تحولات سیاسی افغانستان در سال‌های اخیر نشان داده است که میان واقعیت‌های اجتماعی و آنچه در فضای مجازی و رسانه‌ها از جنگ و درگیری در نقاطی از افغانستان منتشر می‌شود، فاصله زیادی وجود دارد. هر از گاهی رهبران گروه‌های مخالف حکومت افغانستان در سخنان خود به حقایقی اعتراف می‌کنند که با تبلیغات پرحجم مجازی و رسانه‌های همسو با آنان همخوانی ندارد.

مصاحبه اخیر یاسین ضیاء و اظهارات احمد مسعود نیز از همین جنس است؛ سخنانی که ناخواسته پرده از مشکلات ساختاری و ضعف‌های درونی این گروه‌ها برمی‌دارد. سال‌هاست که این‌ها تلاش می‌کنند علیه حکومت افغانستان متحد شوند، اما بیش از پیش شکاف و اختلاف میان آنان افزایش می‌یابد.

یاسین ضیاء با اذعان به اینکه ادامه اختلاف و پراکندگی میان گروه‌های مخالف به سود حکومت کنونی افغانستان است، در حقیقت به وجود شکاف‌های عمیق در میان این جبهات اعتراف کرده است. این سخن صرفاً یک توصیه سیاسی نیست، بلکه بیانگر واقعیتی است که از همان روزهای نخست سقوط نظام جمهوریت تاکنون بارها خود را نشان داده است. اگر انسجام، هماهنگی و اعتماد متقابل وجود می‌داشت، نیاز به چنین اعترافی نبود.

بخش مهم‌تر سخنان او آنجاست که تأکید می‌کند: «هیچ گروهی به تنهایی نمی‌تواند بحران افغانستان را حل کند.» این جمله نیز در واقع اعتراف به نبود ظرفیت‌های سیاسی، نظامی و اجتماعی جبهات مخالف است. هر جریان زمانی چنین سخنی را مطرح می‌کند که خود به این نتیجه رسیده باشد که توان مقابله و ایجاد تغییر اساسی را به صورت مستقل ندارد و بدون حمایت گسترده داخلی یا خارجی قادر به تحقق اهداف خود نیست.

در سوی دیگر، احمد مسعود در مقاله خود خطاب به اتحادیه اروپا، به جای ارائه نشانه‌هایی از قدرت مردمی و اجتماعی یا افزایش نفوذ داخلی، از کشورهای غربی می‌خواهد روابط خود را با حکومت افغانستان عادی نسازند. طرح چنین درخواستی نشان می‌دهد که بخش مهمی از امید این جریان‌ها همچنان به فشارهای خارجی و بین‌المللی گره خورده است.

اگر یک گروه از حمایت مردمی، پشتوانه گسترده داخلی و ظرفیت لازم برخوردار باشد، مشروعیت و قدرت خود را از درون جامعه جست‌وجو می‌کند، نه از توقف روند عادی‌سازی روابط خارجی دیگران.

این واقعیت‌ها در حالی مطرح می‌شود که بخشی از رسانه‌های مخالف حکومت، برخی فعالان خارج‌نشین فضای مجازی و شماری از حامیان این جبهات، تصویری کاملاً متفاوت ارائه می‌کنند. آنان در نشرات‌شان هر حادثه امنیتی، هر اختلاف محلی یا هر رویداد قومی و سلیقه‌ای را به عنوان نشانه‌ای از جنگ و فروپاشی قریب‌الوقوع حکومت معرفی کرده و بازتاب گسترده می‌دهند.

در دیدگاه سیاست‌مداران، هرگاه میان تبلیغات و شایعات و اعتراف رهبران یک گروه فاصله ایجاد شود، معمولاً باید اعتراف‌های رسمی را به واقعیت نزدیک‌تر دانست؛ زیرا رهبران در نشست‌ها و مصاحبه‌های جدی ناچارند بخشی از واقعیت‌های موجود را بپذیرند، در حالی که فضای تبلیغاتی بیش از آنکه بر تحلیل استوار باشد، بر ایجاد روحیه، جلب حمایت و افزایش مخاطب تمرکز دارد.

از سوی دیگر، اختلافات جبهات و گروه‌های مخالف صرفاً اختلاف بر سر شیوه مبارزه نیست، بلکه ریشه در رقابت‌های شخصی، منافع اقتصادی، پیشینه‌های اختلافی، تفاوت در رهبری و حتی رقابت بر سر حمایت‌های خارجی دارد. تجربه چند سال گذشته نشان داده است که بارها اعلام ائتلاف و اتحاد کرده‌اند، اما بیشتر از پیش عمر این اتحادها کوتاه‌تر شده و نتوانسته‌اند به یک ساختار منسجم و پایدار تبدیل شوند.

آنان تلاش می‌کنند با بزرگ‌نمایی رویدادها، فضای روانی افغانستان را متشنج جلوه دهند. جنگ روانی، نشر اخبار دروغ و جهت‌دار، بزرگ‌نمایی اختلافات محلی و القای بی‌ثباتی، بخشی از ابزارهایی است که در کنار رقابت‌های سیاسی به کار گرفته می‌شود. با این حال، تبلیغات رسانه‌ای هرگز نمی‌تواند جایگزین واقعیت‌های اجتماعی شود.

از منظر افکار عمومی افغانستان نیز تناقض میان اعتراف رهبران و تبلیغات رسانه‌ای آنان آشکار است. هنگامی که رهبران از پراکندگی و ناتوانی سخن می‌گویند، اما همزمان رسانه‌های مجازی همسو از پیروزی‌های بزرگ و سقوط قریب‌الوقوع حکومت سخن می‌رانند، مخاطب با دو روایت کاملاً متضاد روبه‌رو می‌شود و در نهایت با درایت و فراست، به بی‌اساسی این ادعاهای رسانه‌ای پی می‌برد.

سخنان اخیر یاسین ضیاء و احمد مسعود، صرف‌نظر از برداشت‌های سیاسی مختلف، یک پیام روشن دارد: خود رهبران جریان‌های مخالف به وجود اختلافات، نبود ظرفیت‌ها و ناتوانی در ایجاد یک جبهه واحد اعتراف کرده‌اند. از این رو، خبرهایی که بدون توجه به این اعتراف‌ها، از جنگ داخلی و تصرف بخشی از حکومت سخن می‌گویند، صرفاً بخشی از جنگ روانی و تبلیغات رسانه‌ای است.

توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.

Share.
Leave A Reply

Exit mobile version