افغانستان در بیستوچهارم ماه اسد سال جاری وارد پنجمین سالِ دوران آزادی خویش میشود و گذر این مدت نسبتاً طولانی گویای این واقعیت است که افغانستان در این مدت به ثبات رسیده و توانسته است از تمام ظرفیتهای موجود برای آبادانی، بهبود وضعیت و جبران گذشته استفادهٔ بهینه نماید.
از طرفی دیگر، باید به این واقعیت مبرهن اذعان نمود که مخالفان فراری در طی این مدت بدترین و تفرقهانگیزترین دوران خودشان را در کشورهای مختلف سپری کردند و هر روز نسبت به روزهای قبل پسرفت کردند و اتحاد مزعومشان پراکندهتر و ریسمانش گسستهتر شد.
همچنین یادآوری این نکته خالی از فایده نیست که در لابهلای این سالها، کشورهای جهان در قبال افغانستان با دو گزینه روبهرو بودند: یکی تقویت روابط با حاکمیت کنونی و استفاده از فرصتهای اقتصادی و تجاری آن و دیگری حمایت و پشتیبانی از مخالفان فراری و قمارکردن روی نتایج نامعلوم و در بهترین حالت، نتایج بیفایده.
آنچه در طی این مدت آشکارا رخِ تصمیمگیریهای عمومی به سوی آن چرخیده است، انتخاب گزینهٔ اول از سوی کشورهای جهان و به ویژه کشورهای همجوار است؛ یعنی کشورها به همین نتیجهٔ مطمئن رسیدند که انتخاب همکاریهای دوجانبه و بودن در کنار مثبت قضیه صددرصد به نفع منافع ملی و بینالمللیشان خواهد بود و اکنون وقت آن به پایان رسیده است که بخواهند با فریب و دغل و بودن در جانب منفور و سیاه قضیه به چیزی برسند و سودی کمایی کنند.
همین مطلب باعث شده است که مخالفان فراری زیر نام احزاب و تشکلهای مختلف پراکندهتر شوند و به هر کوی و برزنی برای بهدستآوردن حمایتی سر بزنند و اما با دروازههای بسته مواجه شوند و سایههای تاریکی روی سرشان سنگینی کند.
ولی بازهم نباید از خاطر دور داشت که با تمام بنبستهای موجود فراروی مخالفان فراری و عقبگرد مداوم فعالیتهای تبلیغاتیشان، تنها یک کشور حاضر شده است که همچنان در کنار مخالفان فراری نقش حامی را بازی کند و در نقش روباهِ مکار، از اعضای مخالفان به عنوان عوامل قربانیشونده، مختلکنندگان امنیت داخلی و پیشمرگان اهداف سیاسی استفاده کند.
شکی نیست که با این توضیح، تنها نامی که به گوشها آشنا میرسد پاکستان است، کشوری که همیشه کوشیده است از سرمایههای افغانستان همچون دریای خروشان و جاری استفادهٔ بلاعوض نماید و طبق خواسته و سلیقهٔ خودش با آن بازی کند.
در این میان، با اینکه مخالفان این حمایت را به نفع خودشان میدانند و گویی پیشرفتی در کارنامهشان رقم زدهاند، اما در حقیقت نمیدانند که دارند در داخل باتلاقی فرومیروند که تنها بازنده و مردهٔ آن خودشان هستند و پاکستان تا زمانی در کنارشان در ظاهر امر خواهد بود که به یقین بداند که بودنش نفعی دارد و میتواند جاپایی در خاک افغانستان داشته باشد.
جز این، این روباهِ مکار هرگز تن به حمایتگری و پشتیبانیگری نمیدهد و در طول همجواریاش با افغانستان خیری از آن دیده نشده است، زیرا چطور در عقل میگنجد که کشوری همچون پاکستان که همیشه در دسیسهچینیها و توطئهگریهای علیه افغانستان در خط مقدم بوده و با همین مخالفان که روزی در قدرت بودند، مقابله میکرد، اکنون حاضر شده است از همان افراد با عنوانی دیگر دفاع کند و همهجانبه دوشادوشش به پیش برود!؟
این سؤال پاسخی جز این ندارد که پاکستان همواره در پی تحقق اهداف خویش و رساندن ضرر به افغانستان از هر طریق، ولو با استفاده از خودیهای فراری، میباشد و هرگز راضی به این نمیشود که اگر یک درصد احتمال وجود داشته باشد که مخالفان امتیازی کسب کنند، او نیز خوشنود گردد و از مخالفان تمجید و تعریف کند، بلکه هر موفقیت و هر امتیازی را برای خودش میخواهد.
این همان باریکهای است که مخالفان فراری از آن چشم پوشیدهاند و حاضر نیستند این واقعیت را بپذیرند و از آغوش پاکستان بیرون بیایند.
توجه: نوشته ها، مقالات و نظریات منتشر شده از صدای هندوکش تنها بیانگر نظر نویسندگان است، موافقت صدای هندوکش برایشان شرط نیست.


