توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.
کثرت احزاب و اختلاف دیدگاهها یکی از اصلیترین عادات و اخلاقیات سران جمهوریت و دستنشاندگان غرب بود.
زیرا هر یک به کشور و قدرتی خاص وابسته بودند و چگونگی رویکرد آنها در امورات کشور نیز از همان آدرس دیکته میشد.
بعد از سقوط جمهوریت و فرار چهرههای سیاه آن به خارج از افغانستان، گویا هنوز هم درخوابهای شیرینشان، رؤیای دوباره آمدن بهافغانستان را میبینند و از همینرو گهگاهی در باره آینده افغانستان اظهار نظر میکنند.
عدهای هنوز سنگ جمهورت را بهسینه میزنند، عده ای دیگر نوع حکومت سکولار را پیشنهاد میکنند، شماری حکومت غیر متمرکز را برای افغانستان میپسندند و تعدادی نیز خواهان تجزیه افغانستان اند.
در این میان اما برخی حیران و سرگردان گاهی این نسخه و گاهی نسخهای دیگر برای کشوری که مردماش طردشان نموده اند، تجویز میکنند.
رحمتالله نبیل که در حزببازی و ادعاهای عجیب و غریباش چه در زمان جمهوریت و چه بعد از آن شهرت زیادی دارد، در سالهایی که اداره کابل نفسهای آخرش را میکشید با همراهی اسپنتا حزب محور مردم افغانستان را تشکیل داد که مأوای اکثریت چهرههای اخراجشده از حکومت وحدت ملی اشرفغنی و عبدالله بود.
بعد از فتح افغانستان توسط امارت اسلامی و ازهم پاشیدن بنای فرسوده جمهوریت اینبار حزب جدیدی را در بیرون از مرزهای افغانستان تحت نام حزب ملی آزادی افغانستان ایجاد نمود و هدف آنرا حکومت غیرمترکز خواند.
در آخرین اظهارات اما برخلاف ادعای قبلی اش مبنی بر حکومت غیرمتمرکز، پرده از چهره سیاهش کنار زد و ماهیت اعتقادات پلیدش را برای همه نمایان ساخت.
بگونهای که در اظهارات اخیرش خواستار جدایی دین از سیاست در افغانستان شد و گفت که این جدایی به پایداری و عدالت میانجامد.
حالآنکه دین اسلام نه یک جنبه از زندگی بشر، بلکه تمام جوانب زندگی انسانها را دربر گرفته و برای تمامآن قوانین خاص خودش را معرفی نموده.
تشریع و قانونگذاری طبق آیات صریح کتابالله، مختص او تعالی است و در حیطه هیچ بشری نیست.
قوانینی که الله متعال سرباز زدن از آنرا در آیاتی ظلم، فسق و حتی کفر خطاب نموده!
اما آنهاکه چنین خزعبلاتی را برای آینده افغانستان پیشنهاد میکنند، چهزود عاقبت امپراطوریانی چنان انگلیس، روس و بادارشان آمریکا را فراموش کرده اند!
آیا ملتی که خاص برای تطبیق شریعت الهی در سرزمین افغانستان با دستان خالی بهمبارزه علیه سپاهیان شیطان قدعلم نمودند، چنین توهیناتی را تحمل میکنند؟!
یقینا که اظهار چنین حرفهایی بیش از هر زمان دیگری یاد و خاطر شخصیتهای چندگانه و مزدور این فراریان را در ذهن ملت مجاهدپرور افغانستان ماندگار میکند و نسلهای آینده نیز به ماهیت اصلی این افراد آنطور که لازم است پی میبرند.