خارجی نیاز داشتند تا افغانهای فروختهشده در کنارشان باشند و ادارهای را ایجاد کنند که به منافع آمریکا پایبند باشد.
ائتلاف شمال که بر پنج تا شش درصد خاک کشور تسلط داشت و برهانالدین ربانی را در تبعید بهعنوان رئیسجمهور نمادین میشمردند، متجاوزان خارجی نیز از این فرصت استفاده کردند؛ ابتدا با تمام توان رژیم اولیه طالبان را در کابل سرنگون کردند، سپس به تصرف ولایات پرداختند، در این روند ائتلاف شمال نیز با سرعت بخشیدن به ایجاد رژیم فاشیستی، ادارهای تحت عنوان جمهوریت تأسیس کرد.
توافق ننگین بن که به هدف رساندن ائتلاف شمال به قدرت انجام شد، سرانجام آنان را به قدرت رساند، اما برای همراهی شعارهای دروغین شمولیت و فریب افکار عمومی، حکومت موقت به حامد کرزی، بهعنوان یک شخصیت نمادین، سپرده شد.
حامد کرزی در دوران حکومت موقت، روند انتخابات را مدیریت کرد و سپس بهطور رسمی دو دوره رئیسجمهور شد. اما این ریاستجمهوری نیز نمادین بود و قدرت اصلی در دست ائتلاف شمال باقی ماند، ائتلافی که جزایر قدرت را ایجاد کرده و در فساد، غارت، آدمربایی، غصب و کشتار مردم دست داشت، در حالیکه رئیسجمهور بیقدرت تنها نظارهگر این اوضاع بود.
دوره بیستساله جمهوریت با شکستهای جدی همراه بود؛ هم حکومت موقت و هم رؤسایجمهور رسمی آن، رهبران نمایشی بودند که نه قدرتی داشتند و نه توانستند جلو بحرانهای بیستساله را بگیرند؛ زیرا زمام قدرت در دست متجاوزان خارجی و گروه فاشیستی قرار داشت.
یادداشت: مطالب، مقالات و تبصرههای منتشر شده در صدایهندوکش صرفا دیدگاه نویسندگان را بیان میکند و توافق صدایهندوکش برایشان شرط نیست.