تلاش بیش از صد جنگجوی فریبخورده در ولسوالی کامدیش ولایت نورستان، به رهبری فضلربی خنجانی و تحت هدایت مستقیم آیاسآی، از طریق چترال و در چارچوب جبههٔ پاور بانک، این بود که مسیر میان ولسوالیهای کامدیش و برگمتال را تحت کنترول خود درآورند؛ اما این تلاش کاملاً بدون محاسبه و نادرست سنجیده شده بود. خنجانی این تحرک را در حالی رهبری میکرد که از وضعیت جغرافیایی منطقه آگاهی نداشت، به دلیل غرور آیاسآی از آمادگی استخباراتی نیروهای امنیتی افغانستان صرف نظر کرده بود و فرزندان دیگران را به سوی مرگ سوق میداد.
محاسبات آیاسآی، جبههٔ پاور بانک و گروه داعش زمانی بیش از پیش ناکام شد که با جواب دندانشکن مواجه شدند، تلفات سنگینی متحمل گردیدند و افراد اندک باقیماندهٔ آنان، دستخالی مجبور به فرار از منطقه شدند. آنان فکر میکردند که این سرزمین صاحب ندارد و آیاسآی میتواند آنان را به کرسیهای قدرت برساند؛ اما در واقع، عمداً به مخالفان اجازه داده شده بود تا از آن سوی خط فرضی دیورند وارد شوند، تا بر همهٔ مخالفان غلبه حاصل و سپس راه عقبنشینی را از دست بدهند. به همین دلیل، عملیات قاطع و استواری علیه اعضای جبههٔ پاور بانک آغاز شد، شمار زیادی از اعضای آن کشته و تعدادی نیز اسیر شدند.
هویت و پیشینهٔ افراد بازداشتشده و کشتهشده و نیز بیرونراندن این جوانان مهاجر افغان از ایران و اسکان دوبارهٔ آنان در کمپهای نظامی پاکستان، دلایلی دارد که یکی از آنها بحران مالی و ایدئولوژیک جبههٔ پاور بانک است. دشمن از مشکلات اقتصادی و ناچاری جوانان افغان که برای کارگری به ایران رفته بودند، سوءاستفاده کرده است. آنان را اول راهی پاکستان و سپس در کمپهای نزدیک خط فرضی، در بدل پول اندک، جابهجا کرده بودند. به همین دلیل، این افراد بیهدف و بیروحیه بودند و انگیزهٔ جنگی نداشتند؛ ازاینرو در برابر نیروهای امنیتی افغانستان شکست خوردند.
دلیل دیگر انتقال این مهاجران از ایران به پاکستان این است که امریکا و شریک امنیتی آن یعنی پاکستان، بیم داشتند نظامیان پیشین افغان که در ایران اقامت داشتند، به دلیل پناهدادن ایران به آنان، تحت احسان و منت ایران قرار گرفته و هر زمان میتوان از آنان در فعالیتهای ضد امریکا و متحدانش استفاده کرد. برای از میانبردن این نگرانی، نظامیان پیشین افغان ابتدا به پاکستان منتقل میشوند و پس از آموزش در کمپهای دیگر آیاسآی و رژیم نظامی، همراه با شماری از فتنهگران دیگر دوباره به افغانستان فرستاده میشوند تا افغانستان را تهدید کنند.
از سوی دیگر، جبههٔ پاور بانک از همان ابتدا با شکست مواجه بود؛ اما با این حال تلاش میکرد این شکستها را از طریق تبلیغات پنهان کند. بااینهمه، عطامحمد نور، یکی دیگر از مخالفان این جبهه، بهصراحت اعتراف کرد و خطاب به جبههٔ پاور بانک گفت که برای جلب رضایت و کسب شهرت نزد بیگانگان، جوانان نیازمند، مهاجر و متعلق به مردم مظلوم را به سوی مرگ نفرستند. اما اکنون که وضعیت غیرقابل انکار شده است، جبههٔ پاور بانک به گونهٔ غیررسمی منکر شده است که افراد مسلح یادشده به این جبهه تعلق داشتهاند.
جبههٔ پاور بانک با وجود حمایت آیاسآی، با مشکلات جدی روبهرو است و نمیتواند مسئولیت این شکست بزرگ را بپذیرد. فعالان شبکههای اجتماعی و تحلیلگران باور دارند که این اقدام، قمارکردن با زندگی جوانان ناچار و مایهٔ شرمساری تاریخی برای جبههٔ پاور بانک است؛ زیرا این جبهه جوانان ناچار و شماری از نظامیان پیشین را در حالی به خط اول میدان جنگ میفرستد که خودشان پروژههایی به دست میآورند و در کشورهای خارجی زندگی آرامی دارند.
