در مدت نزدیک، قوماندانان جبهۀ پوشالی مقاومت، مانند حسیب قوای مرکز، شمس، بابه و اکنون بار دیگر میرویس، بخشی از یک سلسلۀ کشتار بودند. معلوم نیست این سلسله تا چه زمانی ادامه خواهد یافت و گسترش پیدا خواهد کرد؛ اما این حقیقت را آشکار ساخت که همۀ این رویدادها از رهبری ناتوان، مدیریت ناکام، معاملات پنهانی، اختلافات عمیق داخلی و مشکلات فراوان دیگر این جریان بهاصطلاح مقاومت سرچشمه میگیرد. عاملان این تلفات سنگین و پیدرپی، عامدانه میخواهند فرزندان دیگران را به کام نابودی بکشانند.
اگر از یکسو به موضوع نگاه کنیم، همۀ این قوماندانان و همراهانشان در حالی با هدف گسترش بیثباتی، ناامنی و فتنه به کشور آمده بودند که فرزندان اصیل، بیدار و نیرومند این سرزمین، از پیش اقدامات قاطع و تعیینکنندهای را در برابر آنان طرحریزی کرده بودند. در واکنش به همین نیتهای ناپاک مخالفان، نیروهای امنیتی و استخباراتی چنان ضربهای بر دشمن وارد کردند که تمامی نقشههای شوم آنان نقش بر آب شد.
اما از سوی دیگر، موضوع تأسفبار و در عین حال عبرتآموز این است که این قوماندانان فریبخورده و دیگر جوانان، برای خیالات پوچ یک رهبر موروثی (احمد مسعود) قربانی شدند؛ رهبری که بهجای حضور در میدان عملی جنگ و پرداختن بهای قربانی، از خانههای مجلل اروپا و مهمانخانههای استخبارات خارجی، با خیال آسوده بازار همدردیهای آنلاین را گرم نگه داشته است. قربانیشدن سرهای فرزندان دیگران در میدان و اعلامیههای مجازی همدردی احمد مسعود در بخش رهبری، بهروشنی نشان داد که این قوماندانان برای بقای یک خانوادۀ انحصاری و یک گروه محدود، به گوسفندان قربانی تبدیل شدهاند و بس!
یک حقیقت تلخ و دردناک این است که سود هر یک از این کشتارها و تلفات، تنها به جبهۀ خانوادگی احمد مسعود و برخی شبکههای استخباراتی خارجی و منطقهای میرسد. همان حلقههای استخباراتی که در چند دهۀ گذشته هیچگاه نیت نیکی در قبال آبادی، صلح و ثبات افغانستان نداشتهاند، همواره از خون افغانها برای تحقق اهداف شوم خود استفاده کردهاند و هنوز هم با بیشرمی تمام همین سیاستها را دنبال میکنند.
از این پس، اعضای باقیماندۀ این گروه خیالی و آن جوانانی که با خرافات و تبلیغات جبهۀ خانوادگی احمد مسعود و اجیران استخباراتی فریب خوردهاند، باید ماهیت واقعی این بازی زهرآگین و ناکام را درک کنند. مردم افغانستان امروز در آرامش، امنیت و استقلال زندگی میکنند، هیچ نوع تلاش برای بیثباتسازی و تخریب را تحمل نمیتوانند و در برابر آن موضعی بسیار محکم و قاطع دارند. تاریخ بهروشنی ثابت کرده است که پروژههای شوم استخباراتی، برخلاف ارادۀ ملت مؤمن افغانستان، نمیتوانند به اهداف خود برسند؛ مالکان اصلی این سرزمین به هیچکس اجازه نخواهند داد که آزادی، امنیت و ثبات آنان قربانی اهداف بیگانگان شود.


