پس از آنکه هفته گذشته بلوچان مسلح آزادیخواه به قطار جعفر اکسپرس در بلوچستان حمله کردند و نزدیک به ۲۵۰ نفر از نیروهای ارتش، استخبارات و سایر نهادهای امنیتی و نظامی پاکستان را ابتدا به گروگان گرفته و سپس کشتند، این حادثه واکنشهای مختلفی را در داخل و خارج از پاکستان برانگیخت. بسیاری این رویداد را یک حمله موفقیتآمیز از سوی بلوچها دانستند و از پاکستان خواستند تا ظلم و ستم خود را بر بلوچها متوقف کرده و به بلوچستان آزادی دهد، اما افراد نزدیک به ارتش، استخبارات و حکومت پاکستان و حامیان آنها این حمله را محکوم و آن را یک حمله تروریستی خواندند.
در رأس این حامیان چهرههای برجسته جنگهای داخلی افغانستان، گروهها و دستههای مرتبط با آنها و فرزندانشان نیز شامل بودند که در پی این حادثه با پاکستان اسم ریختند. گروه مستقر در خارج از کشور تحت نام «مقاومت» به رهبری احمد مسعود پسر احمدشاه مسعود از فرماندهان جنگهای داخلی، محقق، رهبر حزب وحدت و صلاحالدین ربانی از چهرههای شاخص جنگهای داخلی، پسر برهانالدین ربانی از دیگر رهبران جنگهای داخلی و سایر افراد و گروههای مشابه، با پاکستان در این حادثه ابراز همدردی کرده، بلوچها را تروریست خواندند و حتی برای نشان دادن نزدیکی خود به پاکستان، پیش از حکومت پاکستان، افغانها و حکومت سرپرست را در این حمله مقصر دانستند. این افراد و گروهها در میان مردم عام افغانستان به عنوان مهرههای پاکستان مشهور هستند.
آنها سابقه طولانی در همکاری با ارتش و استخبارات پاکستان و وفاداری و خوشخدمتی به آنها دارند و حکومت پاکستان نیز در مقابل این اقدامات به عنوان قدردانی به آنها و اعضای خانوادههایشان پاسپورت پاکستانی داده است. در سوی دیگر، شماری از مقامات دولت سرنگونشده جمهوریت، از جمله رحمتالله نبیل، کمال ناصر اصولی، کبیر حقمل و شاه محمود میاخیل، انتقادات تندی را علیه این جنگسالاران مطرح کردهاند، آنها این افراد را اجنتهای پاکستان و بلوچها را آزادیخواه خوانده و مبارزه به اصطلاح کنونی آنها را نیز به چالش کشیده و آنها را متهم کردهاند که منافع ملی افغانستان را نادیده گرفته و خود را سخنگویان و نوکران اسلامآباد و تهران ساختهاند. آنها این جنگسالاران را متهم کردند که هیچ اصل و نسبی ندارند و منافع شخصی و وفاداری به بادارانشان برای آنها در اولویت قرار دارد.
این طعنه و کنایههای مقامات سابق به جنگسالاران همدرد با پاکستان در حالی مطرح میشود که هر دو طرف زمانی زیر چتر جمهوریت با هم کار میکردند و در همان زمان نیز یکدیگر را به لابیگری و خدمت به پاکستان متهم میکردند. اما پس از فروپاشی نظام جمهوریت برخی از این چهرهها گروههایی را علیه حکومت سرپرست فعلی تشکیل دادند که به دلیل اختلافات و درگیریهای شدید از هم پاشیدند یا در حال فروپاشی هستند. اگرچه این جنگسالاران در واکنش به انتقادات مقامات سابق چیزی نگفتهاند، اما احتمالاً این امر بیاعتمادیها، اختلافات و کشمکشهای موجود بین آنها را بیشتر گسترش خواهد داد.
نکته مهم دیگر این است که اکنون برای مردم عام افغانستان نیز ثابت شده است که این چهرهها و جنگسالاران هرگز از خدمت و خوشخدمتی به پاکستان دست برنمیدارند، برای آنها نه مردم مهم است، نه افغانستان و نه منافع ملی، بلکه تنها باداران و خوشخدمتی به آنها اهمیت دارد و آنها این را همیشه ثابت کردهاند.
قابل ذکر است که آزادیخواهان بلوچ علیه ظلم و ستم ارتش، استخبارات و حکومت پاکستان قیام کردهاند که دهها سال است بر آنها روا داشته شده است.گ، آنها میلیونها جوان، بزرگ، زن و کودک بیگناهِ آنها را کشتهاند، دهها هزار نفر دیگر را ناپدید کردهاند، در زندانها شکنجه میکنند و آنها را از هرگونه حقوق انسانی، اسلامی و بشری محروم کردهاند.
توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.