رهبران جبههای موسوم به «مقاومت»، پس از آنکه تحت تأثیر وعدهها و حمایتهای بیرونی قرار گرفتند و مخالفت با حکومت افغانستان را آغاز کردند، تلاش کردند این جبهه را بهعنوان چتری فراگیر برای گردهمآوردن همه مخالفان معرفی کنند؛ چتری که قرار بود جریانهای مختلف سیاسی و نظامی و مخالفان حکومت را زیر یک عنوان واحد جمع کند.
اما با گذشت چند سال، واقعیت موجود با تصویری که در رسانههای وابسته یا نزدیک به این جبهه ترسیم میشد، فاصله زیادی دارد. این جریان نهتنها نتوانسته است همه مخالفان را زیر یک چتر جمع کند، بلکه در درون خود نیز با انشعابهای پیدرپی روبهرو شده است. چهرههایی که زمانی از اعضای کلیدی و وفادار آن محسوب میشدند، یکی پس از دیگری از آن فاصله گرفتهاند و بعضاً به فکر ایجاد جریانهای مستقل افتادهاند.
چندی پیش، «حامد سیفی»، از فرماندهان شناختهشده این جریان، کنارهگیری خود را اعلام کرد. پس از کشتهشدن فرمانده نظامی این جبهه، «حسیب قوای مرکز»، بار دیگر بحثها درباره وضعیت داخلی و رهبری این جریان بالا گرفت. پس از آن نیز «حفیظ منصور»، از چهرههای شناختهشده سیاسی و فرهنگی این جریان، از آن فاصله گرفت.
باید پرسید که دلیل کنارهگیری اعضای برجسته این جبهه و انشعاب آن چیست؟ چرا جبههای که خود را چتر امید و محور گردهمایی مخالفان معرفی میکرد، بهجای گسترش، روزبهروز با ریزش نیرو و انشعاب روبهرو میشود؟ وقتی این جریان از زوایای مختلف مورد بررسی و واکاوی قرار گیرد، بهروشنی مشخص میشود که دلایل انشعاب و کنارهگیری اعضای آن به چند مشکل اساسی برمیگردد:
نخست؛ انحصار تصمیمگیری و نقش حلقه نزدیک به رهبری
یکی از جدیترین انتقادها به ساختار رهبری این جبهه، متمرکز بودن تصمیمگیریها در حلقهای بسیار محدود در اطراف احمد مسعود است؛ حلقهای که بسیاریها نقش ماماهای احمد مسعود را در آن برجسته میکنند. بسیاری بر این باورند که بخشی از تصمیمهای مهم این حلقه، با هماهنگی و تحت تأثیر استخبارات و مراکز بیرونی اتخاذ میشود. هرگاه تصمیمهای اساسی یک جریان سیاسی بیرون از اراده بدنه سیاسی و نظامی آن شکل بگیرد، دیر یا زود اعتماد نیروهای داخلی را از دست خواهد داد.
مسئله فقط این نیست که چه کسی تصمیم میگیرد؛ مسئله این است که آیا اعضای جبهه در تصمیمگیری سهم دارند یا تنها مجریان تصمیمهای یک حلقه محدود هستند؟ وقتی جریانی ادعای فراگیر بودن دارد، اما تصمیمهای اصلی آن در حلقهای کوچک گرفته میشود، طبیعی است که نیروهای دیگر احساس کنند نقشی ندارند و در نهایت راه جدایی را در پیش بگیرند.
دوم؛ ضعف و عدم شایستگی رهبری
مشکل اساسی دیگر، رهبری این جبهه است. رهبری سیاسی با نام، شهرت خانوادگی و میراث گذشته به دست نمیآید، بلکه نیازمند اهلیت، تجربه، توانایی مدیریت و اعتماد مردم است. اگر اعضای سیاسی و نظامی یک جریان در طول زمان احساس کنند که رهبرشان توانایی لازم برای مدیریت بحران، جذب نیرو و پیشبرد اهداف را ندارد، طبیعی است که اعتمادشان کاهش یابد و در نهایت مسیر خود را از آن جریان جدا کنند.
سوم؛ نبود یک استراتژی روشن، عملی و قناعتبخش برای اعضا و هواداران
یک جریان سیاسی را نمیتوان تنها با مخالفت با حکومت تعریف کرد. مخالفت بهتنهایی یک برنامه سیاسی نیست. مردم و اعضای یک جریان باید بدانند که این مبارزه برای رسیدن به چه هدفی است، مسیر رسیدن به آن هدف چیست، چه هزینهای دارد و در نهایت چه آیندهای را برای کشور رقم خواهد زد. آیا این مبارزه صرفاً برای تأمین و برآورده ساختن منافع شخصی رهبران جبهه و استخباراتهای بیرونی است یا برای عموم مردم نیز منفعتی دارد؟
هرگاه اعضای جبهه ببینند که هدف اساسی رهبران آن، تأمین منافع شخصی خود و بادارانشان است و از آنان صرفاً بهمثابه چوب سوخت استفاده میشود، دیگر نمیتوانند نابودی خود را نظاره کنند. به همین دلیل، مسیر خود را جدا میکنند. اگر جریانی سالها صرفاً از «مقاومت» سخن بگوید، اما نتواند تصویر روشنی از آینده سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشور ارائه کند و اهداف آن هر از گاهی با توجه به منافع حامیان خارجی و برای تأمین منافع شخصی تغییر یابد، بهمرور زمان حتی اعضای خودش نیز دچار پرسش و تردید خواهند شد.
چهارم؛ میراثی بودن رهبری
مشکل دیگری که نمیتوان بهسادگی از کنار آن گذشت، میراثی بودن رهبری است. رهبری سیاسی ملک شخصی یا میراث خانوادگی نیست. هیچکس صرفاً به این دلیل که وارث یک نام سیاسی است، شایسته رهبری نمیشود. شایستگی باید در میدان عمل ثابت شود. وقتی اعضای سیاسی و نظامی یک جریان ببینند که رهبری بدون توجه کافی به اهلیت و توانایی و صرفاً بر مبنای میراث گذشته به فردی واگذار شده است، طبیعی است که مسیر خود را جدا کنند.
بنابراین، انشعابهای پیدرپی بیش از آنکه یک اتفاق مقطعی باشند، نشانه وجود مشکلات عمیق در ساختار یک جریان سیاسی هستند؛ نشانههایی که در واقع از فروپاشی داخلی و اختلافات بیپیشینه میان چهرههای مخالف حکایت دارند.
توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.


