پشت هر جنگ، یک روایت فکری و استخباراتی نهفته است، اما زمانی که جبهات نیابتی و پروژههای آن در میدان عمل با شکست بنیادی مواجه میشوند، حامیان و به اصطلاح پیشگامان آنها مجبور میگردند تا برای پنهان کردن اشتباهات خود، توطئهها و روایتهای تازهای بسازند. در این اواخر، ابعاد اصلی جنگ بیگانه و نیابتی بیشتر از پیش روشن و مانند آفتاب آشکار شد. آن کسانی که در پشت پرده، بازی قدرت و توان را در دست دیگران به پیش میبردند، اکنون در نتیجه ناکامیهای پیهم خود، دچار یک سرگردانی عمیق فکری و سیاسی شدهاند.
برای پنهان کردن این ناکامی، یک طبقه خاص و باقیماندههای مقامهای مفسد پیشین، روایت خطرناک تازهای را در رسانههای اجتماعی آغاز کردهاند. آنها تلاش میکنند وضعیت جاری را به عنوان «جنگ داخلی» معرفی کنند و مردم را با این پندار روبهرو سازند که گویا کشور به سوی جنگ خانگی روان است. هدف از این روایت خیالی این است که چهره اصلی جنگ نیابتی بیگانه و خارجی پنهان شود و مسئله به عنوان یک اختلاف داخلی در میان افغانها نشان داده شود، تا مسؤلیت باداران خارجی و مراکز استخباراتی شان رفع گردد.
نکته قابل توجه در این جریان این است که پس از تجاوز مثلث خبیث در نورستان، بدخشان و سایر مناطق، برخی از حامیان جبهات یادشده، کشورهای منطقهای مانند پاکستان را به زبان محکوم کردند، اما در عمل و تبارز، از نکوهش جبهات و طرفهای اصلی ملامت به طور عمدی خودداری ورزیدند. این سیاست دوگانه و رویکردهای منافقانه آشکار ساخت که آنها دیگر در برابر ملت هیچ آبرویی ندارند. هنگامی که حامیان خارجی آنها دستان خود را به شکل آشکار به خون افغانها رنگین ساختند و برای ویرانی کشور کمر بستند، پس آنها مجبور شدند برای پردهپوشی آن، تقابل به میان آمده با دشمن خارجی را در زیر سایه همین روایتهای منافقانه، جنگ داخلی بنامند.
اگر روایت تازه جنگ(!) داخلی زیر ذرهبین یک رویکرد عقلانی و منطقی بررسی شود، به آسانی معلوم میشود که عاملان جنگهای داخلی گذشته و دستنشاندههای بیگانگان چه کسانی هستند!؟ این نسل به اصطلاح «مقاومت» و «آزادی» امروزی دقیقاً بقایای همان چهرههای سیاهی است که در دهههای گذشته سرمایههای ملی کشور را به تاراج برده بودند. اکنون که پروژههای شوم و تحمیلی آنها به بنبست رسیده است، میخواهند با تکرار پیهم جنایات گذشته، اذهان ملت را یک بار دیگر تسخیر کنند، اما در این راه هر قدم باعث رسوا شدن بیشترشان میگردد.
سرگردانیهای مزمن و شکستهای پی هم سیاسی و نظامی مخالفین در ظرف پنج سال ثابت کرد که این جبهات پوشالی هرگز نمایندگی از ملت افغانستان کرده نمیتوانند. دوران پنجساله گذشته آنها یک صفحه سیاه از ناکامیها و خیانتهای آزموده شده است که کینه و نفرت نسبت به آنها را در ذهن ملت بیشتر ساخته است. اکنون که آنها در تمام راههای گذشته خود ناکام ماندهاند، به واسطه ترساندن از جنگ داخلی و روایت نادرست تلاش میکنند در جامعه آشفتگی فکری به وجود آورند و برای اجیران خود راه زندهماندن را پیدا کنند.
روایتهای جعلی جنگ داخلی از سوی جنگسالاران نیابتی، دیگر در میان ملت هیچگونه پیرو و تأثیری ندارد. ملت افغانستان در تجربه تلخ سالهای گذشته، تفاوت میان دوست و دشمن را به خوبی درک کرده و دیگر فریب شعارهای فریبنده هیچ بیگانهپرست و دستنشاندهای را نمیخورد. بهترین پاسخ در برابر این تلاشها و روایتسازیهای ناکام، تحکیم وحدت ملی، حفاظت از استقلال کشور و رسواسازی کامل چهرههای همان عاملان پیشینی است که همیشه به اشاره بیگانگان در تباهی این خاک دست داشتند.
توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.


