نویسنده: ابوناهید جوزجانی من جوان بیست چهار ساله هستم و از چهارسال بدینسو با کتاب، مجله، سایتهای رسمی، سیاسی و تبلیغاتی سروکار دارم و شگفتانگیزترین چیزی که در این دو روز دیدم، گستاخی و نبود ادب و کلمات عاری از انسانگفتارانه روزنامه رسمی جمهوری ایران بود. روزنامهی که بیش از چهل و پنج سال بدینسو در زمینه تحلیلهای سیاسی جمهوری ایران و منظقه کار میکند و برای یک ملت هشتاد ملیونی از مهمترین مراجع منبع تحلیلی و خبری قرار گرفته است و به پندار خودشان روزنامه یک کشور با فرهنگ و متمدن است! و امروز نگاهم به سرمقالهی افتاد که در مورد امارت اسلامی افغانستان نوشته بود «گروه تروریسی»، «تکفیری»، «جنایاتکار»، «مخالفان موازین اسلامی» و پر از کلمات دور از واقعیت و خلاف موازین اخلاقی و انسانی! آنهم از رزونامه رسمی یک کشور همچو ایران! باید بگویم:سردبیر روزنامه جمهوری ایران قبل از اینکه سرمقاله بنویسد، بلکه پیش از اینکه قلم به دست بگیرد، اندک ادب و احترام یاد بگیرد و مثل انسانهای سالم و عاقل گفتن و نوشتن را بیاموزد و روزنامه یک کشور را با کلمات سرشتی و تربیتیافته و پر از نفرت و خلاف فطرت انسانی و دروغهای واضح و آشکار خود؛ زیر سؤال نبرد و به اعتبار و ارزش یک ملت با تمدن، ضربه نزند. اگر اندک در مورد خودشان بنگریم و اخبار ملت ایران را دنبال کنیم و به گذشته نظامشان در سوریه، عراق، یمن و.. نگاهی بندازیم و فریاد زنان و مردان مردم تهران، اصفهان و دیگر ولایتهای ایران را که در کوچهها و شهرها با سینهسپری سر میدهند، گوش دهیم؛ خواهیم دانست که مصداق این کلمات نازیبایشان نظام ما است یا نظام خودشان! آشکار است. چند چیز را به طور فشرده باید بگویم: ۱. امارت اسلامی افغانستان در بین هیچ قوم و قبیله تبعیض قایل نشده است که شیعههای ایران و حکومتش قایل شده است. دو روز بعد از فتوحات همایش و مراسم مذهبی اهل تشیع در کابل برگزار شد و مسئولین منطقهیی امارت اسلامی برای حفظ امنیت و آرامش مردم شیعه کابل آنجا تشریف بردند و از امنیت و آرامش تا حد توان بشری تضمین نمودند، اما در ایران مراسم دینی اهل سنت به جایش، اجازه اقامه نماز و برپای فرض خدا در یک محدودهی کوچک را نمیدهند، در مرکز ایران، تهران، که بیش از یک ملیون اهل سنت زندگی میکند، از چهل پنج سال تاکنون اجازه ساختن یک مسجد برای شان داده نشده است و نمازخانهها را مهرلاک/پلمپ کردند و مردم اهل سنت در بُعد عبادی از نبود مکان منظم آواره اند و در بسیاری از شهرهای ایران حق نمازخواندن را ندارند و این عمل ناشایست در تاریخ بشریت بیسابقه است و تاحال در هیچجای افغانستان بعد از سر قدرت آمدن امارت اسلامی حتی پیش از آن، هیچ مسجد و جای عبادت به روی اهل تشیع بسته نشده است و بعد از به قدرت رسیدن امارت اسلامی امنیت و آرامش شیعهیان بیشتر شده است نه کمتر، اما شاید اولین و آخرین پایتختی در دنیا تهران باشد که برای برپایی مراسم دینی و اقامه نماز اجازه داده نمیشود، درحالی که روز شب شعار از اسلام میزنند و با دشمنان اسلام ندای دشمنی سر میدهند! مگر بزرگترین دشمن خدا بینماز نیست؟ و کسی که برپای چنین عبادت بزرگ را ممانعت کند چه؟! ۲. ملا مهدی از ولایت سرپل که دانشآموخته «دانشگاه اسلامی [خیالی] قم» ایران بود، بخاطر فداکاریهای که برای امارت اسلامی داشت، از طرف امارت اسلامی ولسوال یکی از مناطق شیعه نشین گماشته شد تا امارت اسلامی بیشتر بتواند به مردم شیعه رسیدگی کند، چون با مردم خود خوبتر باهم میسازند، اما بنابر تحقیقات استخباراتی امارت اسلامی ملا مهدی توسط سازمان اطلاعاتی ایران تحریک به شورش شده و وعدههای گزاف از طرف اطلاعات سپاه پاسداران ایران برایش داده شده و سبب شده که منجر به سرکشی از امارت اسلامی کند و دست به بغاوت بزند و در نتیجه خود را به هلاکت بیندازد و مردم شیعه را بد نام و بی اعتماد سازد…اما امارت اسلامی افغانستان با چشم پوشی باردیگر مردم شیعه را به آغوش برادری گرفت و گذشتههایشان را فراموش کرد و جزو عضو تن خود قرار داد. ۳. مردم شیعه در افغانستان از امنیت کامل برخوردار هستند و این مشکلات جزئی که پیش میآید، در اصل عاملش جمهوری دیکتاتوری ایران است. چون یک گروه تروریسی از شیعهیان افغانستان به نام گروه فاطمیون تشکیل داد و در کشورهای سنی نشین سوریه و عراق به جنگ فرستاد و بین شیعه و سنی آن کشورها اختلاف برپا کرد و مردم اهل سنت آن دیار را با شیعهیان افغانستان عغدهمند کرد و اعتماد مردم افغانستان نیز از اهل تشیع این کشور به سبب سوء استفاده ایران از اینها سلب شده بود و.. و یکی از عوامل بزرگ آمدن داعش در افغانستان و انجام عملیاتهای انتحاری و قتل مردم اهل تشیع در زمان جمهوریت نیز همین بود که گروره وحشی داعش در سایت رسمی اعلام کرده بود «ما انتقام خودمان را از خانودههای شما خواهیم گرفت، چنانکه شما خانوادههای اهل سنت را در این مناطق میکشید» و گروه داعش این ادعای خود را در زمان جمهوریت بارها بعد از انجام عملیات انتحاری در مساجد اهل تشیع اعلام کرد و بنابرین دشمن بزرگ اهل تشیع ایران و داعش است نه امارت اسلامی و سبب قدوم داعش به افغانستان در زمان جمهوریت نیز ایران بود، اما الحمدلله امارت اسلامی از تمام مردم و ملت خود حفاظت میکند و امنیت و آرامش آنها را تصمین مینماید و به هیچ گروه و حزب اجازه نمیدهد در خاک افغانستان علیه ملت عزیزمان موقف بگیرد و دشمنی کند و پروزه گروه وحشی داعش را نیز در مدت کوتاه از افغانستان پاکسازی کرد و هیچ گروه در افغانستان خلاف موازین امارت اسلامی فعالیت نمیکند، بلکه این همه انتحار و انفجار به احتمال زیاد، کار استخباراتی و اهداف شوم ایران است و کافیست ایران به سیاستهای داخلی و خارجی ما دخالت نکند و مثل انسان سالم و عاقل تعامل داشته باشد! و گاهی این خواسته ما از فرهنگیان و سیاستمداران ایران دور به نظر میرسد. ۴. مردم اهل تشیع افغانستان جز ملت ماست و امنیت و آرامش آنها امنیت و آرامش خودماست و نظام امارت اسلامی در این عرصه هیچ فرقی بین شیعه و سنی قایل نیست و احتمال میرود این انفجار و انتحار و قتل مرموز اهل تشیع که در این چند مدت اتفاق میافتد، دسیسه و پلانهای سیاسی کشورهای همسایه و به احتمال غالب ایران باشد که بخواهد بین سنی و شیعه اختلاف و تنش ایجاد کند و آب را گِلآلود نموده ماهی بگیرد و افغانستان را سوریه و عراق دوم بسازد، اما امارت اسلامی به هیچ سازمان تروریستی و استخباراتی کشورها به ویژه کشورهای همسایه اجازه نمیدهد در این زمینه در کشور گام بردارد و حرکتی انجام دهد و همه کشورهای همسایه به شمول جمهوری دیکتاتوری ایران نیز به این نتیجه رسیدهاند که امارت اسلامی بر عهد و قول خود ایستاده و وفادار است و با همه کشوهای همسایه تعامل خوب دارد و هیچ کسی را نمیگذارد که از خاک این کشور به همسایهها تعرض کند و همچنان به هیچ کشور اجازه نمیدهد که به سیاستها و مشکلات داخلی، حریم مرزی، تجاری، فرهنگی و اجتماعی و.. افغانستان دستدرازی کند و دخالتهای منفقانه نماید و یا هرج و مرج ایجاد کند، پس بهتر است کشورهای همجوار در همه عرصهها در فکر تعامل خوب باشند و نظام کنونی افغانستان را با نظام قبلی اشتباه نگیرند، چون آنهای که اشتباه گرفتند تجربه سخت هم داشتند، مثل پاکستان که در مرزها و تعامل تجاری میخواست، سنت پیشینه خود را (غصب، غارت، حقارت و..) انجام دهد،اما بعد از تلفات سخت سیاسی و تجاری پی برد که مشکل اساسی در خودشان بوده است و مرتکب اشتباهی بزرگی شدند. باید به ملت عزیز ایران گفت: نباید انسانهای گستاخ و بیادب و انسانهای کم خرد از شما نمایندگی کنند و به نام کشور و ملتتان با کشورهای همسایه مشکل ایجاد نمایند و مشترکات فرهنگی، دینی، سیاسی و تجاری را به هم بزنند و دنبال دامنزدن به فتنه و اختلاف و کشمشهای سیاسی باشند، چون امارت اسلامی خواهان تعامل خوب با ملت ایران است، با هیچ کشور خواهان جنگ و تنش نیست، گرچه در جنگ تجربههای طولانی داریم و میتوانیم سفید را از سیاه جدا کنیم و نان و نمک خود را از دهان گرگ و شغال بگیریم.