نشر یک پیام تند ضد اسرائیلی از سوی خواجه آصف، وزیر دفاع پاکستان، در شبکه ایکس و حذف فوری آن پس از واکنش مقامات اسرائیلی، بار دیگر نمونهای آشکار از اختلال در سیاست خارجی پاکستان و نبود یک موضع مستقل را به نمایش گذاشت. آصف در این توییت حذفشده، اسرائیل را مصیبت برای بشریت و یک ریاست سرطانی خوانده بود؛ اما عمر این پیام بسیار کوتاه بود، زیرا موج فشارهای دیپلوماتیک خارجی و اختلافات داخلی، این شعار تند پاکستان را به زودی به عقبنشینی مجبور ساخت.
حذف این پیام، در حقیقت نشاندهندۀ ضعف رژیم نظامی اسلامآباد در برابر فشارهای جهانی است. هرچند اظهارات آصف در پرتو واقعیتهای عینی منطقه و احساسات عمومی واقعی به نظر میرسید، اما عقبنشینی او در برابر واکنش اسرائیل ثابت ساخت که مقامات پاکستانی توان تحمل پیامدهای سخنان تند خود را ندارند. این رویداد، سؤالات جدی را دربارۀ نبود حاکمیت کامل و استقلال رژیم نظامی مطرح میسازد و نشان میدهد که تصمیمات آن، به جای اتکا بر ارزشهای ملی، زیر تأثیر حفظ اعتبار خارجی اتخاذ میشود.
تنها چند دقیقه پس از توییت تحریکآمیز آصف، پیام شهباز شریف، نخستوزیر این رژیم، دربارۀ آتشبس و تلاشهای دیپلوماتیک، بهگونهای آشکار نبود هماهنگی و تضاد عمیق دیدگاهها را در دستگاه دولتی پاکستان نمایان ساخت. چنین به نظر میرسد که شهباز شریف میخواست اثرات منفی سخنان تند آصف را فوراً خنثی سازد و به جامعۀ جهانی این پیام را منتقل کند که سیاست رسمی پاکستان با آن موضع تفاوت دارد. اینگونه تضادها سبب میشود که پاکستان در سطح جهانی به عنوان بازیگری دوچهره شناخته شود و اختلافات درونی دستگاه دولتی آن نیز برملا گردد.
واکنشهای تند وزیر امور خارجۀ اسرائیل و دیگر مقامات بلندپایۀ آن کشور به توییت آصف، که پاکستان را به جای میانجی صلح، خودی یک مشکل دانستهاند، اسلامآباد را با ضربۀ شدید دیپلوماتیک و انتقادهای گسترده روبهرو ساخته است. اسرائیل با مهارت از سخنان آصف بهره برد تا تلاشهای پاکستان برای ایفای نقش میانجی میان ایران و امریکا را زیر سؤال ببرد. این موضوع، به دلیل بازتاب گسترده، در این روزهای حساس برای پاکستان به یک چالش مبدل شده است؛ زیرا ابراز آرزوی نابودی اسرائیل و سپس عقبنشینی زیر فشارهای خارجی و داخلی، وزن دیپلوماتیک رژیم نظامی را به طور کلی آسیب رسانده است.
رژیم نظامی پاکستان و حکومت حاکم پشت آن، در وضعیتی قرار دارند که از یک طرف، به سبب فشارهای مذهبی و مردمی داخلی، ناگزیر اند موضع ضد اسرائیلی نشان دهند، اما از طرف دیگر، از بیم فروپاشی اقتصادی و انزوای جهانی، نمیتوانند روابط خود را با اسرائیل و حامیان آن به طور کامل تخریب کنند. حذف این توییت، در واقع، بیانگر هراسی است که پاکستان از دست دادن منافع دیپلوماتیک و مالی خود دارد. این سیاست دوگانه سبب شده است که پاکستان نه در جهان اسلام نقش یک رهبر قاطع را داشته باشد و نه در غرب به عنوان شریک قابل اعتماد باقی بماند.
قابل یادآوری است که اینگونه شعارهای پاکستان در بسیاری موارد تنها برای فریب افکار عمومی میباشد؛ زیرا پاکستان در عمل، با پیوستن به بورد صلح ترامپ، حتی آمادگی خود را برای اعزام نیروهای پاکستانی به غزه به منظور خلع سلاح مبارزان فلسطینی نیز نشان داده بود تا امریکا و اسرائیل راضی باشند. هدف اصلی در عقب این معامله این بود که امریکا در بخش معادن بلوچستان سرمایهگذاریهای گسترده انجام دهد و در کاهش قرضههای پاکستان همکاری کند. این تناقض در مواضع رژیم نظامی نشان میدهد که این رژیم برای حفظ منافع مادی و بقای خود آماده است تا برخلاف شعارهای خود، حتی در قضایای حساس امت، مانند فلسطین، نیز با قدرتهای بزرگ معاملههای پنهانی کنند.