پروسه ویانا با صدور اعلامیهای، ششمین نشست خود را به تعویق افتاده اعلام کرده است؛ علت تعویق را حوادث اخیر، وضعیت پیچیده و حساس منطقه و تأثیر آن بر فضای سیاسی ذکر کردهاند. برگزارکنندگان پروسه ویانا تأکید کردهاند که ششمین نشست ویانا در زمان مناسب و با در نظر گرفتن رویدادهای منطقهای برگزار خواهد شد.
اگر به اصطلاح عامیانه بگوییم، در سیستم تجاری و بازاری، هر جنس برای فروش زمان خاص خود را دارد، یعنی اجناس تابستانی را در زمستان کسی نمیخرد و اجناس زمستانی در تابستان قابل استفاده نیستند. آنها فهمیدهاند که در شرایط کنونی، کسی اجناس آنها را حتی به دو روپیه در بازار سیاست نمیخرد. آنها پروسه ویانا را یک گردهمایی سیاسی مینامند، اما باز هم بدون اینکه شرم کنند، شرایط نامناسب فروش خود را عامل تأخیر ذکر میکنند؛ همین تأخیر جنبه تکیه کامل مخالفان بر خارج را نیز روشن ساخت.
اصلاً اگر مخالفان قدرتمند بودند، نیازی به نشست نداشتند. معنی این حرف این است که آن گروهها و اشخاصی که خود را مخالف و بدیل حکومت فعلی میدانند، اگر واقعاً نفوذ سیاسی، حمایت مردمی، تشکیلات منظم یا ظرفیت میدانی مؤثر داشتند، نیازی به کنفرانسها و اعلامیههای پیدرپی خارجی پیدا نمیشد. جریانهای قدرتمند عموماً حضور خود را با برگزاری جلسات در شهرهای اروپا ثابت نمیکنند، بلکه از طریق مردم، سازمان منظم، برنامه واضح و تأثیر عملی نشان میدهند. بر همین اساس، نشستهای ویانا در نظر مردم نشانهای از قدرت نیست، بلکه نمونهای از ضعف و نبود نفوذ واقعی به شمار میرود.
این نشستها در پنج دور گذشته، اهداف خود را اینگونه نشان دادهاند؛ آنها گفتند که یک چارچوب سیاسی بدیل برای افغانستان ایجاد خواهیم کرد، جریانهای مخالف را گرد هم خواهیم آورد و حمایت بینالمللی را به دست خواهیم آورد. اما پس از گذشت پنج دور، نه تنها هیچ تغییر عملی رخ نداد، بلکه ششمین دور که قرار بود در ماه می ۲۰۲۶ برگزار شود، به تعویق افتاد. اما عوامل اصلی پشت این تأخیر، نکات نوشته شده در اعلامیه نیستند، بلکه بحرانهای عمیق سیاسی، تشکیلاتی و اعتباری هستند.
یکی دیگر از دلایل عمده تعویق یا کمرنگ شدن چنین نشستهایی، سابقه منفی جنگسالاران است. ملت افغان حافظه جنگهای داخلی، فساد، انحصار، معاملات قومی و ائتلافهای ناکام را دارد، که به همین دلیل، جنگسالاران مورد استقبال قرار نمیگیرند. در نشستهای اخیر ویانا، حضور همان چهرههای قدیمی زیاد است که اعتماد مردم را بیشتر کاهش داده است. اینکه هر زمان و هر مکان همان چهرههای قدیمی برای تجارت جدید گرد هم میآیند، همین بیاعتمادی تاریخی، بنیان اجتماعی این پروسه را تضعیف و بیرنگ کرده است.
ساختار انحصاری و بیاعتمادی داخلی هر نشست از سوی مخالفان، که بسیاری از شرکتکنندگان جلسات اولیه در جلسات بعدی حضور نداشتند و تنها یک یا دو گروه جای آنها را میگرفت، پروسه ویانا را با بحران مواجه کرده است. در حال حاضر، تنها چند جنگسالار و مأموران اطلاعاتی برخی کشورها شرکتکنندگان پروسه ویانا هستند که هر روز اعتبار خود را در میان ملت افغان از دست میدهند.
در طول دور پنجم ویانا، برای اولین بار احمد مسعود و یاسین ضیاء با هم ظاهر شدند و این اوج سطح جلسه محسوب میشد. اما مشکل اینجا بود که وزن واقعی این جبههها بسیار کمتر از تبلیغات بود و حتی به دلیل برخی مسائل فرعی، اختلافات شدت گرفت. در دور پنجم ویانا ادعاهای بزرگی مطرح شد، وعدهها داده میشد و لافزنیها صورت میگرفت، اما تا به حال نه معادله قدرت را در داخل تغییر داده و نه ساختار سیاسی منظمی ایجاد کرده است.
حمایت بینالمللی در جریان پروسههای ویانا و سایر پروسهها نیز عملی نبود، بلکه لفظی بود؛ در طول این نشستها همیشه از حمایت کانگرس امریکا، آدرسهای اروپایی و برخی نهادهای غربی یاد میشد و آنها در اکانتهای رسمی خود مواضع تشویقی حلقههای محدود خارجی را منتشر میکردند، آنها میخواستند با تبلیغات حمایت مردمی را جلب کنند، اما بعداً همه اینها نادرست و خیالی ثابت شد.
اعلام تعلیق پروسه ویانا، اعلان پایان دایمی این پروسه باشد. مخالفین تلاش خواهند کرد که تعلیق دور ششم را یک تصمیم فنی جلوه دهند، اما در چنین پروسههای سیاسی خارجی، گاهی اوقات تعلیق نشانه ناپدید شدن تدریجی است که پروسه ویانا نیز اکنون به همین مرحله رسیده است.
توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.