نزدیک به پنج سال از پایان اشغال امریکایی در افغانستان و به میان آمدن حکومت جدید افغان میگذرد که همزمان با این، تهدیدها از خاک افغانستان به بیرون مهار گردیده، تسلیحات باقیمانده از امریکا مصئون شده و صرف در راستای تأمین امنیت افغانستان مورد استفاده قرار میگیرد که هنوز به طور کافی عصری نیست. با وجود این، پاکستان همچنان تلاش میکند مسئولیت ناکامیهای امنیتی داخلی خود را بر افغانستان تحمیل کند و همین تسلیحات باقیمانده امریکایی را به عنوان تهدیدی علیه خود مطرح سازد. این همان سیاستی است که پاکستان سالهاست آن را به طور بهانه و ابزار فشار در برابر افغانستان به پیش میبرد.
در جهان امروز، ماهیت جنگ دگرگون شده است؛ جنگها دیگر تنها به قوت سلاحهای سبک صورت به پیش نمیرود، بلکه جنگ سایبری، تخنیکی، استخباراتی، اقتصادی و سایر اشکال جنگ، از هر نوع جنگ نقش مؤثرتر و تعیینکنندهتری یافتهاند. تکنالوژی پیشرفته، طیارههای بیسرنشین (درونها) و حملات سایبری، به ابزارهای اصلی جنگهای معاصر مبدل گردیدهاند؛ در حالیکه بخش قابل توجهی از سلاحهای باقیمانده از امریکا با معیارهای جنگهای مدرن امروزی همخوانی کامل ندارند.
نکته مهم دیگر این است که گروههای مسلح فعال در پاکستان صرفاً بر سلاحهای کهنه تکیه ندارند؛ بلکه نوعیت حملات، شیوه تنظیم عملیات و نحوه استفاده از تکنالوژی نشان میدهد که آنان به روشها و امکانات جدید دست یافتهاند و بر مبنای آن، عملیاتهای موفقی را در برابر اردوی پاکستان انجام میدهند. این امکانات از افغانستان انتقال نمییابد؛ زیرا در افغانستان به گونه گسترده وجود ندارد و انتقال آن نیز تقریباً ناممکن است. در واقع، این سلاحها و تجهیزات در داخل خود پاکستان در اختیار گروههای مخالف مسلح قرار میگیرد.
به طور مثال، در بازار دره آدمخیل واقع پشاور، از سالها بدینسو یک مرکز مشهور تولید و فروش سلاح وجود دارد که در آن نه تنها نسخههای (کاپی) سلاحهای قدیمی، بلکه نمونههای سلاحهای مدرن و امریکایی نیز ساخته میشود. این واقعیت، ادعای پاکستان را که گویا تهدید متوجه آن کشور از جانب افغانستان و به دلیل سلاحهای باقیمانده امریکایی است، به طور کامل رد میکند.
واقعیت مهم دیگر این است که ایالات متحده امریکا هنگام خروج، همین سلاحها را از طریق پاکستان بیرون کرده و خود پاکستان نیز در روند بیرونسازی آن همکاری داشته است؛ در زمانی که افغانستان هنوز از اشغال امریکایی آزاد نشده بود. به تاریخ بیستم دسامبر سال ۲۰۲۰، ویبسایت تفتیش امریکا گزارشی را در مورد انتقال سلاحهای امریکایی از افغانستان منتشر کرده بود.
گزارشهای رسمی وزارت دفاع امریکا نشان میدهد که پیش از خروج، هزاران قلم تجهیزات نظامی از طریق پروسه «ریترُوگرِید» (Retrograde) از افغانستان خارج گردیده است. همچنان این گزارشها تصریح میکند که با خروج نیروهای امریکایی، شمار زیادی از سلاحهای حساس و پیشرفته را به گونه کامل تخریب کرده تا پس از خروج، توسط نیروهای افغان یا حکومت فعلی مورد استفاده قرار نگیرد. معلومات مربوط به این سلاحهای انتقالیافته یا تخریبشده در گزارشهای سیگار نیز مشاهده میتوانید.
اگر مشکل صرفاً سلاح باشد، پس چرا پاکستان در کنترول منابع و بازارهای داخلی خود ناکام مانده است؟ پاسخ روشن است: مشکل اساسی پاکستان نه سلاح، بلکه بیثباتی داخلی امنیتی، اقتصادی و سیاسی، و نیز بیاعتمادی گسترده میان مردم و حکومت است. بحران اقتصادی، اختلافات سیاسی و فاصله عمیق میان مردم و دولت، از عوامل اصلی ناامنی در پاکستان است. به علت که این کشور توانایی تأمین امنیت داخلی خود را ندارد و مردم آن نیز در برابرش قیام کردهاند، با طرح چنین ادعاهای بیاساس، تلاش میکند افکار مردم پاکستان را منحرف ساخته و مسئولیت ناامنی را بر دوش دیگران بیندازد.
برای روشنتر شدن این موضوع باید گفت که نهادهای بینالمللی تحقیقاتی نیز تأکید کردهاند که ناامنی در پاکستان ناشی از سلاحهای خارجی نه، بلکه عمدتاً برخاسته از عوامل داخلی است. گزارشهای مؤسسه صلح امریکا و گروه بینالمللی بحران نشان میدهد که مشکلات امنیتی پاکستان با بیثباتی سیاسی، روابط پیشین با گروههای مسلح غیرمسئول و تضادها در پالیسیهای دولتی پیوند مستقیم دارد. این تحلیلها بیانگر آن است که مطرحساختن نام افغانستان از سوی رژیم نظامی پاکستان، صرفاً یک ابزار سیاسی و تبلیغاتی است.
پاکستان با متهمساختن افغانستان میخواهد خود را در برابر جامعه جهانی به عنوان قربانی جنگ و تروریزم(!) معرفی کند و از این طریق، تحت عناوین مختلف کمکها و قرضهها را بهدست آورد. از همین طریق میخواهد بر افغانستان فشار سیاسی وارد کرده و خواستهای ناعادلانه خود را تحمیل نماید و از مسئولیت ناکامیها و ناامنیهای داخلی خویش با چنین ادعاهای بیاساس شانه خالی کند. با این رویکرد به هیچ وجه مسئولیت روژیم نظامی ادا نمیشود، بلکه این واقعاً فرار از مسئولیت است.
حقیقت این است که تأمین امنیت با بهانهسازی ممکن نیست؛ بلکه مستلزم شفافیت کامل، مدیریت قوی داخلی و هماهنگی میان سیاستمداران و مردم است. اما رژیم کنونی پاکستان با سیاستمداران و مردم خود دشمنی دارد و آنان را به اشکال گوناگون از خود دور و ناپدید میکند. تا زمانی که پاکستان مشکلات داخلی خود را به گونه صادقانه در درون حل نکند، نامبردن از افغانستان به جای حل مشکل، صرفاً به عنوان یک ابزار موقتی تبلیغاتی در دست آنان خواهد ماند. توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.