اردوی پاکستان از دیر زمان زیر نفوذ مستقیم آمریکا، بریتانیا و غرب قرار دارد و در منطقه همانند یک قاتل اجرتی، طرحها و پروژههای آنان را پیش میبرد و حتی بر مردم و رعیت خود نیز رحم نکرده. این اردو امروز تمام ساختار حکومتی پاکستان را زیر چتر خود گرفته است. حکومت سیاسی و سیاستمداران در این کشور تنها نقش نمایشی دارند و هیچگونه صلاحیت اجرایی در دستشان نیست.
تاریخ اردوی پاکستان نشان میدهد که تمام فرماندهان و چهرههای کلیدی آن به طور کامل از جانب غرب پرورش یافتهاند، ارزشها و دیدگاههای غربی در ذهنشان تزریق شده و پس از بازگشت به کشور، مجری همان آجنداهای هستند که برای حفاظت از منافع این کشور در اختیارشان گذاشته شده است. هرگاه سیاستمداری یا مقام ملکی در برابر این برنامههای اردو ایستاده یا کار و سخن خلاف کرده، یا به صورت فزیکی از میان برداشته شده یا راهی زندان گردیده است. نمونههای روشن آن بینظیر بوتو و عمران خان، نخستوزیر پیشین پاکستاناند.
برای اردوی پاکستان نه منافع ملی کشور اهمیت دارد، نه ملت ارزشی دارد و نه ثبات منطقه و روابط نیک با همسایگان. آنچه برایش مهم است، اجرای اهداف غربی و گرفتن دالر در مقابل آن است و بس!. همین سیاستهای فاسد، اردو را درگیر جنگ مستقیم با مردم خودش ساخته و رهبران نظامی پاکستان را در وضعیت هراس و سردرگمی قرار داده است. به جای پذیرفتن مسؤولیت، گناه این همه بحران را به گردن همسایگان، به ویژه افغانستان، میاندازند.
حکومت و اردوی پاکستان برای پنهانکردن شکستهای خود و منحرف ساختن افکار عمومی از ظلمهایی که بر مردم روا داشتهاند، به اقداماتی دست میزنند که بقای خودشان را بیشتر در معرض تهدید قرار میدهد و بحران را پیچیدهتر میسازد. یکی از این تلاشها گردآوردن چند چهره منفور و ناکام از نظام پیشین افغانستان در اسلامآباد است تا آنان را دوباره به جنگ علیه افغانستان تحریک کنند. با این روند تلاش میکند ناکامیها و مظالم خود را در بلوچستان، سند، پشتونخوا و دیگر مناطق پنهان سازند.
سخن اول در مورد نشست اسلامآباد این است که این افراد در افغانستان کاملاً بیاعتبار شدهاند؛ مردم آنها را طرد کرده و هیچکس حاضر به شنیدن سخنشان نیست. دوم اینکه درِ کشورهای غربی را بسیار کوبیدند، اما کسی خریدارشان نشد و ناأمید برگشتند. سپس در منطقه و نزد همسایگان به جستوجوی پشتیبان برآمدند، حتی تا موساد اسرائیل رفتند، اما به خاطر نداشتن حمایت و قبولیت مردمی در افغانستان، تمام تلاشهایشان ناکام ماند.
این اقدامات اردوی پاکستان چیزی جز نشانه وارخطایی نیست. این کشور اکنون با شکستهای بزرگ سیاسی، نظامی، اقتصادی و اجتماعی دست و پنجه نرممیکند. جامعه پاکستان با شتاب به سمت هرجومرج و انارشیزم میرود. روزانه مناطق زیاد را در پنجاب، سند و پشتونخوا از دستشان بیرون و سربازانش کشته میشوند. روابط این کشور با هند، بنگلادیش، ایران، افغانستان و دیگر همسایگان در بدترین وضع قرار دارد؛ هیچ کشوری حاضر به تجارت و همکاری سیاسی یا اقتصادی با پاکستان نیست. این کشور خود را در انزوا گرفتار کرده و اکنون برای شکستن همین انزوا به چنین کارهای روی آورده.
پاکستان همین سیاست را در قبال ایران نیز دنبال میکند؛ گروههای مخالف نظام ایران را آموزش داده و برایشان پناهگاه فراهم ساخته، اما در آنجا نیز ناکام مانده و میدان را به ایران باخته است. بنابراین نشست اخیر مخالفان نیابتی در اسلامآباد هیچ معنا و ارزشی ندارد و تنها بازتاب دشمنی بیپایان با ملت و کشور خود است . ملت افغان این رفتارها را بهدقت زیر نظر دارند و در حافظه خویش ثبت میکنند؛ چنین اشخاصی را نه میبخشند و نه فراموش میکنند.
توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.