در ماه‌های اخیر، با اوج‌گیری تنش‌ها میان حکومت افغانستان و پاکستان، بحث‌های تازه‌ای دربارهٔ ثبات کشور و پیامدهای این بحران در فضای مجازی و رسانه‌ای داغ شده است. برخی چهره‌های وابسته به ساختار فروپاشیدهٔ جمهوریت و جریان‌های نزدیک به غرب، این وضعیت را به گونه‌ای تحلیل می‌کنند که گویا افغانستان با تهدید تحولات جدی، از جمله تجزیه، روبه‌رو است.

در همین فضا، اشرف غنی، مسؤول جمهوریت سرنگون‌شده، در سخنرانی اخیر خود ادعا کرد که افغانستان با «تهدید جدی تجزیه» مواجه شده است. این ادعا در حالی مطرح می‌شود که بر اساس واقعیت‌های موجود، برخلاف دوره‌های گذشته، امروز تمام جغرافیای افغانستان زیر کنترل یک حاکمیت واحد قرار دارد و هیچ گروهی در داخل کشور جای پا ندارد.

در مقابل، ضیاء یاسین، رهبر «جبهه آزادی»، سخنان غنی را رد کرده و تأکید کرده است که هدف آنان تجزیه نیست، بلکه «آزادی» است.

اما زمانی که ادعاهای این دو چهره را با شرایط و واقعیت‌های کنونی افغانستان مقایسه کنیم، به‌روشنی پیداست که هر دو برداشت، بیش‌تر از آن‌که بر واقعیات میدانی استوار باشد، متکی بر ذهنیت‌ها و محاسبات نادرست شخصی آنان در عالم خیال است.

زیرا افغانستان امروز، برخلاف دورهٔ جمهوریت، از نظر جغرافیایی و اداری یک‌پارچه است. در دوره جمهوریت، حتی در پایتخت، چندین چهره زورمند و گروه‌های مسلح غیرمسؤول عملاً بر بخش‌های مختلف کابل و دیگر ولایت‌ها تسلط داشتند و حاکمیت می‌کردند؛ از غرب کابل گرفته تا پغمان، پلچرخی و شرق شهر. این پراکندگی قدرت، افغانستان را در موقعیت شکننده‌ای قرار داده بود که مسیر تجزیه را هموار می‌کرد.

اما با روی کار آمدن حکومت کنونی پس از ۲۰۲۱، ساختار چندپاره و پراکنده پیشین از میان رفت، کشور از یک تجزیهٔ خطرناک نجات پیدا کرد و برای نخستین‌بار پس از سال‌ها، تمام ولایت‌ها و شهرها زیر پرچم یک نظام واحد قرار گرفتند.

حکومت کنونی افغانستان فضایی را به‌وجود آورده که هر فرد از ملت افغانستان احساس می‌کند هر گوشهٔ این کشور ملک همهٔ افغان‌ها است و با خیال راحت و بدون دغدغه‌های قومی و حزبی، در هر نقطهٔ این خاک قدم می‌گذارد و از فضای باز و پاک آن، حس آرامش، اخوت، برادری و همدلی را استشمام می‌نماید.

در چنین وضعیتی، سخن گفتن از تهدید قریب‌الوقوع تجزیه، با واقعیات سیاسی و میدانی کشور هم‌خوانی ندارد. از سوی دیگر، برخی گروه‌هایی که امروز در بیرون از کشور ادعای مبارزه برای «آزادی» را مطرح می‌کنند، در دو دهه گذشته زیر چتر نیروهای خارجی فعالیت داشتند و وابستگی‌های عمیق سیاسی و مالی آنان به بازیگران خارجی بر کسی پوشیده نیست. چنین گروه‌هایی به این دلیل که ساختار کنونی را برخلاف منافع و جایگاه گذشتهٔ خود می‌بینند، تلاش دارند وضعیت فعلی را «بحران‌زا» جلوه دهند.

واقعیت این است که چنین حلقات و گروه‌ها، که ادعاهایشان بزرگ‌تر از ظرفیت و موجودیت خودشان است و مدعی‌اند که برای آزادی می‌جنگند، نه تنها برای آزادی نمی‌جنگند، بلکه همان قلاده‌هایی هستند که بیست سال زنجیر اشغال در گردن‌شان بسته بود و زیر چتر اشغالگران زندگی می‌کردند. از بس که خوی غلامی و بردگی در وجودشان جا گرفته، امروز آزادی را برای خود زندان می‌پندارند و با شعار آزادی، پشت اهداف جاسوسی و منافع شخصی‌شان پنهان شده‌اند و تلاش دارند دوباره ملت افغانستان را به زندان اشغال بیندازند. بنابراین، این جریان‌ها نه ظرفیت واقعی برای ایجاد تغییر بزرگ سیاسی دارند و نه پایگاه مردمی در داخل کشور.

اما باید یادآور شد که ملت افغانستان تازه طعم آزادی، امنیت و آرامش را چشیده‌اند و برای حفظ آن، با تمام وجود در برابر هر کسی که بخواهد دوباره فضای تاریک اشغال را بازگرداند یا زمینهٔ چندحکومتی و تجزیه را در افغانستان ایجاد کند، مبارزه خواهند کرد.

توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.

Share.
Leave A Reply

Exit mobile version