نماینده دایمی پاکستان در شورای امنیت سازمان ملل ادعا کرده است که تحریک طالبان پاکستان (TTP) و گروه مسلح بلوچ گویا در افغانستان مراکز امن دارند و از همینجا امنیت پاکستان را مختل کرده و حملات انجام میدهند. همچنان، شماری از اعضای شورای امنیت نگرانیهایی را در مورد حضور داعش خراسان و سایر گروهها در افغانستان ابراز داشتهاند.
اما مولوی ذبیحالله مجاهد، سخنگوی امارت اسلامی افغانستان، اینگونه اظهارات و گزارشها را بیمورد و بیاساس خوانده است. او با تأکید گفته است: «هیچ شواهدی وجود ندارد که این ادعاها را ثابت کند. تبلیغات بیدلیل تلاشی برای بیثبات نشان دادن افغانستان است. ما از همه جوانب میخواهیم که به جای ادعاها، امنیت موجود افغانستان را یک فرصت بدانند و راه همکاری را در پیش گیرند.»
آنچه پاکستان به عنوان تبلیغات علیه افغانستان استفاده میکند، در حقیقت نتیجه سیاستهای ناکام خود اسلامآباد است. تحریک طالبان پاکستان (TTP) حاصل سیاستهای چند دهه گذشته ادارات امنیتی پاکستان است. اسلامآباد در برابر مردمان خود ظلم، تبعیض و زورگویی کرد (که این ظلمها همچنان ادامه دارد) و اکنون مسئولیت مقاومت مشروع آنان را به دوش همسایگان میاندازد.
خیزش و مقاومت گروههای مسلح بلوچ، نتیجه بیعدالتی دیرینه و محرومیت سیاسی بلوچستان است. مردم این منطقه به دلیل مطالبه حقوق خود با زور سرکوب شدهاند و همین ظلم دلیل اصلی ادامه مقاومت مسلحانه است.
اگر پاکستان واقعاً میخواهد امنیت را تأمین کند، باید به حل مشکلات داخلی خود بپردازد، نه اینکه نام افغانستان را به زبان آورده و آن را به عنوان یک دلیل بیمورد در هر محفلی مطرح کند. انداختن بار مشکلات داخلی به دوش همسایگان، سیاست داخلی و خارجی را زیر سوال میبرد، همانگونه که زیر سوال برده است.
تا کنون نه پاکستان و نه هیچ جهت بینالمللی شواهد موثقی را ارائه نکردهاند که حضور مراکز TTP یا مسلحین بلوچ را در افغانستان ثابت کند. همه سخنان آنان حول محور «تخمین» و «نگرانی» میچرخد.
امارت اسلامی به صراحت اعلام کرده است که به هیچکس اجازه نمیدهد از خاک افغانستان علیه کشور دیگری استفاده کند. عملیات گسترده امارت اسلامی علیه داعش و از بین بردن دهها لانه آنان، اثبات عملی همین تعهد است.
در گزارشهای بینالمللی همواره شمار، جای و تأثیر گروههای افراطی متناقض نشان داده شده است. گاهی گفته میشود هزاران جنگجو وجود دارد، گاهی سه هزار و گاهی دو هزار. این تناقض نشاندهنده آن است که گزارشهای آنان مبتنی بر اطلاعات دقیق نیست، بلکه بر حدس و گمانهای سیاسی استوار است.
همچنان، تاریخ و زمان ثابت کرده است که رهبران بزرگ دهشتافگنان داعشی بیشتر اوقات در شهرهای پاکستان بازداشت شدهاند، نه در افغانستان؛ بنابر این، مراکز اصلی دهشتافگنی در داخل پاکستان است، نه در خاک افغانستان.
در پایان، من به عنوان یک افغان و نویسنده، در مورد ادعاهای پاکستان و شورای امنیت چند نکته دارم؛ آن هم اینکه: * امنیت موجود افغانستان باید فرصتی برای همکاری مشترک در نظر گرفته شود. * اتهامات بیمورد تنها فضای بیاعتمادی و بیثباتی را افزایش میدهد؛ امیدواریم به جای اتهامات به حقیقت توجه شود. * اظهارات پاکستان جنبه تبلیغاتی دارد و تلاشی برای پنهان کردن مشکلات داخلی و خارجی خود است. * نگرانیهای شورای امنیت، تا زمانی که شواهد مستند نداشته باشند، تنها میتواند بخشی از فشار و بازیهای سیاسی تلقی شود. * موقف افغانستان روشن است: هرگز اجازه نمیدهد که این خاک علیه کشور دیگری استفاده شود. * یگانه راه ثبات منطقه، تفاهم واقعی و همکاری مشترک است، نه اتهامات و تبلیغات بیاساس.